ترجیح می دادیم متن فوق پیش از این خوانده می شد تا درصورت موافقت اکثریت،دانشجویان نیزمی توانستندنظرشان را طی برگزاری مراسم اولین دوره فارغ التحصیلان پیرامون دانشگاه خود ابراز دارند.متآسفانه زمینه آن فراهم نگشت.لذا به صورت شخصی نسبت به انتشار آن اقدام نمودیم.


با نام آفريدگار دانايي, اخلاق و بينش

با عرض خير مقدم خدمت رياست محترم دانشگاه صنعتي شريف – جناب آقاي دكتر سهراب پور – رياست محترم دانشگاه كيش – جناب آقاي دكتر عسگري – رياست محترم دانشكده علوم و مهندسي – جناب آقاي دكتر منظوري – جناب آقاي دكتر مير عمادي , معاونين , اساتيد و والدين محترم اولين دوره فارغ التحصيلان پرديس بين المللي دانشگاه صنعتي شريف , سلام دانشجويان اين دانشگاه را نثار جامعه بزرگ آموزشي كشور مي نماييم.

براي ما بيش از اين زمان طولاني تحصيل , بر كنار هم , آموختن جنبه هاي تجربي زندگي واجد ارزش بوده است كه كسب علم نيز البته جزء فنا نا پذير اين عرصه مي باشد.

چون خانواده اي با اشكها و لبخندها , ما مي خنديديم گاه به آنچه ناچاري مسلم ما بود و زماني بر آنچه نا كارآمدي ها پديد مي آورد مي گذشتيم و دم بر نمي آورديم و البته بود لحظات درخشاني كه ما را به وجد آورد.

25 مهر 1383 روز تكرار نشدني عمر ما بود. اميد همچون تنفس تازه بر رگ هاي ما موج مي نواخت و شوق ,لعاب رقيق شادكامي را به صورت هاي ما پرده مي افکند.طي مدت چند ساله ي بعد براي ما برش هايي از يك تجربه فراگير اجتماعي مي بود كه براي همسالان ما اتفاق نادري به شمار نمي رفت و اما بسياري از ما در خانواده هايي رشد يافته بوديم كه توجه بيش از اندازه شان راه را براي بيان مفاهيم جدي زندگاني از سوي جامعه سلب مي كرد و اين دور افتادگي سبب شد كه ما قد بكشيم.

همشاگردي عزيز سلام, دوست دوران دانشجويي كه تصويرت را پيش از اين بارها در افكار خود مرور مي كرديم سلام. آن روز كه آغاز كرديم خودمان نيز از به انتها رساندنش مطمئن نبوديم اما با قلبي كنار هم قرار گرفتيم كه با طپش هاي پي در پي بر ما نهيب مي زد كه تواناييهاي خود را باور كنيم, ساده نشماريم و بدانيم كه راه ما نيز از مسير هاي رسيدن به اهداف بلند مرتبه انساني است. و ارزشمند تر لحظاتي كه در روابط ما رويانده شد , بر جان خود بكاريم و سالها پس از اين ميوه هاي زندگاني را از درخت عمرمان به دست نسل بعد دهيم.

ما ياد گرفتيم تا آنجا كه صبر مجال دهد بر كاستي ها ديده فرو بنديم, آنگاه كه آشكارا نا حق بر حق را روا داشته اند به تذكري اكتفا كنيم , چرا كه تجربه ي دانشگاه خود را در عرصه جديد آنقدر تازه مي دانستيم كه با دلهايمان به شكوفا كردنش تلاش كنيم وازسهم خود" سهم دانشجو بودن خود " بنا به مصلحت در بسياري موارد بگذاريم تا به سبب عده اي عارضه اي جدي گريبان گير آن نشود و زمان بگذرد تا برخي از همين افراد با اساس نگرش آموزشي آشنا شوند و آنقدر به نقش فرهنگ تعصب بورزيم تا عيار ادعاي فرهنگي عده اي آشکارشود.

آزمون هاي رنگارنگي كه يك به يك آمدند تا صلاحيت ما را براي پاي گذاردن به اين تجربه ناب تصديق نمايند و از اساتيدي كه هر كدام به شيوه اي عده اي از ما را شيفته ي عملكرد و سلوك خود كردند. و البته بودند عده اي كه ما تا همين لحظه نيز به راستي نقش برجسته ي آنان را در اين رويداد آموزشي و پرورشي درك نكرديم.

تحصيل به زبان بيگانه بيش از آنكه حس كنجكاويمان را غنا بخشد , سبب شد عده اي به ديده ي ترديد به ما بنگرند. در اين ميان عوض شدن ماهيت آموزشي دانشگاهي كه بدان وارد شده بوديم باعث شد كمك هاي بي دريغ قديمي تر ها را نيز با خود نداشته باشيم. بسياري از ما تلاش كردند تا مدت ها بعد اين نگاه شبهه بر انگيز رفع شود.

لازم مي دانيم همين جا از خواهران و برادران گرامي خود در دانشگاه كيش كه طيف وسيعي از اين عزيزان ما را پذيرا بوده و با بدرقه ي همدلانه ي خود ما را ترك كردند نهايت قدرداني را به عمل آوريم.

روند امور دانشگاه ما سير منظمي را نپيموده است. آن بخش هايي كه ضعف داشتند برخي هرگز به طور كامل در مدار تكامل قرار نگرفته اند و البته بخش هاي ديگر كه هرگز به طور جدي مديريت آن به چالش كشيده نشد.

در اين ميان البته از پيشرفت هايي كه صورت گرفته و به عنايت خداوند كه در آينده نيز تداوم داشته باشد نظير توسعه ي فضاي كتابخانه يا بهبود كيفيت عرضه ي مواد غذايي كه البته قصه هاي بسيار داشته است سخن به ميان آورده و از تلاشگران اين عرصه تقدير مي نمايد.

امتحاناتي كه در سالن مينو برگذار مي شد و حرف و حديث ها و اوراق امتحاني كه غالبا ً بسيار شبيه به هم نگاشته مي شدند! در نهايت برگزاري امتحانات را به راهرو هاي دانشگاه كشاند تا سرانجام ما شاهد تاسيس دانشكده علوم و مهندسي در كنار خود باشيم كه گشايش آن به بهينه سازي فضاي آموزشي حاضر كمك شاياني كرد.

روزي كه خبر حريق سالن مينو انتشار يافت غمي افزون ما را در بر گرفت. خاطرات مراسم هاي گوناگون, رخداد هايي كه بعضا ً با نام هاي بزرگي از عرصه هاي گوناگون همراه بود, جلسات پرسش و پاسخ هاي نا تمام همه و همه پيش چشم ما خاكستر شد. امروز باز گشايي مجدد اين سالن ما را مي برد به مرور همان يادگارهاي ارزشمند كه گوشه ي دل هر يك از ما مثل گنجينه هاي گرانقدر حفظ مي شوند.

دوره ما روزگار آرامي در اين دانشگاه بوده است. اين آرامي البته به زعم بسياري از دوستان در پاره اي موارد به شدت آزار دهنده بوده كه ديگر تمام شده است. اميدواريم نسل ما درس هاي خود را از اين عرصه فرا گرفته باشد.

