از مصاحبه قبلی:

زمانمان محدود بود و آقای دکتر (با آنکه کسالت هم داشتند) نیز انعطاف پذیر نسبت به تغییرات چندباره زمان مصاحبه. خلاصه عصر ۱۲ آبان ماه، زمانی بود که ما و دکتر در اتاق ۳۰۵ دانشکده کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف در تهران با هم ملاقات کردیم تا از ادامه تحصیل، آینده کاری، صنعت، دنیای خارج و داخل، دکترا، پذیرش، تجربیات ایشان و ... بیشتر بدانیم. آقای دکتر با انرژی، دقت و با صراحت لهجه همیشگیشان سوالاتمان را پاسخ می دادند. یکساعت و چهل و شش دقیقه مصاحبه بطول انجامیده بود. این بخش از مصاحبه، ۵۶ دقیقه آن می باشد که در فاصله میان دو ترم بخش بعدی منتشر خواهد شد. اساسا مصاحبه مفیدی بود که شدیدا دوستان را به مطالعه آن پیشنهاد می دهم. از مثالها، تجربیات و خاطرات، همه و همه این مصاحبه را جالب نموده است... 

دسترسی به آقای دکتر کمی دشوار بود و مدتی را نیز در ایران نبودند. اما بالاخره در ادامه بخش ابتدایی مصاحبه با دکتر میرعمادی (اینجا)، بخش نهایی آن در این پست آورده شده است. باز هم از ایشان به جهت توجه و همراهیشان برای انجام و انتشار این مصاحبه سپاسگزاریم. 

KishUn: غير از داخل كشور برای ادامه تحصیل، اولويت شما براي كشور پيشنهادي كجاست؟
دكتر: هر کشوری شرایط خاص خود و یک سری نکات مثبت و منفی دارد. انتخاب یک کشور برای تحصیل خیلی هم به فرد بستگی دارد. ممکن است یک شرایطی در یک کشور برای یک نفر مثبت باشد، ولی همان شرایط برای فرد دیگری منفی باشد. در هر حال شاید بتوان یک جمع‌بندی مثلاً برای انتخاب کشورهای اروپایی و یا آمریکای شمالی داشت. به عقیده من در آمريكا يك سيستم پرفشار برای تحصیل وجود دارد و دانشجو بايد بدود و تلاش كند و در واقع يك سيستم خیلی رقابتي است و در مقابل در اروپا يك سيستم خيلي باز وجود دارد و خيلي بر روي دانشجويان فشار وجود ندارد. ممكن است يك كسي سيستم اروپا را بپسندد كه آرامش داشته باشد و راحت‌تر باشد. خوب، وجود فشار و سخت‌گیری می‌تواند برای یک نفر موجب موفقیت او باشد، لیکن ممکن است برای فرد دیگری یک شرایط منفی باشد. نکته دیگر این که سیستم دانشگاهی ایران خیلی نزدیک به سیستم دانشگاهی آمریکاست تا کشورهای اروپایی. مسئله زبان هم یک موضوع مهم است. تحصیل در کشوری که زبان رسمی آن انگلیسی است، می‌تواند تسلط فرد به زبان انگلسی را افزایش دهد. زیرا اگر شما 4 سال در يك محيط انگليسي زبان باشيد و تلويزيون، روزنامه، محيط كار و دانشگاه همه و همه انگليسي باشد تا اينكه در يك كشور اروپایی مثل فرانسه که فرانسوي‌ها تعصب دارند که انگليسي حرف نزنند، متفاوت خواهد بود. البته تقریباً در تمام دانشگاه‌های اروپایی در مقطع دکتری آموزش و پژوهش به انگليسي است و لذا كسي که برای مقطع دكترا به آنجا برود مي‌تواند به زبان انگليسي تحصيلاتش را انجام دهد و لزومي ندارد كه مثلاً آلماني و سوئدي ياد بگيرد. ولي در هر صورت محيط زندگی و بیرون دانشگاه غير انگليسي است. البته تحصیل در یک کشور اروپایی این امکان را ایجاد میکنه که آدم میتونه علاوه بر یادگیری زبان انگلیسی یک زبان دیگر را نیز یاد بگیرد. امنیت اجتماعی و درمانی نکته مهمی است که به عقیده من در اروپا وضع بهتری نسبت به آمریکا دارد. وضعیت بیمه درمانی هم همینطور است. دانشجویان چه داخلی یا خارجی، مشمول یک نوع بيمه تكميلي در اروپا هستند. زندگي از لحاظ مسكن، ورزش، خوابگاه در اروپا نسبت به آمريكا بهتر است. مسائل ديگر كه در حاشيه است مانند اينكه شرکت هواپیمایی ایران-ایر و برخی خطوط هوايي ديگر به بسياري از شهرهاي اروپا پرواز مستقيم دارند که رفت و آمد به ایران را راحت‌تر و آسان‌تر میکنه.

