... تحصیلات تکمیلی در شریف کیش آینده درخشانی را خواهد داشت و یکی از جاهای ممتاز کشور خواهد بود

اولین مصاحبه و گپ دوستانه و <<بخش ابتدایی>> آن را با دکتر موقر چندی پیش در بلاگ داشتیم. مصاحبه هایی که می تواند ما را با آینده کاری، حرفه ای و آکادمیک مان با نیم نگاهی به زندگی آنانیکه این مسیر را رفته اند بیشتر آشنا سازد.
باید اعتراف کنیم که پیاده نمودن متن مصاحبه کار بسیار وقت گیر و دشواری است. در متن حاضر تمام تلاش لازم جهت پیاده سازی عین به عین مطالب و گفته ها صورت پذیرفته است. در این بخش به گپی داشتیم پیرامون مباحثی چون دوره دکترا در شریف کیش، تسهیل در روالهای اداری فارغ التحصیلی، جشن فارغ التحصیلی، انتخاب بین Business و حوزه آکادمیک، نمراتی که دکتر به دانشجویان ارشد و کارشناسی تهران و کیش در قیاس با هم دادند، سن و سال ازدواج که البته احتمالا پس مرور این بخش از حرفهای دکتر، ازدواجهای بسیاری را در دانشگاه شاهد خواهیم بود! و مطالب بسیار دیگر ...

- آقاي دكتر براي ادامه تحصيل در مقطع دكترا چه كشورهايي را پيشنهاد مي كنيد؟
- من به نظرم اگر بتوانند بروند آمريكا. بهترين از نظر علمي است. در خيلي از رشته ها، حداقل در رشته كامپيوتر الان شايد بهترين است. كانادا، يعني عمدتا آمريكاي شمالی. بعد اروپا، اروپاي غربي،كشورهايي مثل سوئد، انگليس، هلند. آنهايي كه بخصوص انگليسي زبانند. اگر نشد خوب ديگر كشورها. اينكه آيا واقعا خوبست كه آدم برود يا نرود بحث ديگري است. شرايط خانوادگي هم خيلي موثر است. خوب من در آن شرايط جوان بودم، فرض كنيد 21-22 ساله بودم، دلم مي خواست بروم ببينم بيرون را و ... . خوب خيلي تعيين كننده است. يك موقعي هست شما 25-26 سالتان است و ناگهان با دختري ازدواج كرديد و بعد اينجا خانواده موافق نيستند كه خوب اينها خيلي كليدي است. يعني مي خواهم بگويم كه شرايط فرق مي كند. آن موقع ما دوره دكترا نداشتيم در ايران. منتهي من از اينكه رفتم خارج (اين فكر مي كنم نكته مثبت رفتن به خارج است) اينكه آدم يك دنياي ديگري را مي بيند، آدمهاي ديگري را مي بيند. حالا بحث علمي آن به كنار، اين دنيا ديدگي به نظرم خيلي خوب است. فرهنگ ديگر ... ديدگاه آدم را باز مي كند. واقعا اينطور است. ممكن است شما خوشتان نيايد و بخواهيد كه برگرديد. در نتيجه اگر اين امكان باشد خوبست كه آدم چند سالي برود و اگر خواست برگردد. من خيلي از رفقايم برنگشتند و در آمريكا هستند. اكثريت همان دوستاني كه با هم رفتيم. از 50 نفر، 30 نفرمان رفتيم آمريكا و شايد از اين تعداد 3-4-5 نفرمان برگشتيم. من به هيچوجه انتقاد نمي كنم كه آن دوستانيكه آنجا ماندند، خوب آنها تشخيصشان اين بود و نهايتا ماندند. منتها من خودم كه برگشتم بهيچوجه پشيمان نيستم و خيلي خوشحالم. Case با Case فرق ميكند. نمي توان نسخه عامي پيچيد. نه! آدم خوبست كه برود خارج، تجربه حاصل كند و دنيا را ببيند. اگر هم خواست برگردد و اگر هم ماند به اين معني نيست كه كار غلطي انجام مي دهد، اين تشخيص خود افراد است و مي تواند خيلي درست هم باشد، چون اينها همه نسبي است و قاعده كلي وجود ندارد. ولي آن موقع كه ما مي رفيتم و خيلي خارج رفتن ها توجيه داشت، بخاطر اينكه ادامه تحصيل در دكترا اينجا ميسر نبود. الان در همين 10سال اخير (چون من 14سال است كه برگشتم) واقعا پيشرفتهاي قابل ملاحظه اي درباره ادامه تحصيل در دوره دكترا حاصل شده و اينترنت هم الان هست. خيلي ها اگر واقعا بخواهند كار خيلي خوبي را انجام دهند داخل ايران هم مي توانند انجام دهند، شايدم بهتر از خارج. منتها من توصيه ام به همان دوستاني كه اينجا دكترا را مي گيرند اينست كه يك يكسال-دوسالي برويد خارج در قالب فرصت مطالعاتي، از اين منظر كه ببينيد آدمها آنجا چگونه زندگي مي كنند. آدمها مذهبشان با ما فرق مي كند، فرهنگشان ... . خيلي شباهتها زياد است و خيلي كارها را درست تر از ما انجام مي دهند و ما هم خيلي چيزهاي با ارزشي داريم كه با ديدن و مقايسه مي توان ارزشها را بهتر دانست و از طرفي ما هم كه كامل نيستيم و ممكن است با بعضي چيزها خوب برخورد نكنيم، و از آنها درس ياد بگيريم و انسان پخته تري مي شويم.
- آقاي دكتر چطور مي توانيم بينBusiness و Academic بودن ارتباط برقرار كنيم؟ معمولا اينطوريست كه يك طرف بيشتر رشد پيدا مي كند.