تهيه برخي جزوات دروس تا اواسط ترم به طول مي انجاميد و فقدان تجهيزات مدرن آموزشي كه بعدها استفاده از آن شكل مدون تري به خود گرفت. از آن زماني كه ما حتي از كپي كردن يك ورق اوراق درسي مان نيز عاجز بوديم تا امروز كه در لزوم كيفيت آموزشي بحث هاي جدي جامانده از قبل تا حدي پاسخ داده شده اند فاصله اي چند ساله مشاهده مي شود. و در اين مدت دراز اگرچه ما بايستي شاهد گامهاي جدي در تحول و رويكرد سازماندهي دانشگاه كيش در راه پر فراز و نشيب پيش و رو مي بوديم اما مواجهه با رويكرد سليقه اي, فشارهاي بيروني و نگرانيهاي عجيبي كه همان مدت اثر گذاري يك مدير مي باشد و چند وقتي است در بدنه مديريتي كشور ما به كرّات رخ مي دهد و لابد موضوعات ديگري كه از آن بي خبريم و از رده هاي بالاتر به سازماندهي آموزشي ما تحميل شده بود را مي توان نام برد كه بر اين عرصه بسيار اثر گذار بوده است. در كنار آن ما هرگز فداكاري هاي بسياري را كه در ابعاد گوناگون , هم در بخش داخلي و هم بخش پيراموني آن, فراموش نخواهيم كرد و براي همه اين عزيزان از خداوند منان توفيق خدمت گذاري به جامعه خود را آرزومنديم.

روي سخنمان با خواهران و برادران گرانقدري است كه بعد از ما و در كنار عده اي از ما به تحصيل خواهند پرداخت. بدانند دوستانشان به خاطر بر فراز بردن نشان دانشگاه صنعتی شريف بر بلنداي دانشكده به سهم خود ممارست و پيگيري هاي فراوان نموده اند. اميد است ما همه شايستگي هاي تحصيل تحت اين نام بزرگ را هيچ گاه به فراموشي نسپاريم.

همچنين توصيه دلسوزانه ما حفاظت از نهال نوپاي انجمن صنفي دانشجويان است كه به حق با خون دل و البته توصيه هاي مشفقانه ي برخي دلسوزان اين نهاد آموزشي به دست شما سپرده مي شود.

لازم مي دانيم بار ديگر از درايت و حسن نظر حجة الاسلام والمسلمين جناب آقاي عليدادي كه با دقت نظر خود اين راه دشوار را بر ما هموار ساخته اند بار ديگر قدرداني كرده و به ايشان صميمانه ترين درود ها را مي فرستيم.

اگز چه مجموعه اين محيط آموزشي و ما به عنوان دانشجويان آن همچنان از بسياري از استانداردهاي آموزشي و فرهنگي فاصله داريم و متاسفانه درپاره اي از موارد هنوز راه صلاح در پيش گرفته نشده است اما باز بايد به دوستان جوان تر خود ياد آوري كنيم كه سالهاي گذران عمرشان در اين دانشگاه از جمله مهمترين عرصه هاي زندگي و البته اميدواريم پرثمر ترين دوره هاي زندگيشان باشد وبا بهره كامل از آن , روزي آنان بر اين جايگاه تكيه زنند وبا دفاع از عملكرد به مراتب بهتر از ما اين توصيه ها را نثار نسل هاي بعد از ما كنند.

در انتخاب اين دانشگاه بيش از هرمولفه تأثير گذار ديگري صرفا ً نام دانشگاه معظم صنعتي شريف بوده است كه لازم مي دانيم از مديريت پويا و با صلابت آن جناب آقاي دكتر سهراب پور سپاسگذاري كنيم. فرزندانشان امروز در جايگاه فارغ التحصيلان اولين دوره پرديس بين الملل دانشگاه صنعتي شريف دست ايشان را به گرمي مي فشارند , اميد كه با كم و كاست هر چه بوده توانسته باشيم كمترين وظيفه خود را در بر آورده كردن به كمال نظرات ايشان و آن دانشگاه به انجام رسانده باشيم.

از اساتيدي كه افتخار همراهيشان نصيب ما شد و اين اتفاق فرخنده متاسفانه در ترم هاي بعدي رخ نداد , ضمن بهترين درودها سر تعظيم فرو آورده بابت دانش ارزشمندي كه به اندوخته هاي يك عمر زندگي فرزندان خود افزودند و ما را مديون زندگاني پر بار خود ساخته اند خدا را شاكر خواهيم بود.

يادي از مهندس سيد جواد موسوي مدير مستعفي فرهنگي دانشگاه كيش كه متاسفانه مجال به باروري انديشه ي نيك ايشان در اين فضا داده نشد و تاكيد چند باره بر لزوم توجه بيش از اين به واحد فرهنگي دانشگاه كه از ارزشمند ترين نهادهاي فرهنگ ساز ميهن عزيزمان مي باشد.

با ياد استاد فقيد جناب آقاي دكتر نجومي كه دعوت حق را لبيك گفتند و به ديار حضرتش شتافتند.

عده اي از ما شايد كه تا آخرعمربا هم بمانند و عده اي ديگر هرگز همديگر را نبينند.....

در پايان با بغضي كه فرو مي خوريم و دستي كه آخرين بار ديوارهاي دانشگاهمان را لمس خواهد كردوانگار كه بازگشت ما را به همان روزهاي نخست رقم زند, قلب هاي ما را 4 سال جوان تر كند ديگر بار چون نخستين بار حس دلچسب شناخت در ما لبريز شود,

دست در دست هم به اميد يادی نيك از كوچكترين فرزندان ايران چشم انتظار فرداي پر افتخار.

فارغ التحصيلان اولين دوره

پرديس بين الملل دانشگاه صنعتي شريف

ارديبهشت 1388

پاسخ به سوال

جناب آقای آرام

نخست با یستی عرض کنیم که مخاطب یادداشت دوم ما شما نبوده و تنها درد و دلی با خوانندگان وبلاگتان بوده است. 

بگذریم, متأسفانه شما بار دیگر به حواشی پرداخته اید. در این مجال سعی می شود که به آن پاسخ دهیم.

    - در ابتدا فرموده اید که " برای داشتن چنین فضایی که شما روزی له و امروز علیه در آن می نویسید"  تا آنجایی که یادمان است و طبق آنچه بایگانی مطالبمان نشان می دهد فعالیت ما به تمامی جنبه اطلاع رسانی داشته و هرگز مطلبی بر توصیف ذات ملوکانه شما یا وبلاگتان حداقل از جانب ما انتشار نیافته است.

     - اگرچه شما نیز خود آگاهید و این همان حواشی است که عرض می کنیم شما در آن سیر می کنید, در نظر ما دانشجویان عوام نیستند چه, اگر ما خود را جدا از آنها حس می کردیم حرف دلمان را پیش دوستان دانشجویمان باز نمی گفتیم.  تنها منظور ما از عوام گرایی شریط اجتماعی است که همان طوری که توضیح داده شده بر جامعه ما حاکم است. قصد تنها ذکر مثالی بود تا طول و عرض و بیشتر که عمق مسئله را با دانشجویان کنکاشی دوباره کنیم.

اگر مفهوم ستیزه جویانه شما از عوام زدگی بی خبری از پشت و روی پاره ای از مسائل روزگارمان است به شما بابت درک بالایتان تبریک گفته اعلام می داریم از عوام ترین اقشار پیرامونتان هستیم.

- منظور شما را از " تعامل با دنیای بیرون" متوجه نشدیم. اگر هدف دیدار های روزانه و آشکار و پنهان با شما باشد آری,  و امّا ما را از حضور در محضرتان معاف دارید. ولی به عنوان یک شهروند در این جامعه مطمئن باشید که حدی قابل قبول را از ارتباطات و تعاملات برخورداریم.

