| بازديد امروز | 268 بازدید | - |
| بازديدکننده امروز | 117 نفر | - |
| بازديد دیروز | 213 بازدید | +24.5 % |
| بازديدکننده دیروز | 112 نفر | +20.4 % |
نگاهی تحليلی- انتقادی/ اطلاع رسانی/ارتقا سطح ارتباطات دانشجویی[در زمينه های مختلف]
| بازديد امروز | 268 بازدید | - |
| بازديدکننده امروز | 117 نفر | - |
| بازديد دیروز | 213 بازدید | +24.5 % |
| بازديدکننده دیروز | 112 نفر | +20.4 % |
شنبه تقریبا ظهر بود که با دفتر آقای دکتر موقر تماس داشتیم و از ایشان برای قرار ملاقاتی برای مصاحبه ای وقت خواستیم. دکتر مثل همیشه بدون هیچگونه سوال و جوابی و فقط بر اساس توضیحات مختصری که دادیم برای ساعت ۱۶:۳۰ همان روز وعده ملاقات دادند. اساسا دکتر، انسان مثبتي است. ايشان در يك نظر سنجي اينترنتي در ميان اساتيد برتر و محبوب دانشگاه قرار گرفته بودند. خيلي هم دور از انتظار نبود. هيچگاه عصبانيت يا برخوردي خاص از دكتر ديده نشده است. مگر يكبار كه بر سر زبان فارسي با دانشجويان بحث داشتند. استادي پر انرژي و با معلومات بسيار. دكتر در ميان دانشجويانشان به "انعطاف پذيري" عجيب و غريبي نيز شهره هستند. در هنگام داوري سمينارهاي دانشجويان ارشد، تلفيقي از "مثبت انديشي" و "انعطاف پذيري" و تجربيات دكتر، داوري را به درس آموزي تبديل كرده بود. بشكلي كاملا حرفه اي و با شگردي خاص، ضمن تشويق دانشجو از كار انجام داده،ايراداتش را نيز گوشزد مي كردند.
بر آن شديم تا ايشان اولين انتخابمان براي گپ دوستانه اي باشند. از مباحثي عبور كرديم و از تاريخ تولد شروع. اين بخش تنها ۲۰ دقيقه ابتدايي اين گفتمان مي باشد:
- 18 خرداد 33
- آقاي دكتر ورزش خاصي انجام ميدهيد؟ اينرا البته به اين دليل سوال مي كنيم كه شما خيلي سرزنده و شاداب هستيد.
- از سن 20-21 سالگي تا حالا به jugging خيلي علاقه داشتم و بسيار هم لذت مي برم. بخصوص صبحها، تقريبا هر روز.
- ما شنيديم شما هر روز 5 صبخ در جزيره ورزش مي كنيد.
- والا، 6 صبح. حدود نيم ساعت ميدوم و حدود نيم ساعت هم نرمش مي كنم. كه فكر مي كنم يك عادت شده و عادت خوبي هم هست.
- آقاي دكتر اصليت شما به كجا بر مي گردد؟
- من اصليتم مازندراني است.
- دقيقا مي توانيد بگوييد كجا متولد شديد؟
- والا ساري. منتها پدرم گيلاني هستند و مادرم مازندراني و خودم هم كه مازندراني.
- مراحل تحصيلي شما به چه صورت بوده است و همچنين محلهاي آنها؟ مثلا محل اخذ ديپلم و ...
.
- در سيستم قديم ما 12 تا دوره داشتيم. من تا كلاس 11 در ساري و نهايتا بابل تحصيلاتم را گذراندم. بعد سال 12، سال آخر متوسطه، را در تهران، در دبيرستاني به اسم خوارزمي تحصيل كردم.بعد وارد دانشگاه تهران شدم، دانشكده فني، رشته برق.
- در آن زمان هم كنكور بود؟
- كنكور بود بله.
- خاطرتان هست چه سالي وارد دانشگاه شديد؟
- حدود سال 51-52 بود. در آن زمان 18 ساله بودم. 5 سال اين مقطع طول كشيد. آن زمان اين بحثهاي سياسي موجب آن بود. خوب بيشتر مواقع دانشگاه تعطيل بود و فعاليتهاي دانشجويي خيلي پر رنگ بود آن زمان. تازه بطور مثال ما كه 5 ساله تمام كرديم، خيلي زود تمام كرديم. ليسانسم را كه گرفتم، براي تابستان رفتم آمريكا. در واقع سال 56.
