همان اوایل که واحد امور "فرهنگی" را نقد می کردیم، دوستي از عوارض و هجمه هاي آتي آن برحذر باش مي داد و به طي مسيري اغماضگرايانه پند. آن روزها كه طلب انجمن هاي علمي را داشتيم، دوستاني ديگر از ناممكن بودن آن و پيامدهاي رفتاري و برخوردي پس از آن اشارتهايي داشتند.
آن نقدها از آن باب بود (و هست) که نگارنده این سطور بر این باور است که حلقه مفقوده مشکلات و معضلات جامعه ایرانی، "فرهنگ" است و دگر هيچ.
مگر واحدهاي ديگر دانشگاهمان بي عيبند و ايراد؟ نه! اما ذي نفوذترين و يكي از مهمترينشان فرهنگيمان است و ضعيف ترينشان نيز هم(۱). بايستي نقد شود و باعث پيشرفت و ترقي آن.
اين واحد امروز سخت، و با حساسيت بيشتري كاري را انجام مي دهد و يا اساسا انجام نمي دهد چراكه ديده مي شود و دانشجو مي خواهد كه بيشتر داشته باشد و در خور. امروز اعضاي آن واحد اندكند و همين تعداد اندك، به جاي دفاعي از نوع "فرهنگي" و روشن بينانه كه جنس كاريشان بايد باشد، نوعي ديگر از دفاع از كارنامه فرهنگي-هنري دانشگاه را برگزيده اند. كه هر آنچه ساده است و "زرد" و زودباور عامي جامعه، حلال(حل كننده) و پوشاننده اصل مشكلات و نقايص نيست، كه درماني است و مسكني مقطعي و زودگذر براي آنان و خود درد.
بايستي كار كرد و تلاش و ابتكار را پيشه. كه عموما فرد، اشخاص، شخصيتها، شخصي سازي ها، فرد ستيزي، قضاوتهاي نادرست و ترويج اطلاعات ناسالم با استفاده از ابزارها، امكانات و جايگاهها بشكلي ناصحيح، چاره را نيستند. كه مهم است حرمت و كرامت افراد و تمكين به آراي متضاد، تواما. چرا كه افراد مي آيند و مي روند و آنچه مي ماند تاثيراتي است كه "من و شما" در محيطي كه در آنيم خواهيم گذاشت.
(۱) كه اين امر، مورد تاييد مسوولان دانشگاه نيز مي باشد/بنابر تاييد رياست دانشگاه، آقاي دكتر عسكري، در جلسه پرسش و پاسخ با دانشجويان/مورخ ۱۵ام اسفند 1386.