- از عنوان " منتقد کوی و برزنتان" هم سپاس گزاریم. تنها با یک یاد آوری ظریف   من دست منتقدی را که پایه های حکومت مرا بلرزاند می بوسم (حضرت علی"ع") 

      - ا ز ما پرسیده اید "این اتفاق خوب است و غنیمت یا اشتباه است و بایستی جلوی آن گرفته شود"

این نیز جوابی ساده دارد. تنها منشوری از عقاید گوناگون ما را به تعالی خواهد رساند, امّا با دلی صاف.

نمی توان هم زمان شمشیر آخته بر کمر بست و با نور و لعاب واژه های پر تملّق پشت حریف را به انتظار نشست.

- " تبلیغات!! " بحث جالبی است. امّا مصداق هایتان را درست نفرموده اید و همین شما را در ارزیابی از خودتان به بیراهه کشانده است.

این مسئله بدیهی است که قامت این وبلاگ در حد تبلیغات این چنینی نیست. شاید در زمره آرزوهای دور و درازتان باشد امّا فراهم آوردن محملی از افرادی نظیر ما که نا آگاهند و اتفاقاً که بار عمده هم بر دوش آنان است به نفع نماد هایی که در همین جزیره خوش آب و رنگ هم می توان ردی از آنها دنبال کرد, محل بحث ماست.

- در ادامه اشاره داشته اید به " سر پا نگه داشتن وبلاگ پس از این دو سال و عواملی که باعث می شود کار گروهی سخت شود " کدام عواملند؟ اخلاق, رفتار, بینش یا ... نیم نگاهی به خود بیاندازید. همواره علت بی فرهنگی هایی این چنین آنقدر پیچیده و دشوار نیست.

- در آخر از توصیه شما متشکریم که ما را آنقدر قابل دانستید که از اداره فضایی مشابه بر آییم.

  حتی در آن صورت نیز این معنای پایان یک اعتقاد نیست , شاید تنها ما و شما را در آستانه آغاز یک راه قرار دهد.

سروش کاظم زاده – یاسر سیدی

پاسخ به یک قضاوت

عده ای از برادران و خواهران گرانقدر این شائبه برایشان حاصل شده که چگونه در وبلاگ حاضر که متعلق به جناب آقای آرام بوده و هست و حتما که طبق نظرات ایشان مورد بازبینی و نظارت جدی قرار می گیرد هنگامی که کسانی همانند ما مطلبی را خلاف نظر ایشان درآن منتشر می کنند و از قضا حذفی هم در کار نیست دیگر چگونه باید به خود اجازه دهیم تا توقع دیگری نیز داشته باشیم. چراکه حتی همین آزادی های عمومی در زمینه انتشار افکارهم در دانشگاه ما جدی گرفته نمی شودهیچ، بعضا با تیغ اتهام و توبیخ و مجازات نیزنواخته می شوند.

نخست آن که به عرض برسانیم در عصری که در آن حاضریم غالب مسائل واجد نواحی ناشناخته ای از دید عوام گشته اند که اگر شما بر حسب تصادف صورت واقعی اتفاقی را که چندی قبل به نظاره بوده اید دریافتید کمتر تعجب کرده، با این موضوع کنار آمده باشید که همین است و گریزی از آن نیست، بایستی عرض کنیم این فضای مجازی که افکار ما را در خود جای می دهد حاوی آن چه است که توضیح آن داده شد.

متاسفانه درد ما امروز حتی نبود و کمبود فضای تبادل نظر فرهنگی در دانشگاهمان نیست و اصل مساله آنجاست که عده ای عمدا قصد داشته اند از خلا به وجود آمده نهایت استفاده را ببرند و در ازای اعطای حدی از امکانات نظیر انتشار آثار به استثمار ذهن و اندیشه بپردازند و این همان نقطه ای است که ما در آن قرار گرفته ایم.

 بعد آن که در پاسخ به آقای آرام مبنی بر تقدیر از ما که نوعی دهن کجی نثارمان کرد جوابیه ما انتشار می یابد و اما باز دست غیبی ایشان از آستین بیرون آمده در ادامه همان یادداشت (و نه در مطلبی جداگانه) چند خطی ما را مهمان نصیحت های فرزانه ی خود می کنند و در ادامه جواب ما را به ادامه مطلب ارجاع داده و در آخر هم به ضیافت چند بیتی شعر می کشانند.

ما باید چه کنیم فقط لبخند بزنیم چرا نه؟! چرا که تنها حق دفاع برای ما در زمین حریف محترم شمرده شده است. زمان آن هم به کرامت طرف مقابلمان بسته است که تا کجا اهداف تبلیغاتی اش را به پیش ببرد و از آب گل آلودش صیدی به سبد افتخاراتش بیفزاید.

برای دانشجویان بعدی همانا آرزوی همتی بس بلند در آفریدن خلاقانه این بزنگاه فرهنگی، جایی که شما آزادانه و بی قید و بند دغدغه هایتان را بیان کنید و بر سر آن بمانید، معدود مواردی که نیمه ی آشکار و پنهان ندارد.

 

سروش کاظم زاده – یاسر سیدی

یک یادآوری کوتاه

این یاداشت به بهانه ی دوسالگی وبلاگ آقای آرام نگاشته شده است.

جناب آقای سیامک آرام

خبر دوسالگی وبلاگتان دیر به دستمان رسید. هر چند این رخداد از آن جا سرچشمه می گیرد که به طور طبیعی در حال حاضر رابطه ای بین "ما" و "شما" برقرار نیست. اما لزوم یادداشت حاضر از آن جا احساس می شود که لوح تقدیری از الطافتان شامل حال ما شده که مانده ایم با آن چه کنیم!

وقتی چند لحظه می گذرد و فکر ما می رود به زمان همکاری، ناخودآگاه این کلمات بر قلم جاری است.

شاید برای شما نیز پیش آمده باشد که در مورد شخصی، مکانی، یا حتی یک زمینه کاری از قبل با توصیف یا توجیه قبلی همراه شده باشید. این در مورد ما البته بود. چرا که توجه به یک فعالیت ناب دانشجویی (چه بهتر که از نوشتن و تبادل نظر باشد) ما را بر آن داشت که در حد توان خود (و بهتر است که اصلاح کنیم در حدی قابل قبول برای آن) وقت بگذاریم و مشتاقانه تلاش خود را بر زلالی یک فضای رفاقتی جلا دهیم، اما چه نصیبمان شد...

هرچند که به هیچ وجه قصد بازگشت به گذشته و مرور آن را نداشته و نداریم اما ذکر همین چند خط ضروری به نظر می رسد که به طور طبیعی ما اسیر شرایطی گشتیم که به جرات می توان گفت بعدها جزئی از یک برنامه بلند مدت نشان داد، نه در شأن دانشجو و نه مقام ارزش ها که چه قدر این مفاهیم امروزه دور به نظر می رسند. فریب خورده ی رفاقت هایی که می بایستی بی کم و کاست رفت و تا آخر عمر حفظ کرد به تدریج زخمی بر ما، تکه ای هر چند کوچک و غریب از مجموعه ای که معتقدیم نام یک جامعه فرهیخته دانشجویی بر پیشانی دارد، نهاده است تا زمان های بعد از آن بیایند و ما محتاط تر از قبل به یک همکلاسی، همزبان یا حتی هم وطن بنگریم.

 تاریخ همواره چنین بوده است از ناحیه ای دچار می کند که چهره آشنایی در تاریک روشنش آن دورها پیداست.

جناب آقای آرام

لوح تقدیر که به دستمان رسید قلبمان لرزید، انسان اسیر اشتباهاتش خواهد ماند. هر دو طرف، چه ما که روی نداریم یادآوری کنیم حتی روزی بر ساز و برگ قدرت طلبی و فتنه افکنی می نواختیم و امروز اما خاموش تر از همیشه به نظاره نشسته ایم و

 

شمایی که به پیش می روید. به کجا نمی دانیم. شاید تا آستانه یک تکرار یا ...

