اتاق ۳۰۵/مصاحبه با دکتر میرعمادی/بخش اول
زمانمان محدود بود و آقای دکتر (با آنکه کسالت هم داشتند) نیز انعطاف پذیر نسبت به تغییرات چندباره زمان مصاحبه. خلاصه عصر ۱۲ آبان ماه، زمانی بود که ما و دکتر در اتاق ۳۰۵ دانشکده کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف در تهران با هم ملاقات کردیم تا از ادامه تحصیل، آینده کاری، صنعت، دنیای خارج و داخل، دکترا، پذیرش، تجربیات ایشان و ... بیشتر بدانیم. آقای دکتر با انرژی، دقت و با صراحت لهجه همیشگیشان سوالاتمان را پاسخ می دادند. یکساعت و چهل و شش دقیقه مصاحبه بطول انجامیده بود. این بخش از مصاحبه، ۵۶ دقیقه آن می باشد که در فاصله میان دو ترم بخش بعدی منتشر خواهد شد. اساسا مصاحبه مفیدی بود که شدیدا دوستان را به مطالعه آن پیشنهاد می دهم. از مثالها، تجربیات و خاطرات، همه و همه این مصاحبه را جالب نموده است...
گفتگو از تاریخ تولدشان آغاز شده بود و ...
![]()
Kishun: آقای دكتر از تاریخ تولدتان شروع كنید.
دكتر: متولد 1334
Kishun: شهر
دكتر: شمیران.
Kishun: پس تهرانی هستید، یعنی اصلیتتان تهرانی است؟
دكتر: بله
Kishun: پدر و مادر هم ؟
دكتر: بله، اجداد ما همین طور در شمیران بودهاند.
Kishun: وضعیت تأهل شما به چه صورت است؟
دكتر: در سال 1360 ازدواج كردم و 3 تا پسر دارم. اولی مدرک کارشناسی خود در رشته مهندسی كامپیوتر گرفت و به سوئد رفت و از دانشگاه Linköping کارشناسی ارشد گرفت و الان یک سال است که در مقطع دکتری در دانشگاه Chalmers است. یكی دیگر از پسرانم دانشجوی سال دوم مهندسی شیمی است و سومی دانشجوی سال اول مهندسی صنایع است.
Kishun: سنشان چند است؟
دكتر: به ترتیب 25، 20 و 18 سال
Kishun: آقای دكتر یك خلاصه ای از مراحل تحصیلیتان بفرمائید كه دوران مدرسه و دانشگاه را دركجا گذراندهاید؟
دكتر: دوران دبیرستانم را در دبیرستان شاهپور بودم كه الان شده دبیرستان جلال آل احمد كه در باغ فردوس شمیران واقع است، درست جنوب موزه سینما قرار دارد. 4 ماه بعد از اینكه دیپلم گرفتم عازم سوئد شدم. حالا دیگر دست تقدیر است كه یكی از دوستانم كه همان دبیرستان بود یكسال جلوتر رفته بود سوئد و از آنجا تعریف میکرد و من هم به آنجا رفتم. برای ورود به دانشگاه دانستن زبان سوئدی در مقطع كارشناسی اجباری است و من سال اول زبان سوئدی خواندم و سال بعد وارد دانشگاه شدم كه میشود سال 1977. در سال 1984 کارشناسی ارشدم را از دانشگاه Linköping گرفتم. سپس به ایران آمدم و حدود یک سال ایران بودم. درخواست كرده بودم برای دكترا. از دانشگاه Lund و Linköping پذیرش داشتم و مجدداً به سوئد رفتم. منتها آن موقع یک آگهی دیدم که جذاب بود و شرایطی ایجاد شد که طی سالهای 1985 تا 1989 در دانشگاه Chalmers در آزمایشگاه تحقیقاتی دکتر Torin به عنوان Research Engineer كار كردم. در سال 1989 دكترا را دانشگاه Chalmers شروع كردم. سوئدیها یك مدرك دارند به نام Licentiate كه بین کارشناسی ارشد و دكترا است كه این مدرک را در سال 92 و دکتری را در سال 95 گرفتم. سپس درخواست همکاری به دانشگاههای شریف و امیركبیر فرستادم که هر 2 جواب مثبت دادند و من شریف را انتخاب كردم. در ترم پائیز 1995 کارم را در دانشگاه شریف شروع کردم.
