گزارشي از نشست سراسري دفتر تحکيم وحدت
بازگشت به خويشتن خويش
«احمد زيدآبادي» يکي از سخنرانان با اشاره به اينکه ايران در آستانه يک تحول سياسي است که به گفته او خاستگاهش نه از پايين جامعه بلکه از ساخت قدرت است، اظهار داشت؛ «با توجه به وضعيت به وجود آمده احساس من اين است که نوع فعاليت هاي قبلي هزينه زيادي دارد. به دليل اينکه فعاليت ها تاثير زيادي داشته باشد، بايد در راه ها و روش ها تجديدنظر شود.» احمد زيدآبادي ضمن پاسداشت دفاع از زندانيان در راستاي حقوق بشر ابراز داشت؛ «اما بايد به نوع حرکتي که منجر به زنداني شدن دوستان مي شود، پرداخته و نوعي بازگشت به خويشتن داشته باشيم. به نظر من فعالان سياسي و مدني بايد دوره يي فراغت به خودشان بدهند و خودشان را براي موقعيت هاي آينده آماده کنند. دوستان را به يک نوع تجديدنظر در استراتژي قبلي و دست يافتن به تصوير روشني از آينده توصيه مي کنم.» زيدآبادي در پايان ابراز اميدواري کرد که دانشجويان بازداشت شده هر چه سريع تر آزاد شوند.
فراموشي حوزه اجتماعي
«سعيد مدني» يکي از سخنرانان بود که پشت تريبون قرار گرفت. وي گفت؛ «برگزارکنندگان اين مراسم سختي زيادي کشيدند تا توانستند اين نشست را ترتيب بدهند. شرايط فعلي نه تنها براي جنبش دانشجويي بلکه براي کليه فعالان مدني شرايط ويژه يي است.» مدني به توضيح عمل سياسي و عمل اجتماعي و همچنين تفاوت اين دو حوزه پرداخت و اظهار داشت؛ «سياست پيشه کسي است که قطع نظر از انگيزه و مقصودي که دارد براي رسيدن به قدرت فعالانه وارد فضاي سياسي مي شود. در برخي موارد با نگاه منفي به سياست پيشگي نگريسته مي شود. اما وقتي وارد حوزه عمل اجتماعي مي شويم، با يک بار اخلاقي مواجه مي شويم. يعني عمل اجتماعي بايد در راستاي بهبود وضع بخشي از جامعه يا همه جامعه باشد.» سعيد مدني افزود؛ «تفاوت عمده حوزه عمل اجتماعي با حوزه عمل سياسي اين است که حوزه عمل اجتماعي حتماً بيرون از قدرت است. در حالي که حوزه عمل سياسي مي تواند از درون قدرت تا بيرون قدرت را در بر گيرد. تفاوت ديگر اين دو حوزه سازمان هايي هستند که در اين دو حوزه عمل مي کنند. در عرصه عمل سياسي سازمان ها و احزاب سياسي حضور دارند و در برابر احزاب، NGOها يا سازمان هاي غيردولتي هستند که با احزاب تفاوت هاي ماهوي دارند. جنبش دانشجويي طي سال هاي پس از انقلاب با همه فراز و فرودهايي که داشته به طور عام و به طور مشخص پس از دوره اصلاحات حوزه عملي که تقريباً به طور مطلق انتخاب کرد حوزه عمل سياسي بود و حوزه عمل اجتماعي را فراموش کرد. اين مساله مشکلات زيادي را براي اين جنبش به وجود آورد.»