 

سروش کاظم زاده – یاسر سیدی



گاها جابجایی یک نقطه، معانی ای را دگرگون می سازد و نشانه هایی را متفاوت.
گاها وقایعی حادث می گردد که تنها شرایط تاریخی آن مهیا نیست که وگرنه هیچ اشکالی بر وقوعشان نیست.
بسیار بوده است در جوامع و تاریخ، پیوندهای نامانوسی که بسته شده است و جنسشان متجانس نبوده است با یکدیگر.
شاید تاریخی، چندگانگی ها به یگانگی رود. به امید آن روز
                                                           سیامک آرام
ادامه نوشته

می خواهم با شما حرف بزنم

با نام خالق زیبایی

 

آن چه باعث شد تا در چند روز اخیر اقدامی در مقام پاسخگویی به اظهار نظر دوستان انجام ندهم از آن جهت بود تا سهمی در دامن زدن به فضای هیجان زده ای که خواسته یا نا خواسته حول وحوش مراسم دانشجویی رخ داد, نداشته و به نحوی با کسانی که عمداً قصد دارند با خلط مبحث عقاید کاریکاتور گونه ای را در پوششی از اتهامات و فرمایشات ضد و نقیص بیان کنند, همراهی نکنم. همچنین بدینوسیله از کسانی که هنوز در این فضای تبلیغاتی مسموم راه روشنگرانه نقد حال را به بیراهه منفعت طلبی نکشانده اند,  دفاع به عمل آورده و بگویم که می خواهم با شما حرف بزنم.

 

خواهر گرانقدر, برادر عزیز :

 

- هدف از آمدن به دانشگاه به هر قصدی که باشد, به نظر می آید که فرق آن با ثبت نام در یک  موسسه ی آموزشی بر همگان مشخص است. دانشگاه ها نه تنها به پشتوانه علمی غنی که نیروی محرکه جامعه را در زمینه های گوناگون تأمین می نماید بلکه به لطف دانشجویان به مثا به چتری بوده که نظرات و آمال گوناگون را جمع آوری می کنند,  واجد حس و حالی هستند که بیرون از آن فاقد چنین اتمسفر منحصر به فردی حتی با ارائه تمام امکانات آموزشی خواهد بود.

- از جمله صادقانه ترین نقد هایی که در جامعه امروز ما صورت می پذیرد, همین زنهارهایی است که در جهت تکوین رو به رشد دانشگاه ها ویا کلیّت جامعه از طرف دانشجویان صورت می پذیرد. نه ادعای سهم خواهی در میان است و نه قصد و غرض , چرا که بر فرض فلان مسئول دانشگاه رفتنی است و این دانشجو است که می ماند و می ماند. کاستی ها را بایستی که تاب آورد و امّا افتخارش برای مدیرانی خواهد بود که همگی خود را از نقد پذیری مبرا دانسته, در تشویق ها پدیدار می شوند!

- متأسفانه بایستی عرض کنم وضعیت فرهنگی این دانشگاه به ورطه ی هولناکی سقوط کرده است. این را از آن جهت عرض می کنم که انگار جای ارزش و ضد ارزش عوض شده. به آن عده ای که می گونید دانشگاه آنقدر مصیبت دارد که در این میان پرداختن به بعد فرهنگی آن صورت فانتزی به خود می گیرد!!بایستی عرض کنم که تمام مصائبی که گریبانگیر ما است ریشه در همین بی فرهنگی یا نپرداختن به فرهنگ دارد. اگر ما دارای حداقل پتانسیل های انسجام و آگاهی بودیم و آن را همچون امانتی ارزشمند به دانشجویان بعد از خودمان منتقل می کردیم بسیاری از مشکلات رفع می گشت. چرا که دیگر به طور مثال استادی که ورودی های هر دوره بر ناتوانیش صحه می گذارند  نمی توانست که سر سختانه به جای بماند, وضعیت توزیع کتاب سامان می گرفت, کسانی از کارگزاران آموزشی که قادر نبودند تا در برابر افکار عمومی دانشجویان قرار گیرند خود به خود کنار می رفتند و نظایر آن . این ها یا حتّی گوشه ای از آن را که همه بر آن اتفاق نظر داریم.امّا آیا اراده ای جدی برای رفع و رجوع نیز به چشم می خورد؟ از زاویه ای دیگر این بی فرهنگی توسعه یافته به ناچار آثارش را را در بقیه زمینه ها نیز بروز داده است.

- هنگامی که در مقام مقایسه با سایر دانشگاه ها قرار می گیریم,  نمی دانم چرا عدّه ای علاقه دارند تا ما را تافته ای جدا با فته از بقیّه پندارند. این به نظر من فاقد ارزش و اصولاً بر منطقی غلط بنا گشته است. نگاه داشتن, آموختن و همیاری با بانگی که از دانشگاه های کشور بر می خیزد, افتخار همدل بودن با جمعی کثیر از هم نسلان را برای ما خواهد داشت که متأسفانه در زمان های مختلف وقعی به آن نمی نهیم.

- از ابتدای این ترم در مناسبت هایی نظیر آغاز جنگ تحمیلی (31 شهریور ماه ), روز بزرگداشت حافظ (20 مهر ماه), روز دانش آموز(13 آبان ماه) , روز کتاب و کتاب خوانی (24 آبان ماه) غیره و غیره. انتظار می رفت تا واحد فرهنگی سعی ای حداقل در بزرگداشت موضوعاتی چنین ارزشمند با حتّی دعوت کردن از اشخاص مورد وثوق که یک امر عادی در سایر دانشگاه ها تلقی می شود, به جا آورده و تنها آن هم در مواردی قلیل به نصب پلاکارد بسنده نکند. این انتظار نیست یک وظیفه است! به جا آوردن یک دِین ِ دیر پا به فرهنگ. همین ها است که تفاوت افرادی که در زمینه های فرهنگی کوشش می کنند را با سایر شاغلین مشخص می کند.

- بهانه هایی نظیر عدم استقبال دانشجویان شأن واحد فرهنگ ساز دانشگاه را تا حد پناه جستن به انواع و اقسام توجیهات (آن هم از نوع دم دستی) به شدت مخدوش می سازد.مشخص است که   فارغ التحصیل دبیرستانی با این چنین مختصات و مقتضیاتی بیگانه است. هنر هم همین تبدیل پشتوانه ی بالقوه به توانایی بالفعل خواهد بود. تنها بسنده کردن به پر کردن فرم در ابتدای ثبت نام و در نهایت هم اکتفا بر آمارگیری که نمی دانم به چه کار می آید, کدام بعد فرهنگی را شامل می شود؟!

- بارها بر لزوم تمایز فعالیت ورزشی و فرهنگی در این دانشگاه داد سخن گفته ایم. بدیهی است مخالفتی با اداره هر دو توسط یک نهاد مشترک وجود ندارد بلکه مشکل از زمانی آغاز می شود که پر کاری یکی بر کم کاری آن دیگری سر پوش گذاشته, معیار و مصداق سنجش را به بیراهه برد.

- همین حالا هم هستند کسانی که واجد شرایط لازم, حتّی در حد راهبری عده ای دیگر از دانشجویان در زمینه ای خاص را دارا می باشند و امّا فضای فرهنگی دانشگاه را برای بروز آن فراهم  نمی بینند و به نوعی به نا امیدی مبتلا گشته اند. و این اگر به عملکرد مدیریتی واحد فرهنگی باز نگردد به چه عوامل دیگری مربوط خواهد بود.