- زمان انقلاب داخل ايران نبوديد؟
- نه ايران نبودم. درست يكسال قبل از انقلاب،1977. و سال 58 به ايران برگشتم. در آن زمان فوق ليسانس را گرفته بودم. تابستاني بود. بعد مردد بودم كه برگردم يا برنگردم كه تصميم گرفتم كه برگردم.
- فوق ليسانس را در كجا گرفتيد؟
- در آمريكا. يعني در دانشگاه ميشيگان در انارو. همان سالي كه از ايران آمدم مستقيم به آنجا رفتم. در همان سالها در ايران جنگ شروع شده بود و من ماندم در آمريكا و متعاقبا دكترا را هم در آنجا تمام كردم. در سال 1364 من دكترا ام را تمام كردم و بعد يك مدتي در آمريكا در خود شركت Bell كار كردم.
- همان زمان كه درس مي خوانديد؟
- نه. بعد از اتمام درس. برنگشتم به ايران، چون آن موقع جنگ بود. مدتي هم در دانشگاه ميشيگان تدريس كردم.
- به ليسانسها؟
- بله. عمدتا به ليسانسها درس مي دادم و بعد در سال 1372 به ايران برگشتم.
- در اين فاصله به ايران نيامده بوديد؟
- خير. بعد از 14-15 سال به ايران برگشتم.
- بعد از فوق ليسانس كه برگشته بوديد ايران چه مدت در ايران مانده بوديد؟
- من 2 ماه 3 ماه بودم و بعد در سال 1358 برگشتم آمريكا و ديگر برنگشتم ايران تا سال 1372.
- در زمان برگشتتان، بخصوص حول حوش سال 58 و بويژه اينكه از آمريكا مي آمديد، مشكلي براي برگشت نداشتيد؟
- والا، من استاد راهنمايم آمريكايي بودند و شديدا مي گفتند كه نرو و خوب واقعا هم اوضاع جنگي بود. ميشد آمد ولي خوب من درگير تحصيل بودم و ترجيح دادم برنگردم. چون ممكن بود شما بياييد و برگشت به آمريكا برايتان مشكل مي شد. خيلي اوضاع غير قابل پيش بيني بود. خوب داشتيم افرادي كه مي رفتند به ايران و برگشتشان به آمريكا مشكل مي شد. اين بود كه ريسك بود و ما اين ريسك را نكرديم. مشكل خاصي پيش نيامد ولي خانواده ام به من مي گفتند كه بر نگردم به ايران و من هم آنقدر گرفتار كار و تحصيل بودم كه نشد.
- پس سال 72 هم كه برگشتيد به ايران مشكلي برايتان پيش نيامد؟
- نخير. سريع دانشگاه صنعتي شريف استخدام شدم و هيچ مشكل خاصي نبود.
- در گير و دار انقلاب شما در دانشگاه تهران بوديد، كه شايد مهد مباحث و فعاليتهاي سياسي و اجتماعي بود، در آن زمان حال و هواي فكري شما به چه صورت بود؟ آشنا بوديد؟ يا گنگ و مبهم بود برايتان؟ اصلا درگير بوديد يه خير؟
- بله، بله. اتفاقا سوال خوبي است. اتفاقا بله،نه اينكه سياسي فعال باشيم، ولي آگاهانه، به هر حال مسائل را دنبال مي كرديم. من مربوط به هيچ گروه خاصي نبودم از گروهايي كه بودند، جالب است كه همه اينها كه دوستانم بودند منتها وابسته به هيچ گروهي نبودم. راستش را بخواهيد، هيچ وقت هم شايد بدليل احساس شخصيم بود اما احساس مي كردم هيچكدام از اين گروهها كامل آن چيزي كه من مي خواهم را پوشش نمي دهند. ضمن آنكه يك مقدار دچار تنگ نظري مي شدند در يك چارچوب خاص. و آن زمان من معتقد به يك چارچوب خاص نبودم. راستش را بخواهيد همان موقع هم وقتي الان دارم فكر مي كنم، اعتقاداتم به دموكراسي بود، به آزادي، و اينكه يك محدويديت خاصي در يك چارچوب خاصي نبايد باشد و آدم انديشمند خودش تصميم مي گيرد. چون گروههاي معمولا اينطورند كه يك چارچوب خاصي دارند و حداقل خيلي اين چارچوبهاي تنگ نظرانه بود و حداقل من تصورم بر اين بود كه اين گروهها خيلي محدود فكر مي كردند. جالب است كه اين احساس من هنوز هم تغيير نكرده است و من همواره معتقد به دموكراسي بوده ام. در نتيجه دلم به هيچيك از آن گروهها نمي كشيد عليرغم اينكه خيلي هم فعال بودند از نظر سياسي. منتها هر وقت اعتصابي چيزي مي شد واقعا همكاري مي كردم، نمي رفيتم و امتحان نمي داديم. در نتيجه سيستم فكري من، اعتقاد به دموكراسي است و بعدها هم مشخص شد كه بعضي از اين گروهها خيلي معتقد به دموكراسي نبودند و به مشكل هم برخوردند.