Kishun: بورس بودید؟
دكتر: نه من بورسیه نبودم.
Kishun: آقای دكتر این مقاطع تحصیلیتان همه را دریك رشته میخواندید؟
دكتر: کارشناسی و کارشناسی ارشدم را در رشته الكترونیك و بود و دكترا در مهندسی كامپیوتر.
Kishun: چه گرایشی؟
دكتر: این نكته خوبی است كه اشاره کردید. در مقطع دكترا چیزی به اسم گرایش نداریم. الان در دانشکده مهندسی کامپیوتر شریف، اساتید تخصصهای مختلف دارند و لذا دانشجویان دكترای دانشکده در زمینههای مختلف تحقیق میکنند. لیکن در مدرک همه دانشجویان عبارت "مهندسی كامپیوتر" نوشته میشود و اسمی از زمینه تخصصی و گرایش عنوان نمیشود. مقطع دکتری در خارج از كشور هم همین طور است و گرایشی به آن صورت وجود ندارد.
Kishun: در سوئد فكر كنم ارتباط بخش صنعت و دانشگاه خیلی قوی تر از كشور ما باشد. اولاً بفرمائید كه آنجا چگونه بود و بعد بفرمائید كه در ایران چگونه می توان كه این مسئله را تقویت كرد و چرا الان ضعیف است؟
![]()
دكتر: ببینید كلاً ارتباط صنعت با دانشگاه در كشورهای صنعتی بویژه در اروپا با وضعیتی كه در ایران است كاملاً متفاوت است. آنجا صنعت در واقع دانشگاه را یك جایی میبیند كه میخواهد سرمایهگذاری دراز مدت بكند كه در آینده برداشت بكند. كه اگر ما این مسئله را مبنا قرار بدهیم و به آمارشان نگاه بكنیم حدود 50% از بودجه دانشگاههای آنجا معمولاً از صنعت تأمین میشود كه رقم كمی نیست. حمایت صنعت از دانشگاه به صورت فرهنگ در آمده است. اگر به آمار و كاتالوگهای دانشگاههای آنجا كه مربوط به سالهای قبل است و الان هم روی وب سایتشان است نگاه كنید همین روال است. صنعت آنجا، دانشگاه را از خودش میداند به لحاظ اینكه فكر میكند كه اگر دانشگاهها فارغالتحصیلان قوی و مبتكر تولید کنند، این دانشجویان میتوانند به صنعت آن كشور بهتر كمك بكنند. یکی از اهداف مهم حمایت صنعت از دانشگاهها تقویت تحقیق و پژوهش است. ولی صنعت ما دانشگاه را جایی میداند كه باید عمدتاً کارهای مهندسی انجام دهد، یعنی اینکه یك چیزی را تولید كند و به صعنت تحویل بدهد. ببینید فرق در كجاست. من فكر میكنم كه مدل ارتباط صنعت با دانشگاه در كشور معیوب است و مشكلات بسیار زیادی دارد. آنجا دانشگاه را حمایت میكنند تا دانشگاه زنده، پویا و قوی بماند که فارغالتحصیلانی قوی ارایه نماید. شما اگر در وب سایت دانشگاه Chalmers نگاه بكنید تعدادی از دانشجویان دكترای دانشكده علوم و مهندسی كامپیوتر از طریق صنعت مانند شركت Volvo و شركت Ericsson به صورت مستقیم کاملاً حمایت مالی میشوند. ولی اینگونه نیست كه حتماً پایان نامه آن دانشجویان یك محصولی برای شركتها ایجاد کند. لیکن نتایج تحقیقات دانشجویان قطعاً برای توسعه و رشد محصولات آن شرکتها به نوعی مورد استفاده قرار میگیرد. یکی از مشكلات ما در ایران این است که برخی مدیران صنعت یك نگاه صرفاً مهندسی و تجاری و سنتی با دانشگاه دارند. این افراد نمیدانند كه با دانشگاه چگونه باید كار بكنند و چگونه باید با استفاده از توانمندیهای دانشگاه مشکلات فنی خود را حل نمایند.