Kishun: شما در سوئد با مشكل زبان سوئدي برنخورديد و يا اساتيد ديگر در كشورهاي ديگر كه انگليسي زبان نبودند؟
دكتر: از چه لحاظ؟
Kishun: از اين لحاظ كه يك وقفه‌اي تا بتوانند زبان آن كشور را ياد بگيرند.
دكتر: خير، همانطوری که در بالا گفته شد براي تحصيلات تكميلي در اروپا نيازي نيست که زبان آن کشور را بلد بود. در دانشگاه‌های اروپا معمولا" همه انگليسي بلدند و از لحاظ زندگي هم خيلي مشكلي نخواهد بود. ولي براي مقطع تحصيلي کارشناسی مشكل زبان آن كشور وجود دارد، زیرا تحصیل در مقطع کارشناسی به زبان رسمی آن کشور است.

Kishun: پس شما هيچ اجباري براي يادگيري زبان سوئدي نداشتيد؟
دكتر: چرا من چون از دوره کارشناسی به آنجا رفته بودم، زبان سوئدي را به خوبي ياد گرفتم.

Kishun: در آنجا Teacher Assistant (TA) به چه صورت است؟دكتر: در دانشگاه‌های آمريكا راحت‌تر می‌توان دستیار آموزشی (TA) یا دستیار پژوهشی (RA) پيدا كرد و این يكي از ويژگي‌هاي آمريكا است. ولی در اروپا به این راحتی نیست. در آمریکا دانشجو می‌تواند بدون داشتن دستیار آموزشی یا دستیار پژوهشی می‌توان پذیرش بگیرد، ولی در بیشتر دانشگاه‌هی اروپایی بدون داشتن دستیار آموزشی یا دستیار پژوهشی نمی‌توان پذیرش گرفت.
Kishun: شما براي دوره دكترا در آنجا پذيرش داشتيد يعني هزينه‌اي نداديد؟
دكتر:
بله پذيرش داشتم و هزينه‌اي ندادم. در آنجا من از همان قانون استفاده مي‌كردم و حقوق مي‌گرفتم.
Kishun: ما در اينجا همه اگر بخواهيم دوره دکتری را ادامه بدهيم، حوزه كاري‌مان متفاوت مي‌شود و بايد در دانشگاهها مستقر بشويم. در ايران بحث اقتصادي وجود دارد و در خارج از كشور خيلي پر رنگ نيست.Kishun: آيا يك استاد دانشگاه مي‌تواند تمام مشكلات معيشتي و اقتصادي‌اش را با شغل استادي حل كند؟
دكتر:
خير نمي‌شود. البته بستگي دارد كه افراد چگونه زندگي‌ای داشته باشند، ولي در حال حاضر چنين امكاني ديگر وجود ندارد. الان معمولاً استادها در جاهاي ديگر هم مشغوليت‌هاي آموزشی و پژوهشی دارند. يا اینکه شركت دارند يا مشاوره مي‌دهند.
Kishun: آيا يك استاد مرفه است؟

دكتر: مرفه را چگونه تعريف مي‌كنيد؟
Kishun: يعني اينكه حداقل دغدغه مالي نداشته باشد.
دكتر: با حقوقي كه اساتيد دارند، امورات زندگی جمع نمي‌شود به ویژه این که استاد هزینه مسکن اجاره‌ای هم داشته باشد. ولي با كارهاي جانبي كه انجام مي‌دهند زندگي‌شان مي‌گذرد. در برخي شغل‌ها افرادی هستند كه در ماه ميليون‌ها تومان درآمد دارند، ولي در شغل استادي اينگونه نيست.
Kishun: چرا شما در سوئد به كار خود ادامه نداديد و به ايران برگشتيد؟دكتر: هميشه در فكرمان اين بود كه به ايران برگرديم و وابستگي‌هایی وجود داشت كه به ايران بر گرديم. وقتي پسر بزرگم به كلاس نهم رسيد بايد ديگر بر مي‌گشتيم و اگر آن موقع بر نمي‌گشتيم، امكان برگشت در آینده خیلی مشکل می‌شد.
Kishun: آلان از اين كار راضي هستيد يا پشيمانيد؟
دكتر: من راضي هستم.
Kishun: يعني به خاطر وابستگي‌هاي خانوادگي برگشتيد؟