- وقتي انقلاب شد، شما در آمريكا بوديد، با توجه به اينكه اينترنت در آن زمان مثل امروز نبود، آيا ميشد اخبار ايران را دنبال كرد؟ آيا قابل پيگيري بود يا خيلي محدود بود و نمي شد خبر گرفت؟
- والا، درآن زمان كه ما رفتيم و انقلاب شد، ايران خيلي بحث روز آن موقع بود. در مطبوعات،در تلويزيون. اينترنت نبود، درست مي فرماييد ولي خوب دوستان ايراني كه بودند، ما همواره تحولات ايران را پيگيري مي كرديم. چون بدون آن زندگي براي ما مفهوم نداشت و واقعا هم همينطور بود. البته ما سرمان هم خيلي شلوغ بود يعني كارهاي علمي كه انجام مي داديم. به هر حال وقتي شما درگير دكترا مي شويد وقت شما را مي گيرد. ولي همواره در جريان بوديم. ولي واقعيت آنستكه در اين بازه 12-14 ساله من 80% مشغول كارهايم بودم. چون اگر بنا بود شما در زمينه تخصصي تان درگير باشيد نمي توانستيد 50-50 كار كنيد. يعني واقعا full time بود.
- آقاي دكتر، خانواده شما چه مقدار تاثير داشتند؟ آيا همه خانواده هم تحصيلات عاليه داشتند؟ يا تصادفا شما درس را ادامه داديد يا اساسا از ابتدا قصد داشتيد دكترا بخوانيد؟
- خانواده تحصيلات عاليه آنچنان نداشنتد ولي به علم و دانش بها مي دادند و ما تحصيلات عاليه هم در خانواده كم نداشتيم بعنوان الگو. منتهاي مراتب يادم مي آيد كه من در كنكور رتبه بالايي آورده بودم و مي توانستم رشته پزشكي بروم و هر رشته اي كه مي خواستم مي توانستم بروم . در آن زمان آزادي عمل بود. منتها اينكه بروم پزشكي يا مهندسي خيلي برايم تصميم گيري مشكل بود. و خوب در نهايت تصميم گرفتم بروم رشته مهندسي و در همان رشته اول هم انتخاب شدم كه دانشگاه تهران بود. جالب است بدانيد كه انتخاب دوم من شريف بود. بعد آنجا هم واقعا مردد بودم كه واقعا رشته برق مورد علاقه ام است يا ساختمان؟ يكي دو سالي درگير اين مشكلات بودم.البته من مبناي كارم علاقه بود. و خوب علاقه با شناخت ايجاد مي شود و در نتيجه من مطمئن نبودم و فكر مي كردم نكند كه من از رشته عمران خوشم مي آيد؟ تصميم گيري، تصميم گيري ساده نبود. كه بعد مطمئن شدم رشته برق، رشته مورد علاقه ام است. و بعد كه ادامه دادم، ديدم كه باز هم مي خواهم كه ادامه دهم. البته آن زمان يك روندي بود كه دانشجويان در دانشگاههاي خوب مي رفتند خارج براي ادامه تحصيل. به هر حال اين جو هم بي تاثير نبود. يادم مي آيد در كلاس ما كه مثلا، 50 نفر بوديم، شايد 40 نفر از اين بچه ها داشتند مي رفتند خارج براي ادامه تحصيل.
