عده ای از برادران و خواهران گرانقدر این شائبه برایشان حاصل شده که چگونه در وبلاگ حاضر که متعلق به جناب آقای آرام بوده و هست و حتما که طبق نظرات ایشان مورد بازبینی و نظارت جدی قرار می گیرد هنگامی که کسانی همانند ما مطلبی را خلاف نظر ایشان درآن منتشر می کنند و از قضا حذفی هم در کار نیست دیگر چگونه باید به خود اجازه دهیم تا توقع دیگری نیز داشته باشیم. چراکه حتی همین آزادی های عمومی در زمینه انتشار افکارهم در دانشگاه ما جدی گرفته نمی شودهیچ، بعضا با تیغ اتهام و توبیخ و مجازات نیزنواخته می شوند.

نخست آن که به عرض برسانیم در عصری که در آن حاضریم غالب مسائل واجد نواحی ناشناخته ای از دید عوام گشته اند که اگر شما بر حسب تصادف صورت واقعی اتفاقی را که چندی قبل به نظاره بوده اید دریافتید کمتر تعجب کرده، با این موضوع کنار آمده باشید که همین است و گریزی از آن نیست، بایستی عرض کنیم این فضای مجازی که افکار ما را در خود جای می دهد حاوی آن چه است که توضیح آن داده شد.

متاسفانه درد ما امروز حتی نبود و کمبود فضای تبادل نظر فرهنگی در دانشگاهمان نیست و اصل مساله آنجاست که عده ای عمدا قصد داشته اند از خلا به وجود آمده نهایت استفاده را ببرند و در ازای اعطای حدی از امکانات نظیر انتشار آثار به استثمار ذهن و اندیشه بپردازند و این همان نقطه ای است که ما در آن قرار گرفته ایم.

 بعد آن که در پاسخ به آقای آرام مبنی بر تقدیر از ما که نوعی دهن کجی نثارمان کرد جوابیه ما انتشار می یابد و اما باز دست غیبی ایشان از آستین بیرون آمده در ادامه همان یادداشت (و نه در مطلبی جداگانه) چند خطی ما را مهمان نصیحت های فرزانه ی خود می کنند و در ادامه جواب ما را به ادامه مطلب ارجاع داده و در آخر هم به ضیافت چند بیتی شعر می کشانند.

ما باید چه کنیم فقط لبخند بزنیم چرا نه؟! چرا که تنها حق دفاع برای ما در زمین حریف محترم شمرده شده است. زمان آن هم به کرامت طرف مقابلمان بسته است که تا کجا اهداف تبلیغاتی اش را به پیش ببرد و از آب گل آلودش صیدی به سبد افتخاراتش بیفزاید.

برای دانشجویان بعدی همانا آرزوی همتی بس بلند در آفریدن خلاقانه این بزنگاه فرهنگی، جایی که شما آزادانه و بی قید و بند دغدغه هایتان را بیان کنید و بر سر آن بمانید، معدود مواردی که نیمه ی آشکار و پنهان ندارد.

 

سروش کاظم زاده – یاسر سیدی