- متاسفانه در كشور ما اينگونه است. همه چيز افراط و تفريط است. ما مثلا مي گوييم يا اينطوري يا آنطوري! نبايد اينگونه باشد. اينها با هم، هم مي توانند باشند ... البته هستند افراديكه بسيار افراد آكادميكي هستند و يا قبليتهايشان Business نيست و دوست هم ندارند و آنها كاملا قابل احترامند و چقدر خوبست كه شرايط كشور برود به آن سمتي كه يك شرايط سالمي را بوجود بياورد كه اگر كسي هم كار آكادميك مي كند يا Business يا صنعت، اينها همزمان قابل توجيه باشند و بتوانند بهم كمك كنند. در ايران مشكلي كه داريم ارتباط صنعت و دانشگاه خيلي جالب نيست. كه در اينباره بر مي گردد به یك ابرادهاي ريشه اي تري كه در كشورمان است و مسائل اقتصادي است به نظر من و بحث خصوصي سازي. كه كشور خيلي دولتي است و كه اصلا يك ماجراي مفصلي است كه تا درست نشود اين ارتباط به آن سلامت خود نمي رسد. ولي در ايران هم مي شود مثلا شما يك شركتي داشته باشيد كه كار Business انجام دهيد و هم در عين حال كار آكادميك. داريم افراد موفقي را در دانشگاههاي كشور خودمان. منتها تعداد اين افراد خيلي معدود است. اينكه بتوانيد در ايران هر دو را با هم داشته باشيد خيلي مشكل تر از آمريكاست. در آمريكا هستند افراديكه من ديدم كارهاي آكادميك بسيار ارزنده اي انجام مي دهند و بسيار موفقند و خوشحال و در عين حال كاربرد كارشان هم در Business دارند و هم در صنعت و افراد متمولي هم مي شوند. يعني: Money و اينها هيچ تناقضي با همديگر ندارند و اتفاقا باعث مي شود كه صنعت كشورشان پويا تر شود. شما مثالهايش را در گوگل داريد در آمريكا، يا Yahoo، Apple ... . اينها چه خدمتي (مثلا Google يا Microsoft ) كرده اند به صنعت، اقتصاد و پيشرفت علم در آمريكا. يعني اينها با هم لزوما منافاتي ندارند. در كشور ما آيا مي شود از اين كارها كرد، خيلي مشكلتر است و اين هم برمي گردد به همان ايراداتي كه يك مقدار كلان تر است و در كشور ما هست. من به نظرم اين بحث خصوصي، اصل 44، خيلي جاي كار دارد و هنوز از آن فاصله زيادي داريم تا به آن برسيم. يعني بايستي بخش خصوصي را تقويت كرد كه متاسفانه كشور ما خيلي دولتي است و آن باعث خواهد شد رابطه صنعت با دانشگاه بهتر شود كه افراد بتوانند هم بخش آكادميك را داشته باشند و هم صنعت را. اما در ايران برآورده شدن اين انتظار خيلي خيلي مشكل است.
- آقاي دكتر در حوزه آكادميك بودن يا استاد دانشگاه بودن، مي تواند پاسخگوي نيازهاي اجتماعي و اقتصادي باشد و اينكه تفاوت آن با خارج كشور چگونه است. (بعبارت ديگر آیا مي توان از اين طريق بتنهايي امرار معاش داشت و زندگي مناسبي را؟ )
- خوب يك مقدار مشكل است. خوشبختانه در اواخر دوره رياست جمهوري آقاي خاتمي، خود آقاي دكتر عارف، از جمله كارهاي بسيار ارزنده اي كه ايشان شايد بدليل اينكه خودشان دانشگاهي بودند و مشكلات معيشتي اساتيد را مي دانستند، يك جهشي در واقع در همان سال آخر كار ايشان، ايجاد شد، از نظر تامين معيشتي اساتيد و حقوق ها چند برابر شد. و اين واقعا اوضاع را از اين چيزي كه بود خيلي بهتر كرد. آيا اين اوضاع هنوز بطور نسبي اوضاع خوبي است؟ بايد گفت كه خير. و هنوز هم اساتيد اگر بخواهند بسنده كنند به همان كار آكادميك، مشكل پيدا مي كنند و مجبور مي شوند كه جاهاي ديگر تدريس كنند و تدريس زياد داشته باشند و بعبارت ديگر،دو كار، سه كار درآن واحد انجام دهند كه مي تواند آنها هم آكادميك باشد. منتها خوب توان فرد را مي گيرد. حالت ايده آل اينست كه شما در يك دانشگاه، حقوقتان بقدري باشد كه كفايت كند و نيازهاي معيشتي را در يك حد متعارف برآورده كند و شما به كار پژوهش و تدريس در حد خيلي معقولي بپردازيد و البته پرداختن به پژوهش هر چه بيشتر بهتر. اين را ما ديديم كه در آمريكا اينگونه بوده است. خيلي از اساتيد فقط در زمينه آكادميك بوده اند. مثلا يك درس در يكسال يا يك درس در يك ترم يا همان دو درس در يكسال مي دادند و كار پژوهش زيادي را فرصت داشتند كه انجام دهند. (خوب و واقعا با كيفيت) و از نظر معيشتي هم اصلا نيازي نبود كه دغدغه ديگري داشته باشند. آيا اين الان در ايران امكان پذير است؟ خير. هنوز هم خير. جاي كار هست. اين يكي از مشكلاتي است كه اميدوارم بهتر و بهتر شود. البته پيشرفت ما در يكي دو سال اخير خيلي خوب بوده دراين زمينه. مثلا 3-4 سال پيش خيلي مشكل بوده و الان مشكلات يك مقداري تعديل شده و اينكه هنوز مشكل هست؟ بله و اميدواريم كه بهتر شود.
