خبر بسیار کوتاه است و در عین حال مهم. پایان‌نامه از دروس دوره کارشناسی ارشد حذف می‌شود و جای خود را به چند واحد تئوری می‌دهد. اکثر سایت ‌های خبری با دیده تعجب این خبر را درج کرده‌اند. در این مجال جای آن نیست که از گذشته پرسیده شود که این موضوع از چه زمانی مطرح شده و چقدر کارشناسی شده و اصولا از نظر منطقی این کار چقدر به الگوی‌مصرف مربوط می‌شود. بهتر است از آینده‌ای صحبت کنیم که قرار است این طرح در آن عملی شود.
در دنیا تحصیلات دانشگاهی مقدماتی یا undergraduate (شامل دوره‌های فوق‌دیپلم و لیسانس) و تحصیلات تکمیلی یا postgraduate (فوق‌لیسانس و دکترا) کاملا از هم متمایز هستند. مهمترین عامل این تمایز انجام پژوهش است. دانشجوی تحصیلات مقدماتی در کلاس‌های دانشگاه و همینطور آزمایشگاه ‌ها شرکت می‌کند تا بیاموزد چگونه روش‌هایی که پیشینیان برای حل مشکلات ابداع کرده‌اند را به کار گیرد. این دانشجو پس از پایان تحصیل می‌تواند آنچه که آموخته است را در عمل به کار گیرد.
در مقابل شرایط دانشجویان تحصیلات تکمیلی به طور کلی متفاوت است. این دانشجویان –بدون توجه به اینکه چند واحدهای درسی هم می‌گذرانند یا نه- یک کار پژوهشی کامل را تحت نطر استاد راهنمایشان می‌گذرانند و این خود تضمین می‌کند که در آینده به تنهایی قادر به انجام کارهای پژوهشی هستند. کار پژوهشی تنها استاد دانشگاه شدن و مقاله دادن نیست. تمام سازمان‌ها و صنایع بزرگ علاوه بر نیروهای کاردان نیازمند پژوهشگرانی هستند که فعالیت و توسعه سازمان بر پایه کار آنان می‌چرخد.
حال اجرای این طرح چه معایب و چه مزایایی دارد.
معایب و مزایای آنرا از وبلاگ اساتید بر علیه تقلب مرور نمایید. (اینجا)