- دوستانی که انگ وجود خصومت شخصی به من زدند بدانند که اوّلا ً مدت زمان زیادی به  فارغ التحصیلی ام نمانده و شاید بروز تحولات بعدی اصلا ً به عمر دانشجویی ام نرسد.ثانیا ً مگر تحول مدیریت فرهنگی به سود و ضرر شخصی بنده خواهد بود.این جنگ روانی از آن ها نشأت گرفته که از حقوق و مزایا برخوردارند, سود و زیان شخصی دارند, صدها محاسبه دیگر را به هنگام انجام کار به حساب می آورند, امّا در چنین مواقعی با کمال تأسف در میان دانشجویان  می روند و عجیب اینکه عدّه ای از دوستان نیز محو این عوامفریبی می گردند.

- کار فرهنگی به بار نشاندن هر چیز به هر قیمت نیست. درست مانند پستچی که تمام نامه ها را در فواصل دور و نزدیک با زحمت بسیار برساند و امّا در آخر مشخص شود که آدرس ها اشتباه بوده است و پستچی با علم و نظر خود آدرس ها را انتخاب کرده است! دانشگاه سیرک نیست که ما از هر عامل جاندار و بی جان و آسمان و زمینی کام بگیریم و خنده و سرخوشی بر لب های دانشجویانش بنشانیم.

 

لزوم خیزش دانشجویی اخیر از آن جاست که یکبار برای همیشه ما از فرهنگ امّا تنها برای فرهنگ از مسئولین این دانشگاه سئوال کنیم و پاسخ بخواهیم, که چرا در محیط محدود جزیره که لزوم کار فرهنگی بهینه بیش از هر جایی به چشم می آید و مهّم است, ما هنوز در تعاریف اولّیه وا مانده ایم, تأکید دوباره من بر عدم خطاب شخص خاصی است, چرا که شأن دانشجو را بیش از آن می دانم که آن تعداد امضاء را تنها برای یک نفر جمع کنند ; بلکه این یکی از نقاط عطفی است که چالش بین دانشجویان را سبب گشته و نظیر آن را در دانشگاه های دیگر  به وفور می توان یافت. این که هر کدام از ما بارها در مورد موضوعی حرف بزنیم, بنویسیم و بشنویم باعث خواهد شد که به آن فکر کنیم. و این اولین گام در کسب آگاهی است.در آخر از تمام افرادی که طی مدت اخیر مرا و دیگران را از نظرات خود محروم نساخته کمال تشکر را دارم.

بار دیگر می گویم که علاقه مندم دوستان را در کنار خود یعنی در بیرق یک هویت دانشجویی مستقل از افراد غیره ببینم و همه برای تعالی دانشگاهی که مدت زمان نسبتا ً طولانی و بسیار حساسی از عمرمان در آن  می گذرد تلاش کنیم.

 

با آرزوی موفقیت برای همه عزیزان

 

 

سروش کاظم زاده

افتخار به يک افتضاح

امروز ما سرها را به افتخار بالا گرفته, با اطمينان به اطراف خواهيم نگريست.چيزي در مايه هاي همرنگ جماعت بودن, بي خاصيت و آسوده.

 اين ما هستيم خائن ترين افراد ممکن به هجمه ي اتفاقاتي که اين همه سال است بر دانشجوي اين سرزمين روا داشته مي شود و بي ناله و منت, افتان و خيزان راه خود مي پيمايد.

و حال اين ما هستيم که هويت روزي را در تارترين خاطرات ذهني مان که به بهاي سنگين خون همشاگردي ديروزمان در گذر سال ها بدست آمده است با غريو سرخوشي, شوخي هاي کودکانه و ساز و آواز معامله مي کنيم.

چه بر سر ما آمد. زمانه ما را تا به کدام بزنگاه بي باوري رسانده است.

اين را مي شد به وضوح در مراسم روز به اصطلاح دانشجويي اين دانشگاه ديد و به خود باليد.

ما آنيم که دوباره و چند باره از چنين افتضاحي سر بيرون آورده, متولد مي شويم با کوله باري سبک از ارزش و اعتقاد, تنها شايد به مدد مشتي عدد و فرمول بي جان و البته افتخاری که باآن به افق خواهيم نگريست.

سخن آخر

مدت زمان هرچند محدودي كه به همكاري با اين وبلاگ گذشت تجربه بدي نبود،‌ هر چند بعضا با

تنگ نظري ها و مشكلات فراوان همراه گشت. اگر به تصميم گيري بنده بود معتقد به پايان بردن اين مسير تا به آخر بودم، هر چندآنقدر  لطف دوستان شامل حال ما گشته كه از اين كار منصرف شده باشم! بديهي است اگر مطالب بعدي در كار باشد گروه فعلي هيچ مسئوليتي در قبال آن نخواهد داشت.

همچنين از آقاي آرام به جهت در اختيار قرار گذاردن چنين فضايي هر چند كوتاه كمال تشكر را داشته و كماكان به ديدن اوضاع و احوال شگفت انگيز دانشجويان اين دانشگاه به نظاره خواهم نشست.

 

هزار بار ما را برد                           حريق حادثه تا مرز خاكستر

ولي ما از نسل سيمرغيم              كه از خاكستر خود مي گشايد پر

 

 

 

بامداد

درباره خاطره دلبرکان غمگين من

مشکلي دارم ز دانشمند مجلس باز پرس

ضياء موحد

آيا قانوني داريم براي منع ازدواج يا مجازات ازدواج مردي نود ساله با دختري چهارده پانزده ساله؟ اگر نداريم - که نداريم - و در کتابي داستاني بخوانيم بدين مضمون؛ مرد نود ساله يي دختر چهارده ساله يي را که - توجه کنيد - بناست فاحشه شود...ولي از اين منجلاب، گلي روييده مي شود و در ضمن نويسنده قاهري چون مارکز در اين داستان گوشه هاي کم شناخته يا ناشناخته يي از جامعه را با قدرتي بي نظير برملا مي کند، آيا چنين کتابي را پورنوگرافيک، منحرف کننده يا غيراخلاقي ارزيابي مي کنيد؟

ادامه نوشته

جداسازي زنان و مردان منجر به نابرابري جنسيتي مي شود

انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران با همکاري دفتر عمران سازمان ملل متحد در ايران کارگاه آموزشي يک روزه يي را با عنوان «برابري جنسيتي، نقش رسانه ها در ترويج فرهنگ برابري جنسيتي و حضور زنان در رسانه ها» با حضور تعدادي از روزنامه نگاران برگزار کرد. 


 

ادامه نوشته

تصويب اعمال معدل براي کارشناسي ارشد

دکتر عبدالرسول پورعباس در زمينه تاثير معدل در کنکور کارشناسي ارشد از تصويب نحوه اعمال معدل دوره کارشناسي در آزمون کارشناسي ارشد سال 1387 خبر داد و گفت؛ جزئيات اين مصوبه قابل بيان نيست ولي طبق آن 20 درصد معدل کارشناسي با فرمولي مشخص تراز و معدل تراز شده اعمال خواهد شد.

ادامه نوشته

ایرج جنتی عطا یی: ترانه می‌تواند در افت‌وخیزها و تغییرات اجتماعی نقش بازی کند

"بر دوش خسته کشیدم ترانه‌هایم را و عاشقانه گذر کردم تا با دهان کوچک تو بخوانم، آواز سرزمین صبورم را..."