- آقاي دكتر در كلاسهاي درسي تان و بعضا بحثهايي كه ميشود شما خيلي نسبت به زبان فارسي و ايران علاقه مندي و حساسيت خاصي نشان مي دهيد، آيا دلايل برگشت شما به ايران،مرتبط با اين حساسيتها بوده يا اينكه خانواده يا دلايل ديگري درآن تصميم گيري نقش داشتند؟

- از نظر من خانواده با ايران عجين است. گاهي آدم مي گويد مادر، كه خوب البته من مادرم مرحوم شدند، خيلي برايم مهم بود. 14 سال نديده بودمشان. شايد يكي از دلايل اصلي بود كه تا اينها زنده هستند حتما برگردم. معمولا به ميهن هم مي گويند مادر. مام، مام وطن. يعني اينها بهم مرتبطند. بله! براي من خيلي مهم بود و اصلا توجيه زندگي ام بود، خانواده و به تبع آن ميهن و وطن. نمي خواهم بگويم تعصب، باز آنهم بحث دل است. وقتي آدم به خودش رجوع مي كند كه در دنيا چه ارزشهايي برايش مهم است. در شرايطي كه من بودم در همان سن 37-38 سالگي ديگر آخر كلام همين است و از اين بالاتر وجود ندارد. شما مريخ هم كه برويد خوب مي خواهيد چه بكنيد؟ بله، من دوست دارم، عاشق خانواده ام بودم و به تبع آن عاشق كشورم.
- اين امكان را داشتيد كه خانواده تان را به آمريكا ببريد؟
- آنها نمي آمدند. آنها عاشق اينجا بودند و من اين را كاملا درك مي كردم. در نتيجه امكان داشت اما بهيچوجهي علاقه مند نبودند كه بيايند و چاره اي نبود جز اينكه ما بياييم. حتي من خواهرانم پزشك هستند و حدودا 10-15 سالي از من جوانتر هستند و آنها هم امکانش بود كه بيايند ولي اصلا علاقه نداشتند و هر چه من سعي مي كردم كه بيايند اما دوست نداشتند. ديگر مشكل اينگونه حل مي شد كه من برگردم.
- شما تمام خواهر و برادرانتان هم دكتر هستند؟
- دو نفر از خواهرانم پزشك هستند و دو نفر از خواهران ديگرم، ليسانس و فوق ليسانس هستند. من 4تا خواهد دارم و من تنها برادرشان هستم و اتفاقا برادر بزرگترشان. شايد اگر يكی دو نفرشان هم مي آمدند اوضاع كمي فرق مي كرد ولي ابدا خوششان نمي آمد و الان هم همينطورند.

- آقاي دكتر، يكسري سوالاتي داريم كه پاسخهاي كوتاه دارند، اما قبل از آن درباره سن ازدواج پيشنهادي كه شما به شاگردانتان داريد مي خواستيم بپرسيم. بعضا توصيه مي شود كه اگر بنا داريم كه در مقطع دكترا ادامه تحصيل دهيم بايد اين مقوله را فراموش كنيم و يا براي اواسط آن مقطع تحصيلي اقدام كنيم و بحثهايي از اين قبيل.
- نظر من اينست كه اگر فرد مناسب يا مورد علاقه خودتان را پيدا كرديد، درنگ نكنيد. ديگر اينجا بيشتر دل و كمتر عقل. دل را دست كم نگيريد. معمولا تشخيص ها درست است. پيشنهاد من اینست كه نه اينكه 21-22 سالگی، فكر مي كنم يك مقداري زود است. ولي همين سن و سالهايي كه شما ها هستيد، كارشناسي ارشد، اگر موردش پيش آمد بنظرم زمان خوبي است. منتها اگر بگذاريد يك مقداري ديرتر شود و مشكلي پيش بيايد كه براي افرادي مثل ماها پيش آمده و آدم ديگر خيلي مشكل پسند مي شود و خيلي انعطاف ها از بين مي رود و خيلي مشكل مي شود. در نتيجه من پيشنهادم اينست كه در سن جوان اگر فرد مورد نظرتان را پيدا كرديد درنگ نكنيد. منتها من نظر خودم اين بوده است كه تا مادامي كه آدم به چيزي علاقه ندارد، تسليم اين و آن نشويد. روي من خيلي اين بود كه مثلا نرم(Norm) و ... . تا علاقه پيدا نشود توجيه ندارد. اتفاقا در سنين جواني، سن طبيعي قضيه هم هست.
- مشكلي براي ادامه تحصيل ايجاد نمي كند؟

- نه، نه. فكر نمي كنم. البته معمولا شما از كسي خوشتان مي آيد كه آنهم اينطور است و به چيزهايي كه شما علاقه داريد احترام مي گذارد. چون اگر غير از اين باشد جور در نمي آيد. اگر اينطور (بر اساس علاقه) باشد جنبه حمايتي هم پيدا مي كند و مي تواند مثبت و خوب باشد، هم براي طرفتان و هم شما. حالا چه پسر باشد و چه دختر باشد و بعبارت ديگر درك مشترك يا Understanding، معمولا درسن جوانی، اینها خیلی راحتتر است که اگر پیش آمد باید از آن استفاده کرد. من اصلا این بحثی که این دکترای من را (مختل خواهد کرد) ... را معتقد نیستم. منتها اگر پیش نیامد دیگر تعارف نداریم. بابا و پدر بزرگ و ... اینها (نباید عامل اجبار باشند). به محض اینکه فرد مورد علاقه تان پیدا شد (اقدام شود). من اگر می خواستم دوباره شروع کنم، درنگ نمی کردم.
- به نظر شما بهترین سن برای دکترا چه سنی است؟ بعضی از اساتید فوق لیسانس شان را گرفته اند و چند سال صبر کردند و خیلی ها هم مثل شما بصورت پیوسته بودند.

- من شرایطی را داشتم که 26 ساله دکترایم را بگیرم، ولی آن خیلی ناپخته بود. به نظرم کسی که دکترایش را می گیرد حول و حوش 29 (خوب است). من هم در واقع حول و حوش 29-30 بودم. زمان خوبی است. آدم به هر حال نباید عجله کند. ولی 30-31-32 دیگر فراترش به نظرم مشکل می کند کار را. پیشنهاد من اینست که 30تا32 و نهایتا 35. الان مقررات وزارت علوم برای بورس کردن هم همین است که حداکثر سنی دارد. یعنی یک مشکلات خاص دیگری پیش می آید که شاید به هر حال بی حساب نیست که می گویند سن (از یک حدی) نبایستی بیشتر باشد. من به نظرم بعد از فوق لیسانس یکی دوسالی ممکن است بخواهیم که کار کنیم. (اما) زیاد هم اگر بخواهیم کار کنیم مشکل می شود که برگردیم به آن دنیای آکادمیک ]چون دکترا یک دنیای آکادمیک است[ که فاصله زباد توجیح ندارد. (اگر) بروید در صنعت و Business و ... برای حدود 5-6 سال، به نظرم کار را مشکل می کند.