Kishun: آقای دكتر ما در ایران با توجه به اینكه فاصله ای وجود دارد بین صنعت و دانشگاه، چگونه میتوانیم این تعادل را خودمان ایجاد كنیم؟ و اینكه آیا برای گرفتن دکتری و ادامه تحصیل در خارج آیا دچار مشكل نمیشویم با توجه به سیستمیكه ما یاد گرفتیم درس بخوانیم و با توجه به دانشی که داریم؟ آیا جایی هست كه ما بخواهیم شروع كنیم و صنعت ما را بپذیرد؟
دكتر: داخل كشور؟
Kishun: نه خارج از كشور
دكتر: صنعت یا دانشگاه؟
Kishun: صنعت و دانشگاه برای دکتری.
دكتر: شما برا ادامه تحصیل میگویید یا كار كردن؟
Kishun: برای ادامه تحصیل و كار.
![]()
دكتر: اولاً من معتقدم که سطح علمی مقطع دکترا در دانشگاههای ایران مثل صنعتی شریف به خوبی با دانشگاههای برتر جهان رقابت می کند. چون سؤالتان در خصوص دانشگاههای خارج است بگذارید نکتهای را عرض کنم. ببینید الان دنیا دنیای رقابت است و دانشجویانی كه با برنامه ریزی شرایط لازم را برای خودشان درست میکنند، همیشه برنده هستند و لذا تماماً وابسته به این نیست كه شما از كدام دانشگاه فارغالتحصیل شده اید و همچنین اینکه از كدام كشور هستید، لذا تا حد بسیار بالایی به شرایط تحصیلی و علمی و پختگی خود دانشجو بستگی دارد. مثلاً در سوئد برای تحصیل در مقطع دكترا آگهی میدهند و از همه جای دنیا افراد میتوانند درخواست بكنند و از بین افرادی كه درخواست میكنند، مدارك را نگاه میكنند و 3-4 نفر را برای مصاحبه انتخاب میكنند. اگر لازم باشد، برای انجام مصاحبه هزینه سفر آنها را میدهند. پس از انجام مصاحبه، یك نفر را انتخاب میكنند. این مراحل ورود به محیط دانشگاه و یا حتی ورود به یک محیط كاری در سوئد است.
حالا سؤال اینجاست كه دانشجو آن شرایط را چگونه برای خود بوجود بیاورد؟ به نظر من داشتن یك كارنامه تحصیلی خوب و یك كارنامه پژوهشی خوب و یك ارتباط قابل اعتماد و اطمینان با چند استاد که با آنها درس داشتید، تعیین كننده هستند. لذا بچههایی هم كه اینجا درخواست میكنند، معمولاً میدانند كه باید بیایند و یك كارنامه آموزشی و پژوهشی خوبی برای خودشان ایجاد کنند. این دانشجویان باید بتوانند با عملکرد خود، ویژگیهای حرفه ای و اخلاقی خود را به استاد نشان دهند تا یک اعتماد حاصل گردد. یکی از راهها این است که از همان ابتدا در آزمایشگاههای اساتید وارد كار پژوهشی شوند. چنانچه یک دانشجو از نظر مهارتهای علمی و ویژگیهای شخصیتی و اخلاقی مورد تأیید استاد باشد، قطعاً میتواند توصیه نامههای بسیار قوی از استاد بگیرد. داشتن توصیه نامه قوی برای ادامه تحصیل چه در دانشگاههای داخل و چه در خارج کشور بسیار مهم است. اساتید هم تجربه دارند و تشخیص میدهند كه دانشجو در چه سطحی از دانش و اعتماد قرار دارد، دانشجوی باانگیزه و هدفمند را به خوبی تشخیص میدهند، بهانهها را هم میشناسد.