ایرج جنتی عطایی یکی از بزرگترین ترانه‌سرایان ایران است که سروده‌های او با صدای ستارگانی چون گوگوش، ابی و داریوش جاودانه شده است. جنتی عطایی از خودش و ترانه‌سرایی‌ نوین سخن می‌گوید.

جنتی عطایی همراه با شهیار قنبری و اردلان سرفراز که به سه تفنگدار ترانه‌سرایی نوین در ایران مشهورند، در سال‌های دهه چهل و پنجاه خورشیدی به اوج شهرت خود رسید. نخستین ترانه او قصه وفا نام داشت. اما دومین ترانه‌اش، "گل سرخ" که با صدای درخشان ویگن اجرا شد، نام و آوازه‌ای برای او در میان ترانه‌سرایان فراهم آورد. "سقف" با صدای فرهاد و "پل" با صدای گوگوش از مشهورترین کارهای اوست. جنتی عطایی مجموعه ترانه‌های خود را در کتابی به نام "زمزمه‌های یک شب سی ساله" گرد آورده است.

متن گفت‌وگو با ایرج جنتی عطایی:

 

ادامه نوشته

یکم آذر ماه،ولادت حضرت امام رضا(ع)

متن نوشته شده توسط سروش کاظم زاده

ادامه نوشته

مراسم سالگرد قتل فروهرها پنج‌شنبه برگزار می‌شود

نوروز: پرستو و آرش، فرزندان فروهرها اعلام کرده‌اند که مراسم نهمین سالگرد قتل آن دو مرحوم را پنجشنبه اول آذر ماه از ساعت 15الی 17 در منزل آنها واقع در خیابات هدایت برگزار می‌کنند.

از سوی ديگر، جمعی از فعالان سياسی، فرهنگی و دانشگاهی نيز با صدور اطلاعیه‌ای نهمین سالگرد به قتل رسیدن داریوش و پروانه فروهر را گرامی داشتند.

ادامه نوشته

محسن مخملباف و اولين اظهارنظر درباره دوست شاعر

محسن مخملباف که روزگاري همراه قيصر امين پور، سيدحسن حسيني، سلمان هراتي و فريدون عموزاده خليلي از اعضاي اصلي حوزه هنري به شمار مي رفت و روزگاري بعدتر با همين افراد که شمارشان به پانزده نويسنده مي رسيد از حوزه هنري انشعاب کردند، سرانجام لب به سخن گشود و به اظهارنظر درباره قيصر امين پور پرداخت که چندي قبل درگذشت. مخملباف با اشاره به سخنان خانم گلرخسار (شاعر معروف تاجيک) که معتقد است قيصر امين پور آن طور که بايد در تاجيکستان شناخته نشده است، از شناخته نشدن نه چندان خوب اين شاعر در ايران سخن گفت. اين فيلمساز که انتقادات فراواني از کار و عملکردش در سال هاي اخير در ايران مطرح مي شود، در پاره يي ديگر از سخنانش گفت؛ «وقتي شنيدم قيصر رفت، قبل از همه به ياد خاطره آن وقت ها افتادم که در حوزه هنري بوديم و 15 نفري که انشعاب کرديم. اين گروه از اهل شعر و ادب و سينما قلبشان براي دو آرمان انقلاب، يعني آزادي و عدالت، تپيده و اين تپش در آثارشان ثبت شده بود.» مخملباف در صحبت هايش که ايسنا منتشر کرد افزود؛ «همسرم که از تهران آمد به من گفت، يک باره يک روز صبح عکس قيصر در مطبوعات نه منتشر که منفجر شد. همه جا قيصر بود. در صفحات کامل و مکرر و مطول. اما وقتي قيصر از حوزه هنري اخراج شد، کسي به اندازه دو بند انگشت درباره شاعر انقلاب ننوشت.» مخملباف که چند فيلم اخير او از جمله «فرياد مورچه ها» و «جنسيت و فلسفه» با استقبال سرد منتقدان مواجه شده است از آخرين ديدار خود با قيصر امين پور ياد کرد که موضوع آن تاسيس موسسه يي براي آموزش به کودکان افغانستان بود. وي افزود؛ «با آنکه مريضي خود قيصر را از پا انداخته بود، اما به باسواد کردن کودکان، حتي کودکان کشور همسايه مي انديشيد. به در خانه او رفته بودم تا راضي اش کنم که مسووليتش را به کس ديگري واگذار کند، به سختي راضي شد

گزارشي از نشست سراسري دفتر تحکيم وحدت

انجمن هاي اسلامي ،کارگاه دموکراسي

؛ در اين روزهاي سرد پاييزي سخنان پرشور سخنرانان تنها گرمابخش پارکينگي است که نشست سراسري دفتر تحکيم وحدت در آن برگزار شد. تصاوير چند دانشجوي بازداشتي هم تنها زينت بخش ديوارهاي سيماني اين پارکينگ بود. نشست دفتر تحکيم وحدت در شرايطي برگزار شد که نهادهاي مسوول مکاني به آن اختصاص ندادند و به همين دليل مدعوين سرانجام در پارکينگ نشريه نامه به دور هم جمع شدند. محدود بودن جاي برپايي مراسم اما مانع از آن نبود که سخنرانان در بخش رسمي و قسمت تريبون آزاد نظرات شان را مطرح کنند؛ عقايدي که محوريت آن بر تمرکز فعاليت هاي دانشجويي و پيگيري مطالبات اين طيف بود.

ادامه نوشته

موسيقي نامجو براي «همخانه»

مهرداد فريد از عقد قرارداد با محسن نامجو براي ساخت موسيقي متن فيلم جديد خود «همخانه» خبر داد. فريد به مهر گفت؛ حضور نامجو به عنوان آهنگساز در اين پروژه قطعي شده و وي چند روزي است که کارش را شروع کرده و سرگرم اتود زدن موسيقي متن است. با توجه به برآورد زماني انجام شده فکر مي کنم ساخت موسيقي متن «همخانه» 45 روز طول بکشد.تدوين فيلم به تازگي توسط پيمان خاکسار به پايان رسيده و صداگذاري توسط سيدمحمدرضا موسوي نژاد در استوديو کميل در حال انجام است. «همخانه» دومين تجربه سينمايي فريد پس از «آرامش در ميان مردگان» است که با بازي بيتا سحرخيز، اکبر عبدي، مجيد مشيري، مريم بوباني و ارژنگ اميرفضلي جلوي دوربين رفته است.اين فيلم به تهيه کنندگي مسعود جعفري جوزاني در شرکت سينمايي جوزان فيلم تهيه شده و بايرام فضلي، بابک اخوان و سارا سميعي به ترتيب به عنوان مدير فيلمبرداري، مدير صدابرداري و طراح صحنه و لباس در توليد آن همکاري داشته اند.

تحليل نهضت‌آزادی از آخرين وضعيت روابط ايران و آمريكا

نوروز: نهضت آزادي ايران با انتشار بيانيه‌اي تحليلي با عنوان « چالش روابط ایران و آمریكا، خطرات و تهدید ها و وظایف ملی ما» ديدگاه‌هاي خود را درباره تازه‌ترين تحولات در روابط تهران-واشنگتن ارائه كرد. متن كامل بيانيه بدين شرح است:

ادامه نوشته

توصیه‌های انتخاباتی دکتر معین به اصلاح‌طلبان

دكتر مصطفی معین گفت: ارایه تحلیلی دقیق و واقع‌بینانه از یك انتخابات آزاد، عادلانه،‌ رقابتی و سالم در شرایط فعلی، هم‌چنین ارائه‌ آگاهی و معیار به مردم و گفت‌وگوی چهره به چهره با آن‌ها به عنوان یك استراتژی و راهبرد می‌تواند به اصلاح‌طلبان در گذر از شرایط فعلی به شرایط مطلوب كمك كند.