- آقای دکتر با توجه به سمتی هم که شما در دانشگاه دارید، فکر می کنید هیچگونه تدارکی دیده شده برای بحث فارغ التحصیلی دانشجویان، اعم از مسیرهای (طولانی) اداری، جشن فارغ التحصیلی و ... .
- بحثهای جشن و ... را من در جریان نیستم. حوزه مسوولیتم هم کمتر است، منتها هر چیزی که شاد و جشن و سرور و ... باشد البته من خودم حمایت می کنم به شخصه. اما این بحثهای فارغ التحصیلی و Procedure های آن، بله. همانطور که حضور ذهن دارید، ما در رشته IT دو نفر فارغ التحصیل داشتیم.
- البته آقای دکتر (ایشان) درسشان تمام شده اما هنوز فارغ نشده اند.(هنوز مراحل اداری شان تمام نشده است)

- بله. یکسری مشکلات اداری هست. که بایستی نهایتا با دانشگاه رفع شود. اینها در حال بهتر و بهتر شدن هستند و همانطور که مستحضر هستید، یکسری مشکلات کلان تر دانشگاه هست که هنوز دانشگاه شریف کامل مستقر نشده است. هنوز هم دانشگاه کیش هست، دانشگاه شریف هست. صحبت هست که در مهرماه، آبان ماه، دیگر این Transition اتفاق بیفتد. منتها من مطمئنم وقتی که آن Transition اتفاق افتاد، این مشکلات کامل حل می شود. الان همین یکی دو موردی هم که فارغ التحصیلی شان یک مقدار زودتر بوده است، اینها باعث شده است که خیلی از آن مسائل دیده شود. یعنی برای نفر سوم قطعا راحت تر از نفر دوم خواهد بود و نفر چهارم و ... . و من مطمئنم تا انتهای سال که دانشگاه شریف کامل، از نظر حقوقی، مستقر شود، قطعا دیگر فارغ التحصیلی در اینجا مشابه شریف خواهد شد. البته آنجا هم به این سادگی نیست، که یکی دو روزه انجام شود. یکی از دلایل مشکل الان دوگانگی دو تا سیستم است. که (مثلا) آنها برای نمرات شما یک سیستم خاصی دارند و اینجا یک سیستم دیگری. الان مثلا صحبت از آنست که کپی از این سیستم برود در آن سیستم. شما هم در DataBase می دانید این کپی کردن ها، (اینکه) یکی هستند یا نیستند، باعث مشکلات می شود. یعنی انتظار ما اینست که دیگر تا انتهای سال، یک سیستم Integrated، عمدتا مناسب شریف، خواهد بود و در نتیجه این پروسه فارغ التحصیلی قرار نیست از آنچه در تهران انجام می شود پیچیده تر باشد.
- آقای دکتر ما قصد داریم نمراتی را از شما سوال کنیم. این مواردی که خدمتتان می گوییم اگر تمایل داشتید نمره ای از 20 را برایشان بگویید.

- به ایران در حال حاضر چه نمره ای می دهید؟
- من حیث المجموع فکر می کنم، 12.
- یعنی پاس می شود؟
- پاس می شود منتها با نمره خیلی کم. البته فوق لیسانس (این نمره) رد نمی شود. یعنی اگر انتظار را ببریم بالاتر رد می شود.
- به شریف تهران؟
- 15.
- به شریف کیش؟
- 12.
- این هم به زور پاسی می گیرد؟
- بله، بله.
- چه نمره ای به خود کیش می دهید؟
- دانشگاه کیش؟
- نه، خود کیش؟
- به جزیره کیش هم 12.
- از سرزمین اصلی بالاتر نمی دهید؟
- نخیر. یعنی با توجه به امکاناتی که دارد خیلی خیلی می تواند بهتر از اینها باشد.
- به دانشجویان ارشد تهران و اینجا به تفکیک چه نمره ای می دهید؟
- اتفاقا سوال خوبی بود.
- تهران؟
- 14
- ما افتادیم؟
- نه اتفاقا این جا را می دهم 16. البته کارشناسی اینجا رد است اصلا.
- آن را هم می خواهیم بپرسیم. کارشناسی تهران را چه نمره ای مس دهید؟
- کارشناسی تهران را 16.
- و اینجا؟
- به نظرم 9 است. یعنی از 10 کمتر است واقعا.
- (خنده)
- جسارت نشود. ببینید من کارشناسی ارشد را 16 دادم، واقعا بهش معتقدم، اتفاقا مانده بوده که دلیل آن چیست؟ به نظرم می رسد که خیلی از بچه های کارشناسی ارشد، خودشان کار می کنند، عمدتا در گیرند و شهریه شان را حداقل یک بخشی از آن را خودشان مجبورند زحمت بکشند، در نتیجه با علاقه فوق العاده ای در کلاس ظاهر می شوند و ما این را می بینیم و خروجی شان هم. اما بچه های کارشناسی اینگونه نیست. یک مثالی را آقای دکتر روحانی تعریف می کرد، می گفت "یکی از این بچه های کارشناسی، بار سوم و بار چهارم افتاد و گفتم اینها را و شهریه را دلت نمی سوزد؟ می گفت من که پول نمی دهم، پدرم پول می دهد" . یعنی می دانید، به نظرم، یک فکر اساسی برای دوره کارشناسی اینجا باید بشود. اصلا قابل قبول نیست. چون من درس کارشناسی هم دارم و دیگران هم به من منعکس کرده اند. بچه های کارشناسی ارشد اینجا، با توجه به توان علمی، من Performanceشان را بهتر از بچه های تهران می بینم. من حیث المجموع.