داشتن مقاله پذیرفته شده در کنفرانسها و مجلات معتبر نیز عامل مهمی برای اخذ پذیرش است. حالا چرا مقاله؟ مقاله یك شاخص و معیار است كه کسی كه میخواهد پذیرش بكند بداند كه شما تا حدی با تحقیقات آشنا هستید، یعنی بیگانه با تحقیقات نیستید. نگارش و چاپ یك مقاله هدف نیست بلکه در واقع نشان دهنده توانمندیهای یک دانشجو است. برخی از این توانمندیها عبارتند از: 1) مسئله شناسی، بدین معنی که دانشجو توانایی درک، شناخت و فهم مسائل علمی و کاربردی را دارد؛ 2) روش جستجو یعنی میداند چگونه باید موضوع و مسئله را جستجو بكند؛ 3) روش تحقیق، یعنی چگونه میتواند حول آن مسئله ای كه دارد مطلب پیدا كند كه مرتبط باشد؛ 4) روش نقد، چگونه باید كار دیگران را نقد كند، دانشجو زمانی كه مقاله مینویسید باید در آن زمینه خاص این قابلیت و توانایی را داشته باشید كه كار دیگران را در آن حوزه نقد نماید و بدون این قابلیت مشکل است فردی بتواند یک مقاله پژوهشی بنویسد؛ 5) ارایه راه حل؛ 6) اثبات درستی راه حل و اثبات این که این راه حل نسبت به راه حلهای دیگر حداقل یك مقداری بهبود در پارامتری ایجاد کرده باشد.
ما در اینجا دانشجویی داشتیم كه از دانشگاه Urbana-Champaignكه در رده بندی كامپیوتر جزو 5 دانشگاه اول آمریكا است پذیرش گرفت. معدل این دانشجو 15 بود ولی در دوره کارشناسی ارشد 6-7 تا مقاله داده بود. نکته دیگر این که اعتبار و آبرو چیزهایی هستند كه شما باید بتوانید بدست بیاورید. اگر یك دانشجویی ویژگیهای مزبور را داشته باشد، شانس بالایی برای پذیرش دارد. در داخل كشور هم همینطور است. در خود شریف تهران هم درست همین ویژگیها دخالت دارند. در بعضی موارد مصاحبه خیلی تعیین كننده است و یك مسئله هم باید به آن اضافه شود و آن هدفمندی دانشجو است. در مصاحبه باید دانشجوی روشن کند که چرا میخواهد دكترا بگیرد. در مصاحبه وقتی از دانشجویان پرسیده میشود كه چرا میخواهند دكترا بگیرند بعضیهایشان نمیتوانند پاسخ بدهند. یک ویژگی مهم دیگری که در اخذ پذیرش یک دانشجو از دانشگاه داخل یا خارج تعیین کننده است، میزان تسلط او در زبان انگلیسی است.
Kishun: آقای دكتر میشود راهنمایی مان بكنید؟ چه دلایلی مهم است؟ یعنی شما خودتان به عنوان مثال وقتی بخواهید پذیرش بدهید، چه دانشجویی را قبول میكنید؟
دكتر: نوع پاسخ دانشجو به چند سؤال علمی و اجتماعی نشان میدهد که دانشجو تا چه اندازه محکم، هدفمند و در انتخاب راهش مصمم است.