انتقاد از تحکيم در تريبون آزاد
شکل نشست بعدازظهر اما متفاوت از صبح بود، چنانکه دانشجويان شرکت کننده نظرات خود را در قالب تريبون آزاد مطرح کردند. عليرضا موسوي عضو انجمن اسلامي دانشگاه علامه گفت؛«بايد به دنبال راهکاري براي اقبال عمومي دانشجويان باشيم. بايستي بتوانيم تمامي سلايق را برآورده کرده و تلاش کنيم تا ارتباط جامعه دانشجويي و روشنفکران را تقويت کنيم.» سپس بابک زمانيان و عباس حکيم زاده از بازداشت خويش گفتند. در ادامه «مليحه قاسم پور» عضو انجمن اسلامي دانشگاه فردوسي مشهد، ضمن انتقاد از عملکرد برخي دانشجويان که به صورت حزبي عمل مي کنند، خواستار حفظ شأن دانشجويان شد. قاسم پور همچنين خواستار توجه بيشتر دفتر تحکيم به انجمن هاي اسلامي شهرستان ها و ارتباط بيشتر با اين انجمن ها شد. سپس حامد توفيقي عضو انجمن اسلامي دانشگاه تبريز ضمن انتقاد از عدم توجه تحکيم به مبارزات هويت طلبانه و نقض حقوق دانشجويان اين دانشگاه گفت؛ «ما خوشحاليم که به تحکيم پيوستيم، ولي تحکيم به ما توجهي ندارد. بايستي ارتباطات قوي شود و خطوط قرمز مشخص گردد و با ايجاد اتحاد براي تامين اهداف مشترک خود در زمينه حقوق بشر تلاش کنيم. ما انتقاد داريم که چرا به احکام قضايي و انضباطي صادره براي دانشجويان هويت طلب توجهي نمي شود.» سخنران بعدي اين تريبون آزاد «ادريس صالحي» عضو انجمن اسلامي دانشگاه خواجه نصير بود. وي ضمن اعلام همبستگي انجمن خواجه نصير با انجمن اسلامي پلي تکنيک و دانشجويان، به انتقاداتي نسبت به عملکرد دفتر تحکيم پرداخت. صالحي ضمن توصيه به دفتر تحکيم مبني بر «بازگشت به دانشگاه» از ايفاي نقش اپوزيسيون توسط تحکيم و دادن شعارهاي تند انتقاد کرد. آخرين سخنران، سيدجاني از دانشگاه سيستان و بلوچستان بود که از فشارهاي وارده بر دانشجويان انتقاد کرد.
محدود نباشيم
بعد از تريبون آزاد، «تقي رحماني» به ايراد سخن پرداخت. وي ضمن تجليل از اعضاي دفتر تحکيم که توانسته اند با حفظ استقلال خود به فعاليت هاي اين تشکل ادامه دهند، از برگزاري اين نشست بدون وابستگي تجليل کرد. رحماني با اشاره به مباحث طولاني، ادامه دار و بي ثمر روشنفکران ايران قبل و پس از انقلاب بر سر مفاهيم انتزاعي گفت؛ «يک عمر است که داريم بر سر خودمان مي زنيم که آيا اسلام با دموکراسي سازگار است يا خير. آن آقا مي گويد سازگار نيست و من مي گويم سازگار است و اين بحث ها بدون آنکه نتيجه عيني و ملموسي داشته باشد، سال ها است که ادامه دارد. چرا هيچ وقت ما در مورد راه هاي حل معضلات و مشکلات زندگي که به آن دچار هستيم، بحث نمي کنيم؟، چرا يک مرتبه در مورد معضل ترافيک تهران بحث نشده است؟، در عين حال که معتقدم بحث بر سر مسائلي چون دموکراسي، دين و“ خوب است اما مي گويم کل بحث هاي ما نبايد به اين حوزه خلاصه شود.» ابراهيم يزدي دبيرکل نهضت آزادي نيز با انتقاد از کساني که سعي مي کنند شأن دانشجو را به دانش آموز تقليل دهند، اظهار داشت؛ «دانشجو يعني کسي که سوال مي کند و پرسشگر است. پرسشگري کليد توسعه است. جنبش دانشجويي به دليل وابستگي به جامعه طرفدار دموکراسي است. دموکراسي يک فرآيند است، يک فرآيند يادگيري که سه رکن اصلي دارد؛ اول اينکه بپذيريم جامعه بشري متکثر و متنوع است. دوم تحمل همديگر و تساهل و تسامح. هيچ کس نمي تواند ادعا کند که او حق مطلق است. سوم سازگاري و همکاري به رغم اختلافات فکري و انديشه يي. انجمن هاي اسلامي در واقع کارگاه هاي يادگيري دموکراسي هستند. چرا ما ايرانيان نمي توانيم با هم کار کنيم و دائماً در حال جدال با يکديگر هستيم؟ چون ديد سياه و سفيد داريم همديگر را تحمل نمي کنيم، به تمرين همکاري و دموکراسي نپرداخته ايم.» يزدي در ادامه به دانشجويان توصيه کرد براي آنکه صاحب بينش سياسي شوند تاريخ صدساله اخير ايران را بخوانند، چرا که به اعتقاد او «هويت هر پديده تاريخ آن است».
همدوش دانشجويان
کوروش زعيم عضو جبهه ملي ايران نيز طي سخنان کوتاهي به عقب افتادن ايران از قافله فرهنگ، دانش و علم اشاره کرد و به يادآوري مسووليتي که افراد نسبت به نسل آينده دارند پرداخت و افزود؛ «ما بايد راه را براي شما باز کنيم و نردبام ترقي شما باشيم. ما بايد همدوش شما بايستيم نه سوار بر دوش شما. ما بايد کمتر از گذشته ياد کنيم و بيشتر از آينده سخن بگوييم.»
