خودتان ربات بسازید

walle

سایت نارنجی: چرا همه فکر می کنند که ربات ساختن کار سختیه و یا فقط مهندسین عزیز می توانند ربات بسازند؟! اگر اهل کار فنی باشید و آچار به دست در اتاق کارتان می چرخید حتما به دنبال کسی میگردید که بعد از پایان ساعت کاری پیچ و مهره ها و اقلام ریز را از روی میر جمع کرده و محیط را برایتان کمی مرتب کند. این ربات بی چاره ای که در تصویر مشاهده میکنید می تواند برایتان این کار را انجام دهد. عجیب است! تمیز کردن میز کار در پایان یک روز سخت کاری حتی برای این ربات بی چاره هم زجر آور است. به قیافه اش نگاه که بکنید متوجه می شوید. شما می توانید با داشتن اطلاعات کمی از الکترونیک و مکانیک با طی کردن 50 مرحله این ربات را برای خودتان بسازید. امیدوارم که روزهای کاری لذت بخشی در کنار هم داشته باشید .

مراحل ساخت و مشخصات فنی ربات

همكاري/جذب نيرو

شرکتهای (خصوصی و غیر خصوصی) برگزارکننده جشنواره تابستانی جزیره کیش، علاقه مند به جذب دانشجويان فعالي مي باشند كه در بازه زماني جشنواره (حدود ۱۵تيرتا حدود ۱۵شهريور) در جزيره حضور داشته باشند. دانشجويان علاقه مند مي توانند براي همكاري و نيز كسب اطلاعات بيشتر از طريق ايميل اقدام نمايند. 

مصاحبه/گپ دوستانه

این هفته با آقای دکتر هاشمی از اساتید (مقیم) رشته IT مصاحبه اي خواهيم داشت. دوستان مي توانند سوالات يا نظرات خود را نهايت تا 5شنبه صبح در قالب "نظر" يا از طريق ايميل براي طرح در مصاحبه/گپ دوستانه اعلام دارند.

اثر معماری...

در ایمیلهای رسیده تصاویر زیر با عنوان ساختمان دانشگاه Yaton در شرق نيوزلند ياد شده است كه جستجو در اينترنت ظاهرا چنين چيزي را نشان نمي دهد. به هر حال اثر معماري جالبي است و اگر حقيقتا دانشگاه باشد درس خواندن در آن جالبتر!

image002
ادامه نوشته

مرثیه "فرهنگ" و "ادب"...

همان اوایل که واحد امور "فرهنگی" را نقد می کردیم، دوستي از عوارض و هجمه هاي آتي آن برحذر باش مي داد و به طي مسيري اغماضگرايانه پند. آن روزها كه طلب انجمن هاي علمي را داشتيم، دوستاني ديگر از ناممكن بودن آن و پيامدهاي رفتاري و برخوردي پس از آن اشارتهايي داشتند.

آن نقدها از آن باب بود (و هست) که نگارنده این سطور بر این باور است که حلقه مفقوده مشکلات و معضلات جامعه ایرانی، "فرهنگ" است و دگر هيچ.

 مگر واحدهاي ديگر دانشگاهمان بي عيبند و ايراد؟ نه! اما ذي نفوذترين و يكي از مهمترينشان فرهنگيمان است و ضعيف ترينشان نيز هم(۱). بايستي نقد شود و باعث پيشرفت و ترقي آن.

اين واحد امروز سخت، و با حساسيت بيشتري كاري را انجام مي دهد و يا اساسا انجام نمي دهد چراكه ديده مي شود و دانشجو مي خواهد كه بيشتر داشته باشد و در خور. امروز اعضاي آن واحد اندكند و همين تعداد اندك، به جاي دفاعي از نوع "فرهنگي" و روشن بينانه كه جنس كاريشان بايد باشد، نوعي ديگر از دفاع از كارنامه فرهنگي-هنري دانشگاه را برگزيده اند. كه هر آنچه ساده است و "زرد" و زودباور عامي جامعه، حلال(حل كننده) و پوشاننده اصل مشكلات و نقايص نيست، كه درماني است و مسكني مقطعي و زودگذر براي آنان و خود درد.