Kishun: چند تا از سؤالات را میتوانید بگویید؟
دكتر: بله، مثلاً "چرا میخواهی دکتری بگیری؟" یا این که "یك دانشجوی دكترا چگونه میتواند موفق شود؟" و سؤالات مشابه دیگر. این سؤالات، سؤالاتی است كه در واقع نحوه پاسخ دانشجو مبنای ارزیابی دانشجو میشود كه این دانشجو آیا خودش میداند كه برای چه میخواهد دكترا بگیرد؟ برخیها در داخل كشور ما صرفاً به خاطر موجی كه وجود دارد میآیند به دنبال ادامه تحصیل. در حالی كه اگر بخواهیم مقداری واقعی نگاه كنیم خیلی از بچهها اگر بروند به دنبال كار بیرون و صنعتی و تجاری، شاید خیلی موفق تر باشند تا اینكه به دنبال كار دكترا بیایند.
Kishun: اگر یك دانشجویی در مقطع كارشناسی ارشد تا یك حدودی گرایش فكری اش از نظر علمی روی موضوع خاص متمركز شده باشد و یك علاقه مندی مشخص پیدا كرده باشد، آیا میتواند به عنوان یك عامل خوبی جزو آن مجموعه عواملی كه مورد نظر است برای ارزیابی و ادامه تحصیل باشد؟
دكتر: اگر آن موضوع خاص مورد توجه یک استاد باشد، آری و گرنه خیر. زیرا برای استاد آن ویژگیهایی که در بالا اشاره شد و پختگی دانشجو خیلی مهمتر است. برای روشن شدن موضوع مثالی بزنم: موضوع و عنوان یك پروژه کارشناسی ارشد هیچ موقع هدف نیست، بلکه یك وسیله و ابزار است. شما با این وسیله و ابزار میخواهید به یك سری اهدافی برسید كه كسب یك سری مهارتها است. در مقطع دکتری هم یك دانشجو میآید و میخواهد كه یك سری مهارتهایی را بدست بیاورد كه وقتی فارغالتحصیل میشود بتواند مسائل فنی و تخصصی اطراف خود را شناسایی كند، تجزیه و تحلیل بكند و راه حل نشان دهد و راه حل خود را اثبات بكند. پس یك دانشجو میخواهد این ویژگیها را بدست آورد. بنابراین ما نمیتوانیم بگوییم كه موضوع و عنوان یک پایان نامه کارشناسی ارشد یا دكترا یك هدف است، چه بسا ممکن است كه موضوع پایان نامه یک کارشناسی ارشد بعد از 4-5 سال بیات شود و نمیتواند آن موضوع تا ابدالدهر در کاربردها باقی بماند.
Kishun: در دانشگاه شریف ظرفیت دكترا به چه صورت است؟ هر استاد در هر سال ظرفیتش محدود است یا اینكه شناوری دارد؟
![]()
دكتر: یك دستورالعمل است از وزارت علوم که اولاً استادی كه بخواهد دانشجو دکترا بگیرد باید 3 سال در مقطع كارشناسی ارشد تدریس كرده باشد. بعد از سه سال میتواند یك دانشجو دكترا بگیرد و اگر خوب جلو برود سال بعد هم میتواند یك دانشجوی دیگر بگیرد. ظرفیت برای اساتید معمولاً 2 تا دانشجوی دكترا است ولی در شرایطی به 3-4-5 و در بعضی جاها 6-7 تا دانشجو به یک استاد اختصاص داده میشود. البته اگر متقاضیان ورودی یک سال خیلی برجسته باشند، میتوانیم ظرفیت را افزایش دهیم.
Kishun: چند دانشجوی دکتری و کارشناسی ارشد داشته اید؟
3 دانشجوی دكترا و حدود 45 دانشجوی ارشد فارغالتحصیل پایان نامههای خود را با من انجام دادهاند. دانشجویان دكترا به ترتیب آقای دكتر اجلالی جذب دانشگاه شریف شدند، آقای دكتر زرندی جذب دانشگاه امیر كبیر شدند و آقای دكتر رجب زاده كه در دانشگاه رازی هستند چون قبل از شروع مقطع دکتری هیئت علمیآنجا بودند. در حال حاضر 4 تا دانشجوی دكترا دارم كه طبق برنامه باید دو تا از آنها سال آینده از پایان نامه خود دفاع نمایند.