«احمد زيدآبادي» يکي از سخنرانان با اشاره به اينکه ايران در آستانه يک تحول سياسي است که به گفته او خاستگاهش نه از پايين جامعه بلکه از ساخت قدرت است، اظهار داشت؛ «با توجه به وضعيت به وجود آمده احساس من اين است که نوع فعاليت هاي قبلي هزينه زيادي دارد. به دليل اينکه فعاليت ها تاثير زيادي داشته باشد، بايد در راه ها و روش ها تجديدنظر شود.» احمد زيدآبادي ضمن پاسداشت دفاع از زندانيان در راستاي حقوق بشر ابراز داشت؛ «اما بايد به نوع حرکتي که منجر به زنداني شدن دوستان مي شود، پرداخته و نوعي بازگشت به خويشتن داشته باشيم. به نظر من فعالان سياسي و مدني بايد دوره يي فراغت به خودشان بدهند و خودشان را براي موقعيت هاي آينده آماده کنند. دوستان را به يک نوع تجديدنظر در استراتژي قبلي و دست يافتن به تصوير روشني از آينده توصيه مي کنم.» زيدآبادي در پايان ابراز اميدواري کرد که دانشجويان بازداشت شده هر چه سريع تر آزاد شوند.
فراموشي حوزه اجتماعي
«سعيد مدني» يکي از سخنرانان بود که پشت تريبون قرار گرفت. وي گفت؛ «برگزارکنندگان اين مراسم سختي زيادي کشيدند تا توانستند اين نشست را ترتيب بدهند. شرايط فعلي نه تنها براي جنبش دانشجويي بلکه براي کليه فعالان مدني شرايط ويژه يي است.» مدني به توضيح عمل سياسي و عمل اجتماعي و همچنين تفاوت اين دو حوزه پرداخت و اظهار داشت؛ «سياست پيشه کسي است که قطع نظر از انگيزه و مقصودي که دارد براي رسيدن به قدرت فعالانه وارد فضاي سياسي مي شود. در برخي موارد با نگاه منفي به سياست پيشگي نگريسته مي شود. اما وقتي وارد حوزه عمل اجتماعي مي شويم، با يک بار اخلاقي مواجه مي شويم. يعني عمل اجتماعي بايد در راستاي بهبود وضع بخشي از جامعه يا همه جامعه باشد.» سعيد مدني افزود؛ «تفاوت عمده حوزه عمل اجتماعي با حوزه عمل سياسي اين است که حوزه عمل اجتماعي حتماً بيرون از قدرت است. در حالي که حوزه عمل سياسي مي تواند از درون قدرت تا بيرون قدرت را در بر گيرد. تفاوت ديگر اين دو حوزه سازمان هايي هستند که در اين دو حوزه عمل مي کنند. در عرصه عمل سياسي سازمان ها و احزاب سياسي حضور دارند و در برابر احزاب، NGOها يا سازمان هاي غيردولتي هستند که با احزاب تفاوت هاي ماهوي دارند. جنبش دانشجويي طي سال هاي پس از انقلاب با همه فراز و فرودهايي که داشته به طور عام و به طور مشخص پس از دوره اصلاحات حوزه عملي که تقريباً به طور مطلق انتخاب کرد حوزه عمل سياسي بود و حوزه عمل اجتماعي را فراموش کرد. اين مساله مشکلات زيادي را براي اين جنبش به وجود آورد.»
انتقاد از تحکيم در تريبون آزاد
شکل نشست بعدازظهر اما متفاوت از صبح بود، چنانکه دانشجويان شرکت کننده نظرات خود را در قالب تريبون آزاد مطرح کردند. عليرضا موسوي عضو انجمن اسلامي دانشگاه علامه گفت؛«بايد به دنبال راهکاري براي اقبال عمومي دانشجويان باشيم. بايستي بتوانيم تمامي سلايق را برآورده کرده و تلاش کنيم تا ارتباط جامعه دانشجويي و روشنفکران را تقويت کنيم.» سپس بابک زمانيان و عباس حکيم زاده از بازداشت خويش گفتند. در ادامه «مليحه قاسم پور» عضو انجمن اسلامي دانشگاه فردوسي مشهد، ضمن انتقاد از عملکرد برخي دانشجويان که به صورت حزبي عمل مي کنند، خواستار حفظ شأن دانشجويان شد. قاسم پور همچنين خواستار توجه بيشتر دفتر تحکيم به انجمن هاي اسلامي شهرستان ها و ارتباط بيشتر با اين انجمن ها شد. سپس حامد توفيقي عضو انجمن اسلامي دانشگاه تبريز ضمن انتقاد از عدم توجه تحکيم به مبارزات هويت طلبانه و نقض حقوق دانشجويان اين دانشگاه گفت؛ «ما خوشحاليم که به تحکيم پيوستيم، ولي تحکيم به ما توجهي ندارد. بايستي ارتباطات قوي شود و خطوط قرمز مشخص گردد و با ايجاد اتحاد براي تامين اهداف مشترک خود در زمينه حقوق بشر تلاش کنيم. ما انتقاد داريم که چرا به احکام قضايي و انضباطي صادره براي دانشجويان هويت طلب توجهي نمي شود.» سخنران بعدي اين تريبون آزاد «ادريس صالحي» عضو انجمن اسلامي دانشگاه خواجه نصير بود. وي ضمن اعلام همبستگي انجمن خواجه نصير با انجمن اسلامي پلي تکنيک و دانشجويان، به انتقاداتي نسبت به عملکرد دفتر تحکيم پرداخت. صالحي ضمن توصيه به دفتر تحکيم مبني بر «بازگشت به دانشگاه» از ايفاي نقش اپوزيسيون توسط تحکيم و دادن شعارهاي تند انتقاد کرد. آخرين سخنران، سيدجاني از دانشگاه سيستان و بلوچستان بود که از فشارهاي وارده بر دانشجويان انتقاد کرد.