دكتر: من دوست داشتم به ايران برگردم و برگشتم و الآن هم راضي هستم. در آنجا به هر صورت يك شهروند درجه 2 و 3 هستيم حتي هر چه قدر كه پیشرفت داشته باشیم. مخصوصاً در اروپا. در آمريكا خارجي‌ها مي‌توانند به مدارج بالایی برسند ولي در اروپا مشکل است. شما می‌توانید ايرانی‌هایی را در آمریکا پیدا کنید که مديرعامل شركت‌های بزرگ باشند، ولی در اروپا خیلی اینگونه نیست. در دولت هم نمي‌توانند حضور پيدا كنند.

Kishun: ولي الان در آلمان و هلند ايراني‌هايي داريم كه در مجلس هم وارد شده اند.
دكتر: بله افرادي هستند. من نگفتم که غیرممکن است.
Kishun: در اين سني كه ما هستيم اگر رودربايستي را كنار بگذاريم نظرتان راجع به سن ازدواج به خصوص اينكه اگر ازدواج بعد از كارشناسي ارشد انجام بشود و دوره دكترا را با ازدواج ادامه دهيم و يا غير از اين باشد نظرتان چيست؟
دكتر: موفقیت در تحصیل به ویژه در مقطع دکتری با شرایط خاصی حاصل می‌شود. حال اگر ازدواج این شرایط را به هم بریزد، پیشرفت تحصیلی کٌند یا متوقف می‌شود. زندگی دانشجویی باید یک زندگی ساده و به دور از تجملات و آمد و شدهای رایج فامیلی باشد. زندگی دانشجویی یک زندگی پرتلاش و فشرده است که دانشجو باید تمام وقت روزانه خود را وقف تحصیل کند. البته فقط وقت گذاشتن برای ورزش است که توصیه می‌شود و برای کار فکری لازم است. مدت دوره دکتری نباید طولانی شود. طولانی شدن مدت دوره دکتری یک آفت است که هر چه طولانی‌تر شود خسته کننده می‌شود و زمینه پژوهشی دانشجو ممکن است بیات شود و نوآوری خود را از دست بدهد که کلاً امکان دفاع را از بین می‌برد. هر عاملی که به این شرایط آسیب بزند، در واقع به پیشرفت تحصیلی آسیب زده است. حالا اگر یک ازدواج شرایط لازم تحصیل را از بین ببرد، بهتر است زمان ازدواج را به تأخیر انداخت تا در آینده شرایط لازم بدست آید. به نظر من اگر دختر و پسر هر دو دانشجو باشند، پیشرفت تحصیلی مطمئنی‌تری دارند. يكي از دانشجويان دكترای دانشکده را سراغ دارم که همسرش در دانشگاه دیگری مشغول به تحصيل در دوره دكتری است. چند وقت پيش عقد كردند و هر دو براي زندگي شان برنامه دارند و مي‌دانند كه اگر يک مقداري دقت نداشته باشند هر دو ضرر مي‌بينند و اگر درگير پيچيدگي‌ها و آمد و شدهای فامیلی و دوستی بشوند ديگر نمي‌توانند موفق باشند.
Kishun: اگر همسر یک دانشجو قصد تحصيل نداشته باشد؟
دكتر: مشكل است، باید ریسک عدم پیشرفت تحصیلی را بپذیرد، یا این که همسری داشته باشد که کاملاً شرایط او را درک کند و بفهمد و انتظاراتش را تعدیل کند و موجب پیشرفت تحصیلی او شود. البته ازدواج در سال پایانی دوره دکتری را قویاً توصیه می‌کنم.
Kishun: آيا بنظرتان دير نمي‌شود؟
اخیراً در یک روزنامه خواندم كه ميانگين سن ازدواج برای آقايان در ايران 26 و براي خانم‌ها 22 سال است. اگر یک دانشجو در سال آخر دوره دکتری ازدواج کند سن او 27 سال است (18+4+2+3). سن 27 سال از میانگین سن ازدواج در ایران کمی بالاتر است که البته این به خاطر ماهیت شغل تحصیل کردن است.
Kishun: چرا ازدواج را براي بعداز دوره دکتری توصيه نمي‌كنيد؟
دكتر: به سه دلیل، اول اینکه دیر می‌شود. دوم اینکه اگر همسرِ یک دانشجو سال آخر تحصیل دانشجو با او زندگی کند، با دوران زندگی همسرش آشنا می‌شود و به درک بهتر زندگی مشترک آنها کمک می‌کند. سوم اينكه اگر يك نفر دکتری بگيرد و بعد بخواهد ازدواج بكند در آن صورت شرایط برای آقایان مشکل‌تر خواهد بود، چراکه چون آقاي دكتر است بايد خانه و ماشين و ... داشته باشد و ازدواج بعد از دوره دکتری هر اندازه به تأخیر بیفتد مشکلات و سطح انتظارات را بالاتر می‌برد.
Kishun: يك سري نمره‌هايي از 20 مي‌خواهيم كه شما به ما بدهيد. به شريف تهران؟
دكتر: معيارتان كجا است و با كجا مي‌خواهيد مقايسه كنيد؟ شما بگذاريد ديگران ما را ارزيابي كنند. مثلاً در رتبه‌بندی دانشگاه‌های فنی جهان که اخیراً توسط "THE - QS World University Rankings 2008" انجام شده است، دانشگاه شريف در رتبه 165 جهان قرار دارد. در واقع، مراکز و مؤسساتی که دانشگاه‌های جهان را رتبه‌بندی می‌کنند از معيارهاي متفاوتی براي رتبه‌بندی استفاده می‌کنند و به همین دلیل رتبه‌بندی آنها متفاوت است.
Kishun: به شهر كيش چه نمره اي مي‌دهيد؟
دكتر: به شهر كيش از نظر طبيعت نمره 19.5 مي‌دهم و آن هم به خاطر اين است كه ما يك شرايط بسيار زيبا در آنجا داريم. زماني كه در پاییز و زمستان اروپا تاريك و ابري و سرد است و خورشید معمولاً پشت ابر پنهان است، جزیره زیبای کیش شرایطی کاملاً متفاوت و دلنشین دارد. ما ایرانی‌ها شاید قدر این شرایط استثنایی را به خوبی ندانیم. لیکن اگر مردم اروپا بدانند كه يك مكاني وجود دارد كه هوا در همان فصول 25 درجه سانتی‌گراد و خورشيد را به صورت كامل در روز مي‌توانند ببينيد و هواي تميزي در كنار ساحلی بسیار زیبا دارد، آنها بدنبال يك چنين شرایطی می‌دوند و بنابراین یک چنین موقعيتي نمره 19.5 یا حتی 20 دارد.