Kishun: آقای دكتر بحث اخذ مدرك دكترا و نگرفتن این مدرك؛ یعنی چه موقع را شما توصیه میكنید كه ادامه تحصیل بدهیم و دكترا بگیریم؟ یا اینكه وارد بازار کار بشویم؟ نقطه تشخیص این مسئله كجاست؟ چون به قول شما ممکن است این موج وجود داشته باشد و همه فكر كنیم تا اینجا را كه خواندیم و باید بقیه اش را ادامه بدهیم. در واقع چه پارامترهایی تعین كننده هستند؟
دكتر: موضوع "علم بهتر است یا ثروت" همیشه مطرح بوده و خواهد بود. پاسخ این سؤال برای افراد میتواند متفاوت باشد. برخیها ذاتاً شیفته علم و ادب هستند و لذا به میزان درآمد آن چندان توجهی ندارند. برخی هم دنبال علم میروند که درآمد بهتری داشته باشند. آن وقت این سؤال پیش میآید که راه درآمد بیشتر آیا داشتن یک مدرک دکتری است؟ یا این که از دانشجو سؤال میشود كه "چرا میخواهی دكترا بگیری؟" برخی پاسخ میدهند که "من عاشق علم هستم"، خوب اگر عاشق علم هستی میتوانی خودت مطالعه کنی، آیا فقط با گرفتن مدرک دکتری میتوان عالم شد؟ من اعتقادم این است كه دانش كلاً یك سرمایه گذاری مطمئن، دراز مدت و پایدار در زندگی است. دانش بیشتر کیفیت زندگی، اعتبار اجتماعی و اعتبار زندگی ایجاد میكند. همچنین کسی که کار کردن در دانشگاه را دوست دارد لازم است که مدرک دکتری داشته باشد. فارغالتحصیلان مقطع دکتری عمدتاً جذب دانشگاهها میشوند. آن گروهی که با مدرک دکتری وارد صنعت میشوند، معمولاً در قسمت R&D صنعت مشغول میشوند. تمام مراکز و شرکتهای صنعتی كشورهای پیشرفته یك قسمت R&D دارند كه تحقیقات آن صنعت را به عهده دارد. نکته دیگر این که علاقه باید مرجع تصمیم گیری انسان باشد. یک نفر بدون داشتن مدرک دکتری میتواند در زمینه ای که علاقه دارد خیلی خیلی موفقتر باشد. البته برخی اوقات فرصت و شرایطی ایجاد میشود که باید از این فرصتها به خوبی استفاده کرد.
Kishun: تفاوتهای بین تحصیل و پژوهش در بین آمریكا و اروپا را بیان كنید در راستای اینكه گفتید هر كدام مزایا و معایبی دارند.
دكتر: در كشور ما الآن شرایط تحصیل برای مقطع دكترا در وضعیت خوبی قرار دارد. دانشجویانی كه اینجا فارغالتحصیل میشوند از فارغالتحصیلان خارج از کشور چیزی كمتر ندارند. من مستند این مسئله را عرض میكنم، ما دانشجویان فارغالتحصیل در اینجا داریم كه نامه دارند که برای کار به دانشگاههای خارج دعوت شدهاند، لیکن در ایران ماندن را ترجیح دادهاند. بسیاری از فارغالتحصیلان دکتری دانشکده ما بلافاصله در دانشگاههای ایران مثل شریف، امیرکبیر، تهران، شهید بهشتی، علم و صنعت، فردوسی مشهد ... جذب شده اند. بنابراین دكتری داخل به عقیده من قوی و بسیار معتبر هستند. داخل كشور فقط یك مسئله دارد كه آن فقط مسئله مالی است. اینجا حمایت مالی به آن صورت که مثل TA و RA در آمریکا و اروپا است، وجود ندارد. البته طرحی است که 2 سال است در دانشگاه شریف اجرا میشود که به دانشجویان دکتری 4 ترم کمک مالی محدودی به صورت RA میدهند که اگر تمام ترمها را شامل شود و تداوم نیز داشته باشد، آنگاه توجیه رفتن به خارج بازهم ضعیفتر میشود. اگر مسئله مالی وجود نداشته باشد ترجیحاً داخل كشور را سفارش میكنم. مشكل عمده دانشجویان ما مسئله مالی است. البته نباید فراموش کرد که تحصیل در خارج کسب یک تجربه است. به همین خاطر به دانشجویان دکتری داخل کشور توصیه میشود 6 تا 12 ماه از تحصیل خود را در یک دانشگاه خارج به صورت فرصت مطالعاتی بگذرانند. این فرصت برای دانشجویان دکترای دانشکده ما وجود دارد و خیلی از آنها از این فرصت استفاده میکنند.