- به کنفرانس سیزدهم کامپیوتر چه نمره ای می دهید؟
- حالا ممکن است به بعضی ها بر بخورد، ولی آنهم 12.
- آقای دکتر همه را دارید می اندازید!
- ...
- این سوال را هم می توانیم 2-3 مدل بپرسیم. به اساتید کیش و اساتید شریف چه نمره ای می دهید؟
- مقیم و تهران؟
- بله.

- والا، اساتید مقیم که خیلی جدید هستند و ...
- می خواهید اصلا سوال را یکطور دیگری بپرسیم، کلا و در مجموع شما کدام استاد را قبول دارید؟ این می تواند شامل حال دانشگاه های دیگر هم باشد در ایران.
- اساتید برجسته در ایران...، والا من یک استاد خودم در دوره دانشجویی بودند که البته نمره خیلی بالایی نمی گیرد چون مشکل پژوهش هست. منتها از جنبه آموزشی، در رشته خودمان، رشته برق عمدتا، یک مقدار نزدیک به کامپیوتر، آقای دکتر جبه دار مارالانی، که ایشان استاد خود من هم بود. بعنوان یک فرد آکادمیک واقعا به ایشان احترام می گزارم. هنوز هم با علاقه ... . در دانشگاه تهران هستند ایشان البته. رییس دانشکده برق. نمیدانم راستش را بخواهید کسی باشد که من در آن حد برجسته در ایران دارم فکر می کنم...
- در کامپیوتر؟
- در کامپیوتر هم خیلی مشکل است... . نداریم. یعنی آن چیزی که من را جذب کند، نیست. حتی شما الان از من بپرسید در آمریکا هم استادی داشتید... باز این هم، یک همچین حالتی است. نمیدانم شاید من یک مقدار انتظاراتم خیلی بالاست. ولی یک فرد برجسته، که اصلا جای بحثی نباشد...، شاید آقای جبه دار مارالانی، (شاید چون) استاد خودم بوده اینرا می گویم و چون ارادت نسبت به ایشان دارم و به هر صورت بعنوان یکی از اساتید خوب ایران است هنوز هم.
- کدامیک از همکارانتان را حالا یا دوست دارید یا قبول دارید؟
- خوب این سوال دیگر مقداری مشکل است. چون ممکن است من بگویم این و به بعضی دیگر بر بخورد. راستش را بخواهید از همکاران دانشگاه، من کسی را که به ذهنم می رسد و یک مقداری برایش احترام قائل هستم، حالا که مطرح فرمودید، فکر می کنم آقای دکتر عارف، به لحاظ اینکه آدم سیاسی در یک حد خیلی بالایی و متانت علمی و بسیار آدم آکادمیکی هم هستند، من برایشان احترام قائلم. منتها دیگر از همکاران خودمان، همه شان خوب هستند.
- (پاسخ) سیاستمدارانه!
- بله سیاستمدارانه اش اینست، چون، (اگر) یکی از ایشان را بگوییم آنوقت مشکل می شود.
- ما چند تا سوال شبه زرد هم از شما بپرسیم. موسیقی ای که گوش می دهید، فیلمهایی که نگاه می کنید و کتابهایی که می خوانید؟
- من موسیقی کلاسیک غربی را خیلی دوست دارم.
- می توانید نام ببرید؟
- خوب افراد را نام می برم. موتزارت، باخ...
- شوبرت؟
- شوبرت نه راستش را بخواهید. آنچنان نه. موتزارت و باخ و بعد ...
- بتون؟
- (بله) و بعد بتون.
- غیر کلاسیک غربی؟
- غیر کلاسیک غربی ... راستش را بخواهید (الان که) دارم فکر می کنم...
- از Old Song ها هم می توانید بگویید؟
- نمی دانم، من جوانی هایم از کلاسیک غربی خوشم می آمده است. البته Jazz و ... اینها بوده، (اما) نمی دانم... من یادم می آید از همان ابتدا که موسیقی کلاسیک غربی را گوش دادم، اصلا شدیدا تحت تاثیر قرار گرفتم. هنوز هم فکر می کنم اینها از نظر به اصطلاح هنری (عالی اند) و واقعا برایشان احترام قائلم. هنوز هم بارها و بارها که گوش می کنم احساس می کنم که عجب دورانی بوده، چه آدمهایی. راستش را بخواهید این Country Music و جاز و ... از همه شان لذت می برم، اما در موسیقی خودی هم، واقعا موسیقی کلاسیک ایرانی را هم لذت می برم، (البته) بعدش.
- نام می برید؟
- من از شجریان. خیلی ارادت دارم و دوستش دارم و همینطور بنان. شهرام ناظری هم شاید بعدش.
- یعنی شما خواننده های غربی دوران تان، مثل Elvis Presley، Bee Gee و ...
- برای من جذاب نبود راستش را بخواهید هیچکدامشان.
- Beetles؟
- Beetles هم نه. من خودم برایم خیلی عجیب بود می دیدم که تمام هم سن و سالهای من اینقدر Beetles (را دوست دارند اما) ما هر چه گوش می کردیم، می دیدیم جذبمان نمی کند. منتها این موتزارت و باخ و ... که 200-300 سال پیش بودند ... همواره و هنوز هم برایم (جذابیت دارند). آدم بارها و بارها هم که گوش می دهد، هر زمان احساس می کنی یک چیز جدیدی است در آثارشان. به نظر الهی است.
- از ایرانی های دیگر غیر مجازهایشان؟
- والا یک آقایی هستند که من اسمشان یادم رفته است. برای این فیلمها هم، 2-3 تا از این کارهای کلاسیک بدون آواز ساختند که ... اسمشان یادم رفت. آنهم به نظرم خیلی...
- انوشیروان روحانی؟
- روحانی عالی بود. بعد یکی دیگر هم در ایران هست...آقای...
- چاکناواریان؟
- نخیر. یکی هست که برای بعضی فیلمها موسیقی ساخته است.