- و من بعد هم كه در آمريكا بودم باز هم همين مسئله را داشتم كه آيا من مي خواهم در رشته برق ادامه تحصيل دهم يا رشته كامپيوتر يا يك رشته ديگر؟ كه يادم مي آيد بعد تصميم گرفتم كامپيوتر، ولي در يك مرحله اي دوباره برايم بحث بود كه آيا واقعا دلم كامپيوتر مي خواهد؟ شايد به همان دلايل سياسي كشور به اقتصاد هم خيلي علاقه مند بودم و جالب است بدانيد كه من براي دوره دكتراي اقتصاد آنجا هم رفتم براي يك سال دوسالي كه حتي دانشگاه اقتصاد خيلي خوبي دارند كه پذيرفته شده بودم و بعبارتي مي توانستم ادامه دهم. منتها بعد كه يك مقداري شناخت پيدا كردم نسبت به زمينه و قابليتهاي خودم، به اين نتيجه رسيدم كه نه، رشته كامپيوتر آن رشته ايست كه واقعا دوست دارم.
- پس شما فوق ليسانس و دكترايتان كامپيوتر بود؟
- بله.
- چه گرايشي؟
- سيستم بود عمداتا.
- آقاي دكتر براي رفتن به دانشگاه در آمريكا، وضعيت اقتصادي خانواده يا بورس يا اينكه كار كردن، كداميك كمك حال بود؟
- اين هم سوال خوبي است. جالب است كه بحث بورس امكانش بود، اما من آنرا ترجيح ندادم. در آن زمان با اينكه پدرم آدم خيلي متمولي نبود براي ايشان خيلي مشكل نبود كه يك سال اول من را تامين كند و چون احساس مي كردم كه مشكل خاصي نيست ترجيح دادم كه مستقل بروم. سال اول پدرم كمكم كرد و منتها بعدش ديگر مستقل شدم و همانجا در قالب TA و RA، كاملا خودم، خودم را تامين مي كردم و ادامه پيدا كرد و در نتيجه من بورسيه جايي نبودم.
- آقاي دكتر، براي دانشجويانتان چه توصيه اي داريد، اينكه ادامه تحصيل دهند، وارد Business شوند و اينكه داخل باشند يا خارج از كشور و يا هر توصيه اي كه در زمينه ادامه تحصيل داريد بفرماييد.
- من توصيه ام به دوستان اين است كه به خودشان رجوع كنند و ببينند كه علاقه شان چه مي گويد. گاها توجيح اينكه چرا از يك چيزي خوشتان مي آيد يا نمي آيد چندان ساده نيست. انسان خيلي پيچيده است. منتها بايد صداقت داشت و ببينيد اگر واقعا يك زمينه اي را دوست داريد آن ملاك اول است. اينكه حالا اين چقدر پول مي سازد و يا تبعات كاري آن چيست و اينها به نظر من درجه دوم است. كاري را انجام دهيد كه واقعا بهش علاقه داريد. اگر واقعا علاقه داريد برويد به Business ، پس بروبد به Business و ديگر اصلا ترديد نكنيد. اما اگر واقعا علاقه داريد به تحقيق و ادامه تحصيل، ترديد نكنيد. اينست كه يك قانون كلي نمي توان نوشت. افراد با هم فرق مي كنند و من همواره اين چراغ راهم بوده و هنوز هم همينطور است. كاري را همواره سعي مي كنم انجام دهم كه به آن علاقه دارم. همين بحث دموكراسي كه خدمتتان گفتم در همين راستاست. وقتي آدم حق انتخاب داشته باشد و خودش انتخاب كند و خودش دوست داشته باشد حالا اگر مرارت و مشكلات داشته باشد، اينها همگي مي شود لذت و در نتيجه به نظر من به خودتان رجوع كنيد و ببينيد كه واقعا دوست داريد كه ادامه تحصيل دهيد يا نه؟ اينها را با منطق نمي شود و بايستي به دل آدم برگردد و نكته اينست. البته عقل و دل اينجا گاهي باهم در تضادند ولي من به تجربه برايم ثابت شده كه همواره حرف آخر را به دل رجوع كنيد.
اتفاقا در مورد برگشت خودم به كشور هم همين مسئله بوده. واقعا آنجا يك شرايطي بود كه مي توانستم باشم. چون خيلي فرق مي كند امكانات و بعد هم از نظر شغلي و كاري برايم خيلي مناسب و مساعد بود، منتها در آن مقطع كه سني هم از من گذشته بود كه ديگر 37-38 سالم بود، ديگر احساس مي كردم كه خيلي مهم است كه آينده ام را چكار كنم؟ اگر بنا باشد كه بمانم كه ديگر بايد بمانم و اگر هم مي خواهم برگردم، الان بايستي تصميم بگيرم. خيلي تصميم مشكلي بود. عقل و دل! كه بعدا عقل چيز ديگري مي گفت و منتها دل چيز ديگري مي گفت و من نهايتا به دل رجوع كردم و اصلا پشيمان نيستم و فكر مي كنم كار خيلي خيلي درستي هم انجام دادم.