ادامه نوشته

انتقاد جوادي آملي از دولت

آيت الله جوادي آملي دعوت مسوولان نمايشگاه قرآن را رد کرده است. بنابر سايت خبري ايران، وي ضمن انتقاد شديداللحن از دولت گفت؛ مگر دولت هاي قبلي در 28 سال گذشته چه اقدامات اشتباهي انجام داده اند که اين گونه دولت نهم روساي پيشين دولت را سرزنش مي کند، مگر خود اين دولت چه گلي به سر مردم زده است.

خوش خط بنويسيد

سايت شوراي عالي اطلاع رساني به آدرس اينترنتي scict.ir اخيراً امکان دانلود فونت نستعليق را فراهم کرده است تا از اين طريق به گسترش حضور خط فارسي در نگارش رايانه يي کمک کند. اما از آنجا که يک مقدار باز کردن اين سايت به سختي ممکن مي شود، ما سايت fontsfa.com را به شما پيشنهاد مي کنيم که زودتر از اينها اين امکان را فراهم کرده بود. در اين سايت علاوه بر دستيابي و امکان دانلود رايگان خط نستعليق، مي توانيد فونت هاي ديگري حتي فونت خط ميخي را به صورت رايگان دريافت کنيد.

اعتراض به وجود سگ هاي بمب ياب

حضور سگ هاي محافظ در نمايشگاه مطبوعات اعتراض برخي نمايندگان را برانگيخته است. گفته مي شود اين سگ ها آلماني الاصل بوده و هر کدام 150 ميليون تومان خريداري شده و براي «کنترل» محيط هايي که رئيس جمهور در آن حضور مي يابد، استفاده مي شوند.

پاسخ آيت الله العظمي منتظري به پرسش هاي سايت خبري "روز آنلاين"  

ادامه نوشته

تحولي جديد در نظام انتخابات رياست جمهوري امريکا

يک زن يک مرد سياهپوست

قيصر کللي

مردم امريکا بزرگ ترين رويداد سياسي را پيش رو دارند که هر چهار سال يک بار صحنه سياسي کشورشان و تا حدود بسياري صحنه سياسي جهان را دگرگون مي کند و تحت الشعاع قرار مي دهد. انتخابات رياست جمهوري ايالات متحده در دوره پيش روي از ويژگي هاي منحصر به فردي برخوردار است که در دوره هاي پيشين نه داراي چنان حساسيتي بود و نه چنين کانديداهايي براي کسب مقام رياست جمهوري به رقابت با هم برخاسته بودند.

ادامه نوشته

شجريان براي اولين بار در يک کشور عربي مي خواند

استاد آواز ايران با بليت هاي 76 هزار توماني در دوبي

 پس از کنسرت موفقيت آميز محمدرضا شجريان در امريکا، اروپا، تهران و اصفهان وي براي نخستين بار در يک کشور عربي به اجراي کنسرت مي پردازد.

کنسرت شجريان در حالي در دوبي و در دانشگاه اي يودي برگزار مي شود که کنسرت اين خواننده مطرح موسيقي در تبريز مدتي پيش به دلايلي که معاون فرهنگي و هنري اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي آذربايجان شرقي آن را ناشناخته خوانده، لغو شده است.

ادامه نوشته

درخواست آزادي باقي

جمعي از شخصيت هاي مطبوعاتي، فرهنگي و سياسي و فعالان جامعه مدني روز پنجشنبه در «انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران» گرد هم آمدند تا در پاسداشت آزادي بيان از خدمات عمادالدين باقي قدرداني کنند.
ادامه نوشته

همه عليه هيلاري کلينتون

پنجشنبه گذشته بار ديگر کانديداهاي رياست جمهوري امريکا گردهم آمدند تا نظرات و ديدگاه هاي خود را در راستاي برنامه هاي انتخاباتي خود بيان کنند. کانديداهاي دموکرات دو هفته پيش نيز در فيلادلفيا گردهم آمده و با هم مناظره کرده بودند اما نشست روز پنجشنبه کانديداها بسيار متفاوت بود. هيلاري کلينتون کانديداي دموکرات و پيشتاز رقابت هاي انتخاباتي در نشست مناظره روز پنجشنبه زير آتش انتقادات پياپي ديگر رقيبان هم حزبي اش قرار گرفت. رقيبان وي از هر فرصتي براي وارد آوردن ضربه به کلينتون استفاده کردند به طوري که کلينتون مجبور شد تقريباً درخصوص تمامي موضوعات از جمله بهداشت عمومي، مهاجرت غيرقانوني، جنگ و تجارت و بازرگاني در برابر حريفان خود از خود دفاع کند. در مناظره قبلي که دو هفته پيش برگزار شده بود کلينتون نتوانست آنچنان که بايد خودي نشان دهد و تقريباً به لکنت افتاده بود.
ادامه نوشته

نامه ای به رئیس جمهور

کودکي در مسابقه «نامه به رئيس جمهور» نوشته رئيس جمهور را به شرطي دوست دارم که برايم دوچرخه بخرد. گويا سريعاً برايش از طرف دولت دوچرخه خريده اند. ما ضمن ابراز خوشحالي از اينکه رئيس جمهور تا اين حد دوست دارد که دوست داشته شود، اقلام مورد نياز ذيل را جهت دوست دارندگي افزون تر خدمت دوستان عرض مي کنيم؛ الف- اسباب بازي براي کودکان 6 ماه تا يک سال و نيم. ب- پودر ماشين لباسشويي، مايع ظرفشويي، سفيدکننده، شيشه شور براي خانم هاي خانه دار. ج- سنگ پا، کيسه، ليف، روشور براي صنف گرمابه داران. د- بند کفش، سگک، کفي براي کفش فروش هاي سر لاله زار. مي گويند سرانجام دولت به منتقدانش جايزه داد. اين جوايز در جشنواره مطبوعات امسال اهدا شده است. دوستاني از يک خبرگزاري حامي دولت، چند روزنامه به شدت طرفدار دولت و ... اين جوايز را به خود اختصاص داده اند. الف- از اينکه دوستان تا اين حد به معناي لغت «منتقد» توجه و اشراف دارند سپاسگزاريم. ب- دوستان اگر بيکار شدند، يک فرهنگ لغات بنويسند، ج-من از لب تو منتقد يه حرف تازه ام، د- انتقادت منو کشته، الهام گفته هيچ تهديدي براي کشور وجود ندارد. الف- ايول. ب- بازو رو ببين. ج- تهديد سيخي چنده؟ د- شما درست مي گوييد فقط بگذاريد ما هم بگوييم از اون بالا کفتر ميايه

ابراهيم رها

انتشار آخرين كتاب ماركز در ايران متوقف شد!