- مجید انتظامی را که نمی گویید؟
- نخیر. 1-2 تا از نوارهای ایشان 7-8 سال پیش خیلی (معروف) بوده و این قطعاتش در تلویزیون هم (پخش شده)، من حالا اسمشان یادم رفته است. ولی خیلی از فیلمهای خوب را موسیقی شان را ساخته است...
- اسفندیار منفردزاده؟
- ...ممکن است. مثلا من یادم می آید که وقتی برگشته بودم تازه نوارهای ایشان آمده بود که این 10-12 سال پیش بود. چقدر من لذت می بردم همواره. می خواهم بگویم که ایرانی بود اما در عین حال کلاسیک هم بود.
- کتاب می خوانید آقای دکتر؟
- کتاب بله و اتفاقا دوست دارم، منتها کتاب بخصوص الان ها، شاید هم همواره اینطور بوده است (اما) من از کتابهای تاریخی خیلی خوشم می آید. فلسفه و کتابهای تاریخی. منتها رمان و اینها هیچوقت من را جذب نکرده است.
- فیلم؟
- بله. شاید خیلی آنچنان درگیر فیلم نیستم ولی، (مثلا) چارلی چاپلین واقعا فکر می کنم، اعجوبه ای بوده است و بخصوص آن فیلمی که درباره هیتلر ساخته بود و با آن شرایط، فوق العاده است.
- عصر جدید.
- بله بله. فیلمهای کلاسیک قدیمی هم واقعا...
- می شود نام ببرید؟
- والا همین عصر جدید چارلی چاپلین، واقعا ارزنده بود و این Gone with the wind همان برباد رفته، مربوط به دوران قدیم هم خیلی جذاب بوده و یک آقایی هم بوده که یهود است، من حالا یادم رفته، مال نیویورک هم هست.
- فیلمهای آلفرد هیچکاک؟
- فیلمهای آن هم برایم جذاب بوده ولی آمریکایی است. ولی اسم آن را یادم رفته که بیشتر فیلمهای اجتماعی و نقدهای اجتماعی خیلی (داشت). یک آقایی که شاید حدود 60 سالش باشد و کلیمی مذهب هم هست. من الان اسمش را یادم رفته است. متاسفانه این اسامی یادم نیست.
- از فیلمهای فارسی قبل و بعد از انقلاب چیزی در ذهنتان هست؟
- بله، من مثلا فیلم گاو را خیلی دوست داشتم و بارها دیدم. بعد قیصر مثلا آن موقع بود. یک آقایی هم هست که کارگردان خیلی معروفی است...
- کیمیایی؟
- نخیر.
- کیارستمی؟
- (بله) کیارستمی. کیمیایی که همان فیلمهایی که خدمتتان عرض کردم...
- قیصر و گوزن ها و ...
- بله. ولی کیارستمی فوق العاده است.
- هنوز هم فیلم نگاه می کنید؟
- ... والا راستش را بخواهید فیلمهای ایرانی کمتر، چون نمی دانم چگونه است که آدم فیلمهای ایرانی که می بیند غصه اش می گیرد. ولی اگر فرصت شود بله چون فکر می کنم...حداقل آن زمان که من دانشجو بودم خیلی دوست داشتم به اصطلاح فیلمهای جدید و ... احساس می کنم که زمان خیلی با ارزش است وقتی که آدم یک فیلم خوب نگاه می کند هم لذت می برد و هم زمان خودش را خیلی با ارزش به اصطلاح سپری کرده است.
- ظاهرا اهل شعر هم هستید؟
- والا من یادم می آید خیلی جوانیها، من یک دفترچه کوچک هم داشتم.
- شعر می گفتید؟
- (بله) می گفتم. ولی الان اشعاری که من را تحت تاثیر قرار می دهد، شاید حافظه ام خیلی خوب نیست اما شعرای بسیار بسیار مورد علاقه ام باز از همان قدیمی ها هستند.
- فردوسی، حافظ، مولوی اصلا جای بحث ندارد. نیما و بعد شاملو. و این آقایی که مال کاشان هستند...سهراب سپهری، آنهم جالب است.
- آقای دکتر شما در میان نمره هایی که اعلام کردید، به شریف تهران 15 دادید و به شریف کیش 12 امکانش هست دلیلش را بدانیم و نمراتی که به دانشجویانش دادید؟
- ببینید جای بحثی نیست، بچه ها (آنجا) حالا در کنکور که آدم نگاه می کند یک Level خاصی را دارند که توانستند بیایند. آنها وقتی که می آیند، شاید به این دلیل که شهریه نمی دهند، خیلی جدی و من می بینم با علاقه کار نمی کنند یا ممکن است که بیایند و شرایط واقعی را که می بینند دلسرد می شوند... من نمی دانم دلیل آن چیست، (اما) خروجی و عملکردشان برایم قابل قبول نیست و فکر می کنم شاید دلیلش اینست که مجانی می آیند و بعد هم یک انتظارات زیادی دارند و از خودشان هم اصلا مایه نمی گذارند و بعضا یک ایراد دیگری هم که دارند، یک مقدار غرور کاذبی در آنها ایجاد می شود و این غرور کاذب در مورد بچه های لیسانس هم هست در شریف تهران. و این غرور کاذب اتفاقا خیلی بد است و اینها ادامه که می دهند بخصوص در دوره های عالی، درآنجا کاملا به ضررشان تمام می شود. بچه های کیش، خوب، آن غرور کاذب را ندارند، علاقه بسیار زیادی دارند، با علاقه کار می کنند و کوشش می کنند. من به نظرم بیشتر زحمت می کشند و ملاک عمدتا اینهاست. کاملا برایم محرز است که زحمت بیشتر می کشند نسبت به بچه های تهران. بعد هم یک چیز مثبتشان اینست که آن غرور کاذب را هم ندارند. شما تصور بفرمایید که یک نفر زحمت نمی کشد و غره است و فکر می کند که حالا که چی! کنکور 2 ساعت امتحان داده است و وارد شده است و گیرم که در دوران لیسانس یا دبیرستان آدم شاخصی بوده است! اینکه اصلا ملاک نیست. بنابراین این پارامتر هاست. یکی اینکه به نظر زحمت نمی کشند به اندازه بچه های شریف کیش، دو اینکه یک مقدار غرور کاذبی را دارند که خوشبختانه این را ما در بچه های شریف کیش نمی بینیم و به نظر من دید بچه های شریف کیش خیلی واقع گرایانه تر و مثبت تر است. و ما که رفتیم به اصطلاح تا انتهای این کارهای آکادمیک را به نظر من اینها برای ادامه تحصیل وضعیت بهتری را خواهند داشت.