Kishun: دانشجويان ارشد شريف تهران را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

دکتر: دانشجويان خوبي هستند.
Kishun: به دانشجويان ارشد كيش چه نمره اي مي‌دهيد؟
دكتر: دانشجويان خوبي هستند.
Kishun: دانشجويان كارشناسي شريف كيش چطور؟
دكتر": نمره خوبی نمی‌دهم.
Kishun: تفكيك دخترها و پسرهاي شريف كيش و تهران.
دكتر: تعداد دخترها و پسرها در هر دو دانشگاه يكسان نيست و نمي‌توان مقایسه كرد. اگر يكسان بودند اين امكان وجود داشت.
Kishun: به كنفرانس سيزدهم چه نمره‌اي مي‌دهيد؟
دكتر: از قسمت تداركات راضي نبودم و ما گرفتار يك آژانس هواپيمايي شديم كه خيلي ما را اذيت كرد و يك مقداري به ما آسيب زد. ولي از نظر علمي نمره خيلي خوبي مي‌دهم و در 13 دوره کنفرانس کامپیوتر شاید بهترين نمره را به سیزدهمین کنفرانس بدهم. علت آن اين است تعداد شركت كنندگان علي رغم اينكه كنفرانس در كيش بود و ما فكر مي‌كرديم كه كسي نمي‌آيد بالاترين آمار شركت كننده را در اين سيزده دوره داشتيم، طبق آماري كه خود انجمن داد. سخنرانی افتتاحيه اين كنفرانس خیلي خوب بود. برای اولین بار مقالات فارسی و انگلیسی در دو کنفرانس جداگانه برگزار شد. براي اولين بار مجموعه مقالات انگلیسی توسط ناشر Springer چاپ شد. براي اولين بار مقالاتي كه كپي بوده‌اند را با ارسال يك نامه مستقيم به رئيسان دانشگاه‌های مربوطه گزارش داده‌ایم که در اين 13 دوره کنفرانس کامپیوتر سابقه نداشته است، که همه موارد فوق از ويژگي‌هاي این كنفرانس است.
Kishun: ارسال نامه به رئيسان دانشگاه‌ها چه نتایجی داشت؟
دكتر: خيلي مؤثر بود و با ما تماس گرفتند و عذرخواهي كردند و اين خبر در جو دانشجويان و دانشگاه‌ها رفت و از آن مقطع به بعد مؤلفان مقاله حواسشان را جمع مي‌كنند.

Kishun: شما به عنوان استاد دانشگاه چه كمبودهايي داريد؟

دكتر: یك مقداري از لحاظ محيط و فضاي فيزيكي برای فعالیت‌های روزانه و آزمایشگاه‌ها. يكي مشكلات تعامل و ارتباط ما با دنياي بيرون از جمله ويزا و مسائل مالي كنفرانس و پرداخت ثبت نام کنفرانس‌ها است. دسترسی به مقالات و کتب علمی هم آسان نیست.
Kishun: آيا شما به غير از تدريس به كار ديگري هم مشغول هستيد؟
دكتر: بله، پروژه‌هايي با صنعت داریم كه با دانشجويان روي آنها كار مي‌كنیم. در ضمن با پردیس بین‌الملل شریف در کیش همکاری می‌کنم.
Kishun: اين سوال شايد چند پهلو باشد. در دوراني كه مشغول به تحصيل بوديد چه در سوئد و . . . آيا الگويي داشتيد و آيا استادي در ذهنشان است كه برجسته باشد و او را خيلي قبول داشته باشيد حتي از همكارانتان.
دكتر: خير.
Kishun: آيا كسي وجود دارد كه از نظر شما برجسته باشد و از نظر شما خوش آيند باشد چه در تدريس و چه در حوزه علمي و كارهاي پژوهشي.
دکتر: پيدا كردن چنين انساني برایم سخت است. ولي استاد راهنماي دوره دکترایم از نظر شخصيتي يك مدل خوبي بود چون خيلي انسان فهيم و دنيا ديده‌اي بود و ایشان الآن حدود 75 سال دارند و هنوز هم با ايشان ارتباط دارم و علاوه بر مسائل علمي به من ياد داد كه چگونه بايد با مردم با مليت‌هاي مختلف ارتباط برقرار كنم.
Kishun: وارد يكسري سوالات زرد می شویم; موسيقي كتاب فيلم شعر تئاتر.
دکتر: من شعرهاي سعدي و مولانا را مي‌خوانم به خصوص مولانا.
Kishun: غزليات يا شعرهاي پند آميز و اخلاقي؟
دکتر: هر دو هم گزيده‌ها و هم ديوان را دارم و همچنين اشعار سعدي و حافظ را مي‌خوانم و دوست دارم.

Kishun: آخرين فيلمي كه ديدید نامش چه بود؟

دکتر: دو فیلم آخری که دیدم یکی فيلم "هميشه پاي يك زن در ميان است" و دیگری فيلم "حس پنهان" است.
Kishun: هنرپيشه مورد علاقه تان كيست؟ ايراني و خارجي.
دکتر: خدا بيامرز خسرو شكيبايي، واقعاً یک هنرپیشه جذاب بود. فيلم‌های او را دوست دارم. و پرويز پرستويي، فيلم‌هاي ايشان را حتماً نگاه مي‌كنم و محمد علی کشاورز.
Kishun: بازيگران خارجي چه طور؟
دکتر: نه به آن صورت.
Kishun: موسيقي چه طور؟
دکتر: من موسيقي‌هاي دكتر اصفهاني را دوست دارم و كلاسيك خارجي و ايراني را دوست دارم.
Kishun: شما زمان آزادتان را مطالعه مي‌كنيد يا موسيقي گوش مي‌دهيد، كتاب مي‌خوانيد؟
دکتر: واقعاً گرفتارم. يك زندگي فشرده‌اي دارم. البته براي خانواده كم نمي‌گذارم و به ديد و بازديدها و رفت و آمدها عمل مي‌كنم و گردش و تفريحات و تعطيلات و. . . ولي اگر اينها را كنار بگذاریم، يا به كار خانه رسيدگي مي‌كنم و يا اينكه كار دانشگاه و پروژه دانشجويان و. . . معمولا" 70-80 درصد وقت من در خانه با انجام كارهاي دانشگاه و دانشجویی سپری می‌شود.
Kishun: مطالعات آزاد غير درسي فرصت داريد؟
دکتر: فقط روزنامه مي‌خوانم در حد حداکثر نيم ساعت. به ورزش خيلي علاقه‌مند هستم.
Kishun: چه ورزشي؟
دکتر: فوتسال ثابت دارم روزهاي شنبه و سه‌شنبه ساعت 12 تا 14، كه 10 سال است ما اين برنامه فوتسال را داريم، حتي در ماه رمضان هم بازی می کنیم.
Kishun: مسابقات هم داشتيد؟
دکتر: بله.
Kishun: شما تيم دانشكده كامپيوتر هستيد؟
دکتر: خير ما 8-7 نفر هستيم كه همیشه خواستيم اين تعداد را حفظ كنيم. آنها از دانشكده‌هاي شيمي و مكانيک و مهندسی شیمی و تربيت بدني هستند.
Kishun: از دانشكده كامپيوتر فقط شما هستيد؟
دکتر: دكتر ميريان و دکتر اجلالی هم هستند.
Kishun: شما در چه موقعیتی از زمین بازي مي‌كنيد؟
دکتر: من معمولاً جلو (Forward) بازي می‌كنم.
Kishun: آقاي دكتر ميريان چطور؟
دکتر: بيشتر در دفاع بازی می‌کنند.
Kishun: يك خصوصيت بد و يك خصوصيت خوب خودتان را بگوييد كه خودتان روي آن نقد داريد.
دکتر: خصوصيت بد: بيش از اندازه به انجام کارها وسواس و دقت دارم. در مورد دانشجويانم هر اندازه که كارهايشان با دقت هم انجام شود، ولي دوست دارم كه كارهای آنها با بهترين شرايط انجام شود. شايد اين يك خصوصيت خوب باشد. يك خصويت بد ديگر اينكه وقتي يك ذهنيت بد از كسي در من ايجاد شود به سختي مي‌توانم اين ذهنيت را پاك كنم. خصوصيت خوب: پشتكار.
Kishun: به نظر مي‌آيد كه انسان صبوري باشيد!
دکتر: صبور هستم تا يك مرزی. وقتي كه آن مرز رد بشود تبديل به یک ذهنیت بدي مي‌شود كه ذكر كردم و وقتي روي يك مسئله‌اي منفي مي‌شوم زمان مي‌برد كه بخواهم آن را پاك كنم. اگر اعتمادم نسبت به كسي سلب بشود خيلي زمان مي‌برد تا اين ذهنيت عوض بشود و شايد هم اصلاً عوض نشود
Kishun: شما كم عصباني مي‌شويد؟
دکتر:
خير وقتي اصول رعايت نشود خيلي زود ناراحت مي‌شوم يعني برايم اصول خيلي مهم است. مثلاً در رانندگي رعایت مقرارت برايم خيلي مهم است.

Kishun: يك پيامي كه ما بتوانيم با تيتر بزرگ بزنيم.
دکتر: "تجربه را خیلی جدی بگیرید". چيزي كه نزد جوانان امروز كم رنگ و بي اهميت شده، تجربه است. سعي كنید كه به تجربه خيلي بها بدهید و از نتایج راه‌هایی که دیگران رفته‌اند درس بگیرید.

Kishun: تجربه ديگران؟
دکتر:
بله و عمدتاً تجربه كساني كه مسيرهایي را رفته‌اند و آزمایش کرده‌اند. جوانانِ امروز خيلي كم به تجربه اعتقاد دارند و برایشان بي‌اهميت است. به عنوان بهترين چيزي كه بچه‌ها مي‌توانند در زندگی از آن بهره بگیرند، تجربه دیگران است.

مصاحبه کنندگان: سونیا نظری، شهریار اعتمادی تاجبخش  و سیامک آرام

پیاده سازی متن هر دو قسمت: جیران چوپان