محدود نباشيم
بعد از تريبون آزاد، «تقي رحماني» به ايراد سخن پرداخت. وي ضمن تجليل از اعضاي دفتر تحکيم که توانسته اند با حفظ استقلال خود به فعاليت هاي اين تشکل ادامه دهند، از برگزاري اين نشست بدون وابستگي تجليل کرد. رحماني با اشاره به مباحث طولاني، ادامه دار و بي ثمر روشنفکران ايران قبل و پس از انقلاب بر سر مفاهيم انتزاعي گفت؛ «يک عمر است که داريم بر سر خودمان مي زنيم که آيا اسلام با دموکراسي سازگار است يا خير. آن آقا مي گويد سازگار نيست و من مي گويم سازگار است و اين بحث ها بدون آنکه نتيجه عيني و ملموسي داشته باشد، سال ها است که ادامه دارد. چرا هيچ وقت ما در مورد راه هاي حل معضلات و مشکلات زندگي که به آن دچار هستيم، بحث نمي کنيم؟، چرا يک مرتبه در مورد معضل ترافيک تهران بحث نشده است؟، در عين حال که معتقدم بحث بر سر مسائلي چون دموکراسي، دين و“ خوب است اما مي گويم کل بحث هاي ما نبايد به اين حوزه خلاصه شود.» ابراهيم يزدي دبيرکل نهضت آزادي نيز با انتقاد از کساني که سعي مي کنند شأن دانشجو را به دانش آموز تقليل دهند، اظهار داشت؛ «دانشجو يعني کسي که سوال مي کند و پرسشگر است. پرسشگري کليد توسعه است. جنبش دانشجويي به دليل وابستگي به جامعه طرفدار دموکراسي است. دموکراسي يک فرآيند است، يک فرآيند يادگيري که سه رکن اصلي دارد؛ اول اينکه بپذيريم جامعه بشري متکثر و متنوع است. دوم تحمل همديگر و تساهل و تسامح. هيچ کس نمي تواند ادعا کند که او حق مطلق است. سوم سازگاري و همکاري به رغم اختلافات فکري و انديشه يي. انجمن هاي اسلامي در واقع کارگاه هاي يادگيري دموکراسي هستند. چرا ما ايرانيان نمي توانيم با هم کار کنيم و دائماً در حال جدال با يکديگر هستيم؟ چون ديد سياه و سفيد داريم همديگر را تحمل نمي کنيم، به تمرين همکاري و دموکراسي نپرداخته ايم.» يزدي در ادامه به دانشجويان توصيه کرد براي آنکه صاحب بينش سياسي شوند تاريخ صدساله اخير ايران را بخوانند، چرا که به اعتقاد او «هويت هر پديده تاريخ آن است».
همدوش دانشجويان
کوروش زعيم عضو جبهه ملي ايران نيز طي سخنان کوتاهي به عقب افتادن ايران از قافله فرهنگ، دانش و علم اشاره کرد و به يادآوري مسووليتي که افراد نسبت به نسل آينده دارند پرداخت و افزود؛ «ما بايد راه را براي شما باز کنيم و نردبام ترقي شما باشيم. ما بايد همدوش شما بايستيم نه سوار بر دوش شما. ما بايد کمتر از گذشته ياد کنيم و بيشتر از آينده سخن بگوييم.»
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان ۱۳۸۶ ساعت 18:32 توسط بامداد
|
این وبلاگ , وبلاگی است مستقل که اخبار , وقایع , اتفاقات و تمامی موضوعات مرتبط با پردیس بین الملل صنعتی شریف در کیش را انعکاس میدهد.