- آقاي دكتر براي ادامه تحصيل در مقطع دكترا چه كشورهايي را پيشنهاد مي كنيد؟
...
و سوالات بسيار ديگري از جمله اينكه آقاي دكتر چه نمره اي از 20 به دانشگاه شريف در تهران، در كيش و دانشجويان مقاطع كارشناسي و ارشد هر يك مي دهيد و نيز سوالاتي در مورد اينكه چه سن و چه شرايطي را براي ازدواج پيشنهاد مي دهيد و يا سوالات شبه زردي مثل موسيقي يا خواننده مورد علاقه ايشان، فيلم، سينما و ... كه در بخش بعدي به آنها خواهيم پرداخت... .
تهيه كنندگان:نظري-اسكويي پور-آرام
-۳شنبه (فردا) تحويل HardCopy به TA/ ساعت 11.5 تا 12/ سايت كامپيوتر كارشناسي
با تمام پشتکار به جهت حفظ و تداوم روند نمایش فیلم و قابل توجه بودن این حرکت، اما به نظر، ضمن كاهش تعداد دو فيلم در اين هفته به يك فيلم، كيفيت اثر هاي به نمايش در آمده هم در حال كاهش مي باشد. كه بايستي مسوولين آن، دقت نظر بيشتري نسبت فيلمهاي مورد انتخاب براي نمايش در دانشگاه به خرج دهند. [بطور مثال همانطور كه از فروش فيلم "قصه دلها" و نقدهاي موجود از آن، مشخص مي باشد، كيفيت پايين كليت اين اثر است.]
ارسالی از خانم (قبلا فعالتر) اسدی نیا
ظاهرا مجبور بودند براي بيرون كشيدن دختر از ماشين، ماشين را به دو نيم كنند و از روي نخل به پايين بياورند. تصادف نزديك فرودگاه رخ داده بود. به نظر سرعت زياد و قطعا بي احتياطي مي توانست اتومبيل را به بالاي نخل هدايت كند. البته بخشي از اين اطلاعات از شنيده هاست. اما چيزي كه مسلم است، بي احتياطي است.
اينها را نوشتم چون ديشب فضاي بد و سنگيني را ديدم كه شايد بتواند هشدار و زنگ خطري براي پيشگيري از چنين حوادثي با دقت بیشتر در حین رانندگی باشد.
به همراه دو نفر از دانشجویان، مصاحبه اي با پروفسور موقر ترتيب داديم كه در دو بخش آنرا همراه با تصاويري در بلاگ قرار خواهيم داد. در اين مصاحبه ي ۵۸ دقيقه اي، به مطالب بسياري از جمله بيوگرافي، سالهاي مختلف زندگي، علاقه مندي ها، پيشنهادات و توصيه هاي دكتر به دانشجويان پرداخته شده است.
تغییر روز کلاس حل تمرین سیستم عامل
با عرض پوزش از دانشجویان عزیز، کلاس حل تمرین سیستم عامل این هفته به جای شنبه در روز چهارشنبه مورخ ۱/۳/۸۷ ، ساعت 19:30 تا 21 در کلاس A3 برگزار می گردد.
تغییر روز کلاس حل تمرین ریاضیات گسسته
با عرض پوزش از دانشجویان عزیز، کلاس حل تمرین ریاضیات گسسته این هفته به جای شنبه در روز چهارشنبه مورخ ۱/۳/۸۷ ، ساعت 16:30 تا 18 در کلاس A3 برگزار می گردد.
مدرس: پروفسور خاكزار
مدت: 4ساعت (از ساعت ۹-۱۳)
تاريخ: 28/02/87
مكان: سالن كنفرانس برج IT
-گفتنی است براي شركت كنندگان، گواهينامه شركت در دوره صادر خواهد شد.
اساسا پویایی و فعالیت، ذات دانشجوست. وبلاگ (اينجا) جدید دیگری که فکر می کنم از چند روز پیش فعالیت خود را با همراهی چند نفر از دانشجویان و واحد سلامت دانشگاه آغاز کرده است، نام مناسبي را نيز براي خود برگزيده است.