- سوالات آخر را می پرسیم از شما. یکی اینکه شما بشکل بسیار زیاد و وحشتناکی مثبت اندیش هستید، این یک روش است یا اینکه به مرور در شما ایجاد شده است و یا بهش اعتقاد دارید؟
- والا اینکه بهش اعتقاد دارم که (بله) بهش اعتقاد دارم. منتها چطوری شد که اینطوری شده است، من نمیدانم راستش را بخواهید. ولی درست می فرمایید، من ادعا نمی کنم خیلی موفقم، (ولی) به همین Achievement تا اینجا هم که رسیدم، به نظرم مدیون همین مثبت نگاه کردن به دنیاست. من حالا ادعا نمی کنم که خیلی آدم ... و دستاورد آنچنان و ... (چون) خیلی آدمهای موفق دیگری نیز هستند. اما این را می توانم به جرات به شما بگویم که آدمهای خیلی موفق، حتما آدمهای بسیار مثبت اندیشی هم بوده اند. بعد هم زندگی یک مدت محدود کوتاهی است که تمام می شود و می رود و کسی تا ابد زنده نیست، منتها حیف نیست آدم این زندگی را تلخ کند ... حداقل در دوره حیاط ما کسی به معنی واقعی زندگی اصلی که نخواهد رسید و شاید میلیاردها سال طول بکشد برای انسان. خوب چه بهتر که آدم مثبت اندیش باشد. یعنی حتی اگر شرایط هم برای آدم بد می آید و بد می آید و ... هنر اینست که شما بگویید به این دلیل و به این دلیل و یکجوری مثبت به قضیه نگاه کنید. و آن موقع زندگی زیباتر می شود، این زندگی که به هر حال محدود است، و آدم لذت می برد. درست می فرمایید من خودم هم فکر می کنم که اگر از خودم بخواهم تعریف کنم، یکی از خصوصیات خوب من که باعث شده است که اگر یک موفقیت نسبی کسب کردم تا حالا، مدیون این نکته هستم که ...

- خصوصیات بد هم دارید مگر آقای دکتر؟
- بله بله. قطعا. کسی مگر می تواند (نداشته باشد). ممکن است همه خصوصیات بد خودم را نمی دانم، ولی به هر صورت (مثلا) چقدر خوب است که آدم سریع عصبانی نشود...
- شما عصبانی می شوید؟
- گاهی بله. و خودم احساس می کنم که نباید اینطور باشد...
- البته ما یکبار بیشتر عصبانیت شما را ندیدیم.
- خواهش می کنم.
- که بچه ها داشتند بر سر زبان فارسی با شما بحث می کردند و شما بسیار برآشفته شده بودید بر آنها.
- بله.
- آقای دکتر امتیاز یا سطح آکادمیک شما الان در چه وضعیتی است؟ نمیدانیم که اصلا باید این سوال پرسیده شود یا خیر؟
- رده آکادمیک من الان استاد تمام است.
- ظاهرا حد فاصلی برای مثلا حائز شرایط پروفسوری با مجموعه امتیازات دریافتی از Paper ها و Award ها وجود دارد...
- آهان، ببینید، به هر حال بگونه ای بوده است که آن حداقل های لازمه را ...
- چه امتیازی؟
- الان خاطرم نیست. ولی به هر صورت من فکر می کنم ما الان در وضعیتی هستیم که (اگر) برویم فرانسه، اروپا یا ... این Report برای آنها هم قابل قبول باشد و خوشبختانه فقط من هم نیستم که Report نسبتا خوب پژوهشی دارم. همکاران دیگر ما در صنعتی شریف یک چنین وضعیتی را دارند، معنی اش اینست که هر یک از ماها فرض بفرمایید، (اگر) بخواهیم برویم آمریکا یا اروپا می توانند ما را بپذیرند. چون آن حداقلهای لازم کسب شده است. خوب همانطور که عرض کردم دانشگاه صنعتی شریف یکی از چیزهای مثبتش همین هیات علمی با کیفیت بالا است. که هر کدامشان می توانند در دانشگاه های خارج بروند و پذیرفته می شوند. در دانشکده خودمان هم همینطور است و خیلی از دوستان دارند این وضعیت را. منتها اینکه یک عددی وجود داشته باشد بشکل متعارف وجود ندارد حداقل تا آنجا که من خاطرم هست.
- برای ما که امتیاز بالاتری را هم نسبت به ارشدهای تهران قائل هستید، برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا چه در داخل و چه در خارج از ایران چه توصیه ای دارید، خوب شما یک مقدار امید ما را بیشتر کردید...
- خوب اگر علاقه مند هستید که ادامه دهید، من این را هم درباره بچه های شما عرض کنم که شما ها اگر علاقه مند هستید بروبد به صنعت، من احساسم بر اینست که کمتر از بچه های شریف امکان موفقیتتان نیست که بیشتر است و من مطمئنم در صنعت هم بروید موفق خواهید بود. اما درباره دکترا من خدمتتان عرض کنم که ما امیدواریم در آینده نزدیک دوره دکترای شریف در کیش را راه اندازی کنیم. که دانشجوی دکترا همین جا را برای ادامه تحصیل انتخاب کند.
- که به عمر ما قد نمی دهد؟
- من به نظرم در برنامه یکی دو سال آینده است.