بعد از اعتراض هايي مبني بر غيراخلاقي بودن آخرين رمان مارکز و ارائه تصوير جلد ترجمه انگليسي اين کتاب توسط يک سايت اينترنتي، مجوز چاپ دوم کتاب «خاطره دلبرکان غمگين من» لغو شد. محمدحسين صفارهرندي وزير ارشاد با بيان اينکه انتشار اين کتاب بر اثر يک غفلت صورت گرفته، از برکناري عامل اجازه دهنده انتشار آن خبر داد. وي با بيان اينکه در ميان 50 هزار کتابي که سالانه منتشر مي شود، ممکن است از اين اتفاقات نيز رخ دهد، از تلاش اين نهاد براي کاهش اشتباهاتي از اين دست در آينده خبر داد. صفارهرندي که در حاشيه آخرين روز نمايشگاه مطبوعات صحبت مي کرد همچنين اعلام کرد؛ «ناشري که اين کتاب را با علم به محتويات آن عرضه کرده است نيز بايد پاسخگو باشد.» اعتراض به انتشار آخرين رمان مارکز در ايران، از خبر کوتاهي آغاز شد که چندي قبل در روزنامه جمهوري اسلامي انتشار يافت. پس از اين اقدام، سايت «تابناک» در خبري مفصل، انتشار اين کتاب را «رسوايي تازه وزارت ارشاد» خواند. اين سايت با انتشار تصويري محو شده از طرح جلد ترجمه انگليسي اين کتاب مارکز، عنوان فارسي آن را نادرست خوانده بود. نويسنده اين خبر اعتقاد داشت که «خاطره دلبرکان غمگين من» عنواني نادرست براي کتاب مارکز است و به جاي «دلبرکان» بايد از «روسپي» استفاده مي شد که براي دريافت مجوز از آن استفاده نشده است. در بخشي ديگر از اين خبر به داستان کتاب مارکز پرداخته شده بود. انتشار اين خبر، روز بعد توسط برخي روزنامه ها سبب شد تا وزارت ارشاد به طور جدي تري ماجرا را پي گيرد، چنانچه به گفته ناشر «خاطره دلبرکان غمگين من» مجوز انتشار چاپ دوم اين کتاب لغو شد. وي همچنين از تمام شدن چاپ اول اين کتاب طي سه هفته گذشته خبر داد. در بخشي از خبر سايت تابناک، ارائه مجوز چاپ اين کتاب در راستاي سياست هاي جديد در نگاه به امريکاي لاتين عنوان شده و آمده بود که به دليل رفاقت ديرينه فيدل کاسترو با مارکز، مجوز انتشار رمان وي توسط وزارت ارشاد انجام شده است. نويسنده اين خبر معتقد است که وزارت ارشاد دولت نهم در ارائه مجوز نشر بدون سانسور به رماني با محتواي غيراخلاقي، حتي موجب شگفتي همراه با استقبال رسانه هاي بيگانه شده است. يکي از افراد مرتبط با انتشار آخرين رمان مارکز لغو مجوز چاپ دوم اين کتاب را ناشي از جوسازي و حاشيه سازي برخي از روزنامه ها دانست و عنوان کرد اعتراض برخي که خود داعيه نگاه معتدل به مميزي کتاب را دارند، مساله را بيش از آنکه بايد حساس کرد تا جايي که وزارت ارشاد ناچار به واکنش شد. رمان «خاطره دلبرکان غمگين من» که آن را مي توان آخرين نوشته گابريل گارسيا مارکز (برنده نوبل ادبي 1982 براي رمان «صد سال تنهايي») دانست، در سال 2004 انتشار يافته است. اين رمان که ترجمه فارسي آن توسط انتشارات نيلوفر و به ترجمه کاوه ميرعباسي منتشر شده است، داستان خاطرات پيرمردي است که پس از برخورد با يک دختر 14 ساله در شب تولد نود سالگي اش، به تفکر تازه يي از زندگي مي رسد که با گذشته اش تفاوت بسياري دارد.

ارگونومی در کار با کامپیوتر



نحوه صحیح نشستن پشت میز کامپیوتر
ارگونومی چیست ؟
ارگونومی به عنوان رشته ای از علوم كه به دست آوردن بهترین ارتباط میان انسان و محیط (کار و زندگی) هدف اصلی آن است، تعریف می شود. ارگونومی با ارزیابی قابلیتها و محدودیتهای انسان (بیومكانیك و آنتروپومتری)، استرسهای كاری و محیطی (فیزیولوژی كار و روانشناسی صنعتی)، نیروهای استاتیك و دینامیك روی بدن انسان (بیومكانیك)، خستگی (فیزیولوژی كار و روانشناسی صنعتی) و طراحی ایستگاه كاری و ابزارها (آنتروپومتری و مهندسی) سر و كار دارد. بنابراین ارگونومی از علوم بسیاری تشكیل یافته است.

ادامه نوشته

ترکمنچای دوم در راه است

سيامك قاسمي

نقل از وبلاگ شخصي سيامك قاسمي

تاریخ معاصر ایران همواره شاهد حضور بیگانگان در این سرزمین بوده است ؛ با آنکه ایران هرگز استعمار نشده است اما بارها و بارها استثمار شده ایم ؛ روزگاری انگلیسی ها ، روزگاری پرتغالی ها و روزگار ی همسایگان شمالی مان گوشه چشمی به این سرزمین داشته اند !

ادامه نوشته

شرکتهای اینترنتی یاهو وهات میل ، نام ایران را از فرمهای خود حذف کردند

شرکت اینترنتی یاهو و مایکروسافت طی ماه اخیر با اعمال محدودیت نام کشور ایران را از لیست کشورهایی که می توانند از خدمات پست الکترونیک آنها استفاده نمایند - بدلیل اعمال تحریم های جدید ایالات متحده بر ضد این کشور - حذف نمودند.

 

ادامه نوشته

صدور حکم بازداشت بين المللي پنج مقام ايراني

در پي صدور حکم بازداشت بين المللي پنج مقام ايراني صورت گرفت

اعتراض ايران به اخطار سرخ اينترپل

 

گروه سياسي روزنامه اعتماد ملی؛ اقدام پليس بين الملل (اينترپل) در تحت تعقيب قرار دادن پنج مقام ايراني اعتراض گسترده مقامات ايراني را به دنبال داشت و سخنگوي وزارت خارجه مصوبه اينترپل را محکوم کرد.

ادامه نوشته

ریخت‌وپاش و عوام‌فریبی در جریان سفر احمدی‌نژاد به اردبیل!

 

ادامه نوشته

استقبال گسترده از رئيس جمهور اصلاحات در مشهد

خاتمي خواستار حضور آگاهانه مردم در انتخابات شد

خاتمي؛ ما خواستار عدالتيم و عدالت توزيع فقر نيست به نام جمهوري اسلامي مخالف فساديم و معتقديم بد ترين فساد دروغ، تحقير و جلوگيري از راي آزادانه مردم است

ادامه نوشته

لغو مراسم فروهرها

 امسال نيز برگزاري مراسم سالگرد داريوش و پروانه فروهر با ممانعت روبه رو شد. اين امر در حالي به وقوع پيوست که سال گذشته نيز اين مراسم در پي برخي مخالفت ها برگزار نشده و خانواده فروهر در منزل مسکوني خود با حضور تعداد بسيار کمي از نزديکان خانوادگي خود، ياد پدر و مادر خود را گرامي داشتند.
ادامه نوشته

مشكل فرهنگ استبداد كهن ، راه حل : تبليغ آزاد انديشي

يادداشت  دكتر ابراهيم يزدي: هفته نامه شهروند امروز – 27/8/ 1386

ادامه نوشته

کارنامه‌‌ی صفار هرندی در سانسور کتاب

واکنش سريع وزير ارشاد اسلامی در جمع آوری و ممنوع الچاپ کردن کتاب خاطرات روسپيان سودا زده من    Memories of My Melancholy Whores اثر گابريل گارسيا مارکز، که حدود سه هفته پيش در ايران با عنوان «دلبرکان غمگين من» منتشر شده بود، تشديد سانسور در ايران به دوران وزارت آقای صفار هرندی و سرنوشت نويسندگان ممنوع القلم و صدها کتاب ممنوع الچاپ را به يکی از موضوع های روز بدل کرد.

ادامه نوشته