![]()
Kishun: یعنی شما پیشنهاد میكنید كه دانشجو به خرج خودش باشد؟
دكتر: خیلی از دانشجویان شریف تهران به خرج خودشان هستند. تعداد کمیهم بورسیه دانشگاهها هستند.
Kishun: برای دكترا چگونه به خرج خودش باشد؟
دكتر: دانشجویی که در یک دانشگاه دولتی در ایران وارد میشود، شهریه نمیپردازد و دانشگاه مجانی است، از خوابگاه هم برخوردار است. لیکن سایر هزینههای زندگی به عهده خودش است. البته در دانشگاههای غیردولتی هزینه دانشگاه نیز باید پرداخت شود. تحصیل در خارج از کشور هم بدون هزینه نیست. خیلیها با هزینه خودشان در خارج تحصیل میکنند چرا که موفق به اخذ TA و RA نشدهاند. تحصیل در داخل کشور به لحاظ فرهنگ و زبان خودمان مشكلات كمتری نسبت به خارج دارد. تحصیل در خارج کشور نیز مشکلات خود را دارد. در برخی موارد به ویژه در اروپا تبعیض وجود دارد و دانشجو خارجی نسبت به دانشجوی داخلی درجه دوم محسوب میشود. همچنین فشارهای جامعه و دوری از وطن در آنجا وجود دارد. وقتی شما در ایران كنار هم جمع میشوید آرامش و قوت قلب میگیرید و میتوانید غم خوار هم باشید و اینها چیزهایی است كه نیاز انسان در زندگی است. ما در زندگی احساس داریم، محبت داریم، خشم داریم، مشکلات داریم و ... اینها چیزهایی است كه اگر خوب هدایت نشود ممكن است كه دانشجو كلاً از مسیر منحرف شود و در یك مسیر دیگر كه خیلی هم اتفاق میافتد برود. این مسئله در اینجا هم ممکن است اتفاق بیافتد و اینطور نیست كه اینجا این مسائل اصلاً وجود ندارد. ولی با توجه به حجم مشكلاتی كه هست؛ مثل مشکل پذیرش گرفتن از یک دانشگاه خارجی و مشکل ویزا گرفتن، اخذ معافیت تحصیلی، انواع و اقسام مشکلات و هزینهها كه حل همه آنها گاهی اوقات 2-3 سال وقت میگیرد، این سؤال مطرح میشود که این همه هزینه وقت تا چه اندازه قابل قبول است. تازه در مواردی بعد از 2-3 سال پیگیری و انتظار هم تضمینی نیست که کار درست خواهد شد. در مدت 2-3 سال دانشجو میتواند بیش از نیمی از تحصیل دکترای خود را در یک دانشگاه داخل بگذراند. ......
در ادامه مصاحبه از زندگی اساتید سوال کردیم و زندگی در خارج از کشور و سوئد و ازدواج و خصوصیات و علایق شخصی آقای دکتر و ... .
مصاحبه کنندگان: سونیا نظری، شهریار اعتمادی تاجبخش و سیامک آرام
پیاده سازی متن این قسمت: جیران چوپان
این وبلاگ , وبلاگی است مستقل که اخبار , وقایع , اتفاقات و تمامی موضوعات مرتبط با پردیس بین الملل صنعتی شریف در کیش را انعکاس میدهد.