 بايستي كار كرد و تلاش و ابتكار را پيشه. كه عموما فرد، اشخاص، شخصيتها، شخصي سازي ها، فرد ستيزي، قضاوتهاي نادرست و ترويج اطلاعات ناسالم با استفاده از ابزارها، امكانات و جايگاهها بشكلي ناصحيح،‌ چاره را نيستند. كه مهم است حرمت و كرامت افراد و تمكين به آراي متضاد، تواما. چرا كه افراد مي آيند و مي روند و آنچه مي ماند تاثيراتي است كه "من و شما" در محيطي كه در آنيم خواهيم گذاشت.


(۱) كه اين امر، مورد تاييد مسوولان دانشگاه نيز مي باشد/بنابر تاييد رياست دانشگاه، آقاي دكتر عسكري، در جلسه پرسش و پاسخ با دانشجويان/مورخ ۱۵ام اسفند 1386.

SMS هاي تكراري!

حتما براي شما هم پيش آمده است كه در اين چند روز SMS هاي تكراري بسياري حتي از روزهاي گذشته به تعداد زيادي دريافت داشته ايد. مدتي پيش مشكل Pending و Delivery ندادن SMSهاي ارسالي را در اين منطقه مخابراتي داشتيم و مدتي است كه Copy هاي بسياري را از SMS ها را دريافت و ناخواسته براي ديگران ارسال مي داريم! سوال مهم آنست كه آيا SMSهاي ناخواسته ارسالي را مهمان مخابراتيم يا هزينه آن برايمان محاسبه مي گردد؟!

تاخير

-با پوزش از دوستان و دکتر موقر بابت تاخير در انتشار بخش دوم مصاحبه ايشان، آن را اين هفته در بلاگ خواهيم داشت و نيز مصاحبه ديگري را با پيشنهاد دانشجويان با يكي ديگر از اساتيد مقيم انجام خواهيم داد.

حضور در کیش

دکتر میرعمادی، روز ۵شنبه/۲۳ خرداد در جزیره خواهند بود. ساعت و کلاس آن متعاقبا در دانشگاه اعلام خواهد شد.

3 قطعه/ برای آنانکه می اندیشند...

آن که دانست ، زبان بست
آن که می گفت ، ندانست

چه غم آلوده شبی بود
و آن مسافر که در آن ظلمت خاموش گذشت
و برانگیخت سگان را به صدای سم اسبش بر سنگ
بی که یک دم به خیالش گذرد
که فرود آید شب را
گویی
همه رویای تبی بود
چه غم آلوده شبی بود

آذر۱۳۴۰/احمد شاملو

^^^

کجايي؟ بشنو! بشنو!
من از آن‌گونه با خويش به مهرم
که بسمل شدن را به جان مي‌پذيرم
بس که پاک مي‌خواند اين آب ِ پاکيزه که عطشان‌اش مانده‌ام!
بس که آزاد خواهم شد

از تکرار ِ هجاهای همهمه
 
  در کشاکش ِ اين جنگ ِ بي‌شکوه!

و پاکيزه‌گي‌ ِ اين آب
 
  با جان ِ پُرعطش‌ام

کوچ را
 
  هم‌سفر خواهد شد.

و وجدان‌های بي‌رونق و خاموش ِ قاضيان
که تنها تصويری از دغدغه‌ی عدالت بر آن کشيده‌اند
به خود بازم مي‌نهند.

تير ۱۳۴۷/احمد شاملو

^^^

ما فریاد می زدیم: << چراغ! چراغ!>>

و ایشان در نمی یافتند.

 

سیاهی ی چشمشان

سپیدی ی کدری بود اسفنج وار

                                               شکافته

                                                         لایه بر لایه بر

شباهت برده بر جسمیت مغزشان.

 گناهی یشان نبود:

از جنمی دیگر بودند.


خرداد۱۳۶۷/احمد شاملو