- که با هزینه دانشجوست؟
- والا من این بحثش را نمی دانم. الان وزارت علوم دارند صحبت می کنند برای بچه هایی که دوره دکترا قبول می شوند، دوره هایی که آنها مورد تاییدشان است، ماهی 500 هزارتومان نهایتا، کمک (تحصیلی شود.) چون می دانند اینها نخبگان کشورند و حتی باید به ایشان پولی هم داده شود یک صحبا اینجور است. درنتیجه اگر ما دکترا اینجا می پذیریم، اینها جزء نخبگان خواهند بود و قرار نیست که شما از نخبگان پول بگیرید یعنی من به نظرم این بحثها کمی متفاوت می شود....
- الان هم دیگر تز با پایان نامه و بدون پایان نامه هیچ فرقی نمی کند برای ورود به دوره دکترا. الان Application-Base است حتی برای بچه هاب روزانه مان. یک امتحان ریاضی است که خیلی ها از آن فیلتر رد می شوند و بعد می آید و بررسی می شود. معدلتان در دوره کارشناسی ارشد خوب خیلی مهم است، معدل کارشناسی تان هم مهم است و بعد آنها یک فیلتری می شود و تعدادی که از آن فیلتر رد شدند، بعد مصاحبه می شوند، ممکن است 2-3 برابر ظرفیت مصاحبه شوند، و آنجا دستاوردهایتان در پروژه کارشناسی ارشد، مقاله ای و ... و یا اگر اساتید خاصی که در حوزه ای کار می کنند احیانا به شما علاقه مند شوند و این را امکان پذیر می بینم که همین بچه های شما (بتوانند). مثلا آقای بهشتی که تشریف بردند حالا فرصت نشد اما اگر ایشان درخواست دکترا می کردند شانس خوبی بود که حداقل همین الان دو مرحله اول را رد کرده و به فاز مصاحبه و اینها قطعا می رسید. این نظر مثبت من به ارشدهای شما فقط خاص من نیست و اساتید دیگر هم که با شما در ارتباطند، هم تایید می کنند و فقط هم خاص IT نیست و رشته های دیگر هم ظاهرا به همین صورت هست. ضمن اینکه IT هنوز بهتر است. یعنی وضعیت IT نسبت به رشته های دیگر حتی از این منظر بهتر است. اینها را تمام اساتیدی که آمده اند و تجربه آشنایی باشما را داشته اند تایید کرده اند. و حتی آنهایی که شماها با ایشان درس نداشتید و پروژه گرفته اید، اینها همه به من گفتند که خیلی مثبت است. در نتیجه این را دست کم نگیرید، شما انشاء الله فارغ التحصیل می شوید و ممکن است یک تعدادی درخواست دهید و عده ای هم بروید خارج از کشور، و اینگونه نیست که بعضی ها تصور کنند که نه ما اصلا شانسی نداریم، برای اینکه حتی در شریف تهران پذیرفته شوید، و اگر هم قرار باشد دوره دکترایی در اینجا باشد اول دوره دکترای IT خواهد بود. چون مت اساتید ITمان بیشتر هستند و واقعا عملکرد بچه ها هم دارد خودش را نشان می دهد، 2نفر فارغ التحصیل جدید IT بودند. گروههای دیگر هم تقریبا همزمان شروع کردند. و تعجب نکنید که ما چند سال دیگر دوره دکترا داشته باشیم و اگر بعضی از شما ها علاقه مند باشید کاندیداهای بالقوه ای هستید.
- آقای دکتر اگر پیامی دارید که بشود آنرا با تیتر بزرگ برای بلاگ زد، بفرمایید.
- والا من به نظرم این فرصتی که پیش آمده برای دانشجویان کارشناسی ارشد IT در شریف، یک فرصت کاملا مغتنم است و خوشبختانه خیلی از عوامل دست به دست هم داده اند و (البته) من از منظر دانشجویان می گویم، و ما بسیار مفتخریم که در این شرایط داریم سرویس می دهیم، منتها از آنطرف هم فرصت بسیار مغتنمی است، دانشگاه شریف از دانشگاههای بسیار با پرستیژ کشور ماست و در دنیا هم می شناسندش، خود من چندی پیش از یک مرکز معتبری از فرانسوی، یک استاد تمامی گفت که ما افتخار می کنیم که با شما همکاری کنیم و بیایید 2تا دانشجوی دکترا ما و دو نفر هم شما و ارتباط و ... من هم پاسخ دادم و آن برخورد کاملا مشخص بود که خیلی دانشگاه شریف را می شناسند و برایش ارزش قائلند. شما فارغ التحصیلان خوب این دانشگاه هستید، این را دست کم نگیرید، و من با FeedBacK ی در این یکی دوسال از شما دیدیم می خواهم این خبر خوش را به شما بدهم که آینده برایتان خیلی خیلی روشن است، آینده درخشانی در راه است. و شما مطمئن باشید دوره دکترا در کیش خواهد بود. این جا تازه شروع شده و قرار است ادامه داشته باشد خیلی بهتر از این چیزی که هست و خواهد بود. ممکن است یک مقدار خوشبینانه باشد اما من این را کاملا معتقدم. 5-6 سال دیگر اینجا می تواند گل سر سبد تحصیلات تکمیلی کشور شود، حداقل در زمینه IT و این سالها بعد نیست (نزدیک است). آینده درخشانی را برای اینجا و نتیجتا کشورمان متصورم و این البته شما را هم شامل می شود. اگر می خواهید تیتر بزرگ بزنید اینست که مطمئن باشد وضعیت تحصیلات تکمیلی، دکترا در شریف کیش، آینده درخشانی را خواهد داشت و یکی از جاهای ممتاز کشور خواهد بود. Centeral Excelent
- خیلی ممنون آقای دکتر. وقت شما را خیلی گرفتیم.
- خواهش می کنم و خوشحال شدم.
***دو تصویر زیر نوشته ها و اشعاری هستند که در تخته WhiteBoard اتاق شماره 8 دانشکده بودند.


تهیه کنندگان: سونیا نظری/علیرضا اسکویی پور/سیامک آرام