چند روز پیش کتاب داستانی رو دیدم که به دلایلی اجازه چاپ نگرفته و روی اینترنت منتشر شده. گفتم هر چند وقت یک داستان از اونو بزارم رو بلاگ همه با هم بخونیم. بعضی ها با خوندنش بخندن و بعضی ها هم به ما !!

داستان های این کتاب مربوط میشه به یک شهر و آدما و اتفاقات توی اون . اسم این شهر شریکیش هست . سالیان پیش گویا کیش بوده که بعدا شری هم به اولش اضافه شده و شده شریکیش. به مرور در طول داستان ها با شخصیت های مختلف این شهر آشنا می شیم . از شهردار شهر گرفته تا داروغه و کمیته اصلاح الگوهای بد ! مثلا یکی از این الگو های بد دادن یک برگه هست که تو این شهر بهش می گن پروپوزال . به عنوان اولین داستان من این داستان رو برگزیدیم و اما ادامه داستان :.....


یکی بود یکی نبود . توی این شهر شریکیش , هر روز یه خبر تازه می شد . هیچ کسی هم حق اعتراض نداشت . یعنی اعتراض می کرد یا نمی کرد انگار فرقی نداشت . ظاهر شهر , اوووووووووووووووه پر از زرق و برق . مثلا ۱ آمفی تئاتر داشت که چند وقت قبل به خاطر آقا موشه آتیش گرفته بود اما زود زود ساختنش و حتی قبل از اینکه تموم بشه قرار شد توش برنامه شاد و مفرحی برای ساکنین شهر بگیرن ! کلی هم تبلیغشو کردن ! البته تلاششون رو کردن .

بگذریم . یه روزی از این روزا آلوین ( آلوین احتمالا شخصیت محبوب نویسنده بوده. مترجم) از خواب بلند شد و رفت بیرون و یهو فهمید که کمیته اصلاح الگوهای بد در راستای بد زدایی گفته چه کاریه بزاریم مردم شهر پروپوزالشونو شهریور بیارن ! بزار بگیم تا آخر خرداد بیارن !!!! کی به کیه ! هیچی کل شهر از این خبر پر شد . هر کسی که شنید ناراحت شد . آخه الان آخر فصل کار بود و همه به فکر کارای خودشون بودن و کار پروپوزالشون رو گذاشته بودن واسه تابستون . یه سری هم مثل آلوین , ۱ راهنما داشت که توی یه شهر دیگه به نام شریف بود و کم دیده بودش . حتی وقتی آلوین این موضوع و دور بودن از راهنما و کم بودن وقت رو پیش ارشدترین مقام مسئول گروه ( که البته در تصویب این قانون مسئولیتی نداره ) مطرح کرد با خنده و ... مواجه شد و این مورد در گفتمان های بعد از اون جلسه هم حتی ادامه داشت .( البته آلوین با نوشتن این مطالب داره کفن خودشو با دست خودش میبافه , اما ... )

خلاصه ما چند مورد رو نفهمیدیم :

۱ - لزوم وارد کردن این فشار بر روی شهروندان چیست ؟؟

۲ - چرا قانون تصویب شده بلافاصله باید به اجرا در بیاید و چرا نباید این قانون از دور بعد برای افراد مشمول آن اعمال گردد ؟

۳ - آیا اعضای کمیته اصلاح الگوهای بد به این موضوع فکر کرده اند که سرنوشت کاری و تحصیلی و حتی زندگی و خط مشی شهروندان در آینده به پروپوزال آنها وابسته است و چنانچه این مسئله به این مهمی در شرایط اجبار و زمان کم بخواهد به جواب برسد لطمه بزرگی به شهروندان وارد می شود  ؟

۴ - و یک سوال مهم دیگر : ( راستش این قسمت از کتاب رو به نظرم ننویسم بهتره . نویسندش همین چیزا رو نوشته که هم سرش رو به باد داد و هم کتابش اجازه چاپ نگرفته دیگه!! ) 

خوب به نظرم بقیه داستان رو ننویسم. لطفا نظرتون راجع به داستان رو بگید .

منتظر داستان های دیگری از این شهر هم باشید ( البته اگه زبان سرخ و سر سبز با هم به مشکل نرسن ! )