اميدوارم اين بلاگها در اين فضاي مجازي براي رشد و سربلندي دانشگاه تعاملات تنگاتنگي را با يكديگر داشته باشند. براي شروع اولين تعامل، لينك اين بلاگها در بخش پيوندهاي بلاگ قرار مي گيرد و براي حركت بعدي براي عضويت در جمع نويسندگان بلاگهاي جديد و همچنين نويسندگان اين بلاگ اعلام آمادگي مي شود.
از نكات برجسته و قابل اشاره در اين بلاگها، حضور چشم گير و فعالانه دانشجويان رشته IT در مقاطع مختلف آنست.
- شایان ذکر است، خواهر ايشان در دانشگاهمان مشغول به تحصيل در رشته IT مي باشند.
هر سه لينك شما را به سمت "Persian Gulf" راهنمايي مي كند.
از پيامها و sms ها اينطور به نظر مي رسد كه جواني ايراني با ترفندهاي دنياي وب، اين سه لينك را در صدر سايتهاي مورد جستجو در اين زمينه قرار داده است تا حتي با جستجوي كلمه خليج عرب نيز به سوي خليج فارس هدايت شوند!
از طریق بسیاری از برنامه هایی که به شکل بازی یا هر چیز ديگری در صفحه فیسبوک شما ظاهر می شود، مشخصات فردی شما و دوستان تان برای برنامه نویس قابل دسترسی خواهد بود.
براي اطلاعات بيشتر---> اینجا
دو فراخوان برای مسابقات ورزشی نیز در دانشگاه اعلام شده است. یکی برای تشکیل تیمهای ورزشی دانشگاه، براي رشته هاي فوتسال، بسكتبال، شنا، شطرنج، تنيس و بولينگ كه جلسه توجيحي آن [فردا] 3شنبه 24/02، ساعت 18.30 در سالن هرمز برگزار خواهد شد. فراخوان ديگر براي شركت در مسابقات رشته هاي ورزشي فوق [به غير از تنيس و بولينگ] در بازه زماني 28/02 تا 03/03 خواهد بود و زمان ثبت نام آن تا 26/02 مي باشد. از نکات مثبت این سری از مسابقات ورزشي ايده نوعي است كه مسابقات، في مابين دانشگاهها برگزار مي گردد. مسابقات ورزشي زير نظر واحد فرهنگي مي باشد.
نگارشي جديد از employee! در باشگاهي در جزيره
آکادمی بین المللی علوم و هنرهای دیجیتال اسامی برندگان جایزه سالانه Webby Awards ویژه بهترین های حاضر در دنیای وب را اعلام کرد.
به گزارش فاوانیوز به تقل از مهر ، آکادمی بین المللی علوم و هنرهای دیجیتال که همه ساله بهترین های حاضر در اینترنت را با رای هیئت داورانی متشکل از 550 کارشناس آمریکایی دنیای دیجیتال معرفی می کند، امسال نیز اسامی برندگان جایزه Webby Awards سال 2008 را اعلام کرد. این جوایز در 9 و 10 ژوئن طی مراسمی در نیویورک اعطا می شود.
از میان برندگان این جایزه که بهترین حضور را در وب داشته اند می توان به "استیفن کلبر، کمدین برنامه های تلویزیونی، ویلیام آهنگساز و نسخه آنلاین روزنامه نیویورک تایمز اشاره کرد.
براساس گزارش زئوس نیوز، از دیگر برندگان این جایزه که به اسکار وب نیز معروف است، نسخه های اینترنتی مجلات National Geographic و The Onion و وب سایت های فیلکر و Espn.com هستند.
[برگرفته از سایت نارنجی:] نام این کوله پشتی BUILT می باشد که با وزنی بسیار سبک بهترین نوع حفاظت را از لپ تاپ خواهد کرد. این محصول برای لپ تاپ هایی 12 تا 17 اینچی موجود است و علاوه بر محفظه قرار گرفتن لپ تاپ دارای فضاهایی برای گذاشتن برخی لوازم جانبی سبک و کوچک نیز می باشد. این کوله پشتی 80$ قیمت دارد.
کلاس رفع اشکال درس ساختمان گسسته امروز ساعت ۲۱ برگزار می گردد. حضور کلیه دانشجویان ضروری نیست و این کلاس تنها به درخواست برخی از دانشجویان جهت رفع اشکال برگزار می گردد.
Dear IT Students
I’ll be in the international campus of Sharif University in Kish Island on Monday 23rd of Ordibehesht. You are welcome to meet me if you have any question. The office of Dr. Manzuri will announce the meeting time.
